کد مطلب:62487 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:186

ضرورت و اهميت تعيين هدف











هدف عبارت است از: نقطه اي كه تمام فعاليت هاي سازمان، معطوف به آن بوده و همه تلاش ها و كوشش ها به منظور دستيابي به آن انجام مي گيرد. بر اين اساس، هدف تعيين كننده مسير حركت و جهت اصلي سازمان بوده، و نتيجه نهايي و مقصود غايي است كه سازمان مي خواهد به آن دست بيابد.

امكانات و منابع هيچ فرد و سازماني نامحدود نيست؛از اين رو لازم است كه هر فرد و سازمان، با در نظر گرفتن منابع، امكانات و توانايي هاي خود و با توجه به شرايط مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، هدف يا اهداف مشخص و روشني را براي خود تعريف، و تمام فعاليت ها و تلاش هاي خود را در جهت دستيابي به آن اهداف هدايت كند.

امام علي (ع ) اين نكته اساسي را تذكر داده و مي فرمايد:

ان رأيك لا يتسع لكل شيء ففرغه للمهم؛همانا انديشه تو گنجايش همه چيز را ندارد؛ پس آن را براي چيزهاي مهم فارغ نگه دار.

دلايل بسياري براي اثبات ضرورت تعريف و تعيين هدف و اهميت ويژه آن در برنامه ريزي وجود دارد كه تنها به چند مورد از آن ها اشاره مي شود:

الف ) تعيين مسير حركت سازمان

از جمله دلايل ضرورت تعيين هدف در سازمان اين است كه هدف ها، تعيين كننده جهت حركت سازمان و روشن كننده مسير تلاش هاي افراد و كاركنان سازمان مي باشند؛ و سازمان ها و افراد بدون داشتن هدف، مبهوت و سر در گم مي مانند و در برابر تغييرات محيطي، دست به تلاش و فعاليت مي زنند، بدون اين كه بدانند واقعا در پي كسب چه چيزي هستند. با تعيين هدف ها، افراد و سازمان ها مي توانند عوامل انگيزشي را تعيين، و منبع الهام بخش را مشخص نمايند. اين كار به آن ها كمك مي كند تا بر موانع و محدوديت هايي كه بر سر راه آن هاست پيروز شوند.[1] .

امام علي (ع ) در تبيين اهميت و ضرورت تعيين هدف، يكي از دلايل ضرورت آن را ايجاد انگيزه در افراد دانسته و مي فرمايد:

بقدر الهمم تكون الهموم؛[2] . تلااش ها و كوشش ها به اندازه اهداف و همت ها است.

بر اين اساس، اگر اهداف روشن و مشخصي وجود داشته باشد، افراد و سازمان ها انگيزه بيش تري براي تلاش و كوشش براي رسيدن به آن هدف خواهند يافت.

ب ) تمركز تلاش ها

هر شخص يا سازمان، منابع و امكانات محدودي دارد كه مي تواند براي رسيدن به يك هدف و يا دسته اي از اهداف به كار بندد. با انتخاب يك هدف، يا مجموعه اي از هدف هاي وابسته و مرتبط، مي توان راه به كار گيري اين منابع كمياب را مشخص كرده و اولويت ها را تعيين نمود.[3] .

وقتي كه هدف هاي معين و روشني براي سازمان تعريف شود، مسير حركت سازمان روشن شده و تمام تلاش ها معطوف به آن اهداف مي شود، و فعاليت هاي سازمان در جهت دستيابي به اهداف مورد نظر متمركز خواهد شد. تمركز تلاش ها و فعاليت ها به منظور دستيابي به اهداف خاص، سازمان را از سر در گمي و پراكنده كاري نجات مي دهد، و راه روشني را براي حركت آن مشخص خواهد كرد.

سازمان ها با محدوديت هاي مختلفي مواجه هستند؛ مثل محدوديت منابع و امكانات، محدوديت نيروي انساني، محدوديت زماني و محدوديت هاي ديگر، كه هر كدام به نوعي سازمان را با مشكل مواجه كرده و ضرورت روشن شدن اهداف و مسير حركت سازمان را نمايان مي سازند. امير مؤ منان علي (ع ) در موارد متعددي ضرورت تمركز بر كارهاي مشخص و پرهيز از پراكنده كاري را تذكر داده است. آن حضرت در يكي از بيانات خويش بر اين مورد مي فرمايد:

دع ما لا يعنيك و اشتغل بمهمك الذي ينجيك[4] آنچه را براي تو مهم نيست واگذار؛ و به كار مهمي مشغول باش كه موجب نجات تو خواهد شد.

بنابراين، لازم است كه سازمان، اهداف روشن و مشخصي را براي خود تعيين و تعريف كند، و تمام فعاليت هاي كاركنان خود را در جهت دستيابي به آن هدف ها سوق دهد.

ج ) تعيين چارچوب براي تصميم گيري

تعريف و تعيين اهدافي روشن و مشخص براي سازمان باعث خواهد شد كه مديران سازمان، مبناي مشخصي براي تصميم گيري هاي خود داشته باشند. اگر مديران سازمان، چارچوبي روشن براي تصميم گيري ترسيم كنند، از گام نهادن در تاريكي و سر در گمي نجات يافته، تصميمات مناسب و مطلوبي اتخاذ خواهند كرد، و از اين رهگذر سازمان را به سوي موفقيت و پيشرفت، رهنمون خواهند شد.

د) تعيين ميزان پيشرفت

يك هدف روشن و قابل سنجش كه مهلت مشخصي هم داشته باشد، به صورت يك استاندارد عملكرد در آمده، و به افراد و مديران اين امكان را مي دهد كه ميزان پيشرفت خود را ارزيابي نمايند. از اين رو، اهداف، بخش ‍ اصلي فرايند كنترل هستند؛ يعني همان فرايندي كه اطمينان مي دهد كه فعاليت ها و برنامه ها در جهت دستيابي به اهداف قرار دارند.[5] .

هدف هاي سازماني به صورت معيار و استانداردي عمل مي كنند كه مي توان به وسيله آن ها، ميزان پيشرفت و موفقيت سازمان و كاركنان آن را ارزيابي و اندازه گيري كرد.









    1. .186:P ؛Management ؛Edward, Freeman, James, Stoner.
    2. غررالحكم و دررالكلم، حديث 4277.
    3. .186:P ؛Management ؛Edward, Freeman, James, Stoner.
    4. 186:P ؛Management ؛Edward, Freeman, James, Stoner.
    5. .186:P ؛Management ؛Edward, Freeman, James, Stoner.