کد مطلب:62494 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:118

اهميت تصميم گيري











تصميم گيري از اهميت زياد و جايگاه ويژه اي در مديريت برخوردار است، تا جايي كه برخي از پژوهشگران و صاحب نظران برجسته، مديريت و تصميم گيري را هم معنا و مترادف دانسته و معتقدند كه مديريت چيزي جز تصميم گيري نيست. از نظر اين دسته از محققين، كانون اصلي مديريت را تصميم گيري تشكيل مي دهد، و انجام دادن وظايفي چون برنامه ريزي، سازماندهي و يا كنترل، در حقيقت فرايندي جز تصميم گيري درباره نحوه انجام دادن اين فعاليت ها نيست.

تصميم گيري، اصل و اساس وظايف مدير را تشكيل مي دهد؛ چرا كه اگر تعيين هدف، سياستگذاري، تعيين استراتژي، تعيين قوانين و مقررات، راه و روش كار، انتخاب و استخدام نيروي انساني، تعيين وظايف و مسئوليت اي كاركنان و همچنين سرپرستي و كنترل و ارزيابي عملكرد آن ها را از جمله وظايف مدير به شمار آوريم؛لازمه همه اين اقدامات تصميم گيري است. بنابراين، مي توان گفت:

تصميم گيري، پايه و اساس تمام وظايفي است كه مدير در سازمان انجام مي دهد.

برخي از صاحب نظران، كيفيت مديريت را تابع كيفيت تصميم گيري دانسته و معتقدند كه تصميم گيري به تنهايي مهم ترين وظيفه مدير است؛زيرا كيفيت تصميم گيري طرح و برنامه ها، اثر بخشي و كارآمدي استراتژي ها و كيفيت نتايجي كه از اعمال آن ها به دست مي آيد، همه تابع كيفيت تصميماتي است كه مدير اتخاذ مي كند.

اگر چه با هدفگذاري، و تعيين سياست و ترسيم خط مشي هاي كلي، مسيري كه سازمان بايد بپيمايد، معين مي شود؛ ولي براي هدايت سازمان در طول اين مسير و براي رسيدن به مقصد، لازم است مدير تصميمات مهم و حياتي بسياري اتخاذ نمايد تا ضمن بهره برداري مناسب از امكانات و فرصت هاي به دست آمده، از برخورد با موانع و تهديدها نيز مصونيت يابد.

تصميم گيري، در هماهنگ كردن فعاليت هاي سازمان در جهت اهداف آن نيز نقش مهمي دارد. بنابراين، مديران معمولا تصميم گيري را وظيفه اصلي خود به شمار مي آورند؛ زيرا براي آن ها بديهي است كه براي پيشبرد اهداف سازمان بايستي در پي اين باشند كه چه راهي را برگزينند، چه كاري را انجام دهند، چه كسي را مأمور و مسئول چه كاري كنند، و كارها چگونه، در كجا و در چه زماني انجام شوند.

تصميم گيري، مفهومي فراگير بوده و منحصر به سازمان و مديريت نيست؛بلكه حضور يا دخالت مستقيم و غير مستقيم آن در بسياري از زمينه ها، توجه محققان و دانشمندان را به خود جلب كرده است. هر كس در طول زندگي خود، تصميمات مختلف و گوناگوني مي گيرد؛ مثلا اين كه به كدام مدرسه برود، چه تحصيلاتي داشته باشد، چه حرفه و شغلي را انتخاب كند، چگونه تشكيل خانواده بدهد و موارد فراوان ديگر، از جمله تصميماتي است كه هر كس بايد اتخاذ نمايد؛ ولي تصميم گيري در سازمان و مديريت، از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار مي باشد، و هميشه به عنوان بخشي جدايي ناپذير از مديريت، در ادبيات مديريت مطرح بوده است.

از جمله مسائلي كه اهميت بحث تصميم گيري در مديريت را نشان مي دهد، اين است كه تصميمات مديران مي تواند رفتار كاركنان سازمان را در جهت مطلوب تغيير داده و آن را عقلاني تر نمايد. به عبارت ديگر؛ تصميم مدير مي تواند عملكرد و رفتار سازماني كاركنان را به سمتي هدايت كند كه با اهداف سازمان مطابقت و هماهنگي بيش تري داشته باشد؛ چرا كه تصميمات مدير، بيانگر اهداف سازمان و منعكس كننده آن هاست. بنابراين، تصميم گيري مدير، به كاركنان كمك مي كند تا اين اهداف را بهتر دريابند. همچنين تصميمات مدير، رفتار عالي و نوع عملكردي را كه از افراد در مشاغل مختلف سازماني انتظار مي رود، معين مي كند.[1] .









    1. سعادت، اسفنديار، فرايند تصميم گيري در سازمان، ص 15.