کد مطلب:62498 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:80

سيره عملي امام علي در جمع آوري اطلاعات











امام علي (ع ) توجه خاصي به شناخت دقيق مسائل و جمع آوري اطلاعات لازم در مورد آن ها داشت، و آن گاه كه مي خواست در مورد مسأله اي تصميم بگيرد، آن را به دقت سنجيده و جوانب مختلف و زواياي گوناگون و عواقب و پيامدهاي احتمالي آن را مورد بررسي قرار مي داد؛ و هنگامي كه مسأله به خوبي براي آن حضرت تبيين مي شد، تصميم لازم و مناسب را در مورد آن اتخاذ مي كرد. آن حضرت در يكي از خطبه هاي خود، نحوه تصميم گيري در مورد يك مسأله را اين گونه بيان مي كند:

و لقد ضربت أنف هذا الامر و عينه، و قلبت ظهره و بطنه فلم أرلي فيه الا القتال او الكفر بما جأ محمد صلي الله عليه؛[1] من اين كار (مناسبات خود با معاويه ) را به خوبي بررسي كرده و سنجيدم؛و درون و برون، و پشت و روي آن را ژرف ديدم؛به اين نتيجه رسيدم كه راهي جز جنگ كردن و يا كافر شدن نسبت به آنچه محمد- كه درود خدا بر او باد- آورده است، ندارم.

همچنين در يكي ديگر از خطبه ها، فرايند تصميم گيري خويش را اين گونه بيان مي فرمايد:

و قد قلبت هذا الامر بطنه و ظهره حتي منعني النوم فما وجدتني يسعني الا قتالهم او الجحود بما جأ به محمد صلي الله عليه و آله و سلم، فكانت معالجة القتال اهون علي من معالجة العقاب، و موتات الدنيا اهون علي من موتات الآخرة؛[2] اين مسأله را زير و رو كردم، و همه جهاتش را سنجيدم، تا جايي كه خواب را از چشمانم ربود؛ ديدم چاره اي نيست جز اين كه يا با آنان به مبارزه برخيزم؛و يا آنچه را محمد- كه درود و سلام خدا بر او باد- آورده است، انكار كنم. تن به جنگ دادن آسان تر است از اين كه تن به كيفر پروردگار دهم؛و از دست رفتن دنيا و رنج اين جهان، برايم سهل تر از كيفر آن جهان و از دست رفتن آخرت است.

همچنين آن بزرگوار در دوران كوتاه حكومت و مديريت خويش، عده اي را مأموريت مي داد تا از اوضاع دشمن و يا از عملكرد كارگزاران خود، اطلاعاتي كسب كرده و گزارش آن را به اطلاع آن حضرت برسانند. علاوه بر اين، به كارگزاران خويش سفارش مي كرد كه همواره عده اي را براي جمع آوري اطلاعات در نظر بگيرند.

از مواردي كه بيانگر حساسيت آن حضرت در مورد اطلاعات و تلاش براي به دست آوردن آن مي باشد، ماجراي خريت بن راشد است. خريت كه يكي از سران خوارج بود، بعد از جنگ صفين و مسأله حكميت، عليه حكومت امام علي (ع ) دست به شورش زد و به مدائن، و از آن جا به منطقه اهواز و فارس رفت؛عده اي را كشت، و عشاير بني ناجيه را تحريك و با خود هماهنگ كرد. وي به آن ها مي گفت كه لازم نيست زكات اموال خود را بپردازند! لذا عده اي از آن ها كه مسلمان شده بودند، مرتد گرديده و كارگزار حضرت علي (ع ) در عمان به نام حلو بن عوف ازدي را به قتل رساندند.

امام علي (ع ) در ابتداي خروج خريت، از وضعيت او مطلع نبود؛ لذا طي بخش نامه اي به كارگزاران خويش چنين نوشت:

بسم الله الرحمن الرحيم. من عبدالله علي امير المؤ منين الي من قرأ كتابي هذا من العمال، اما بعد فان رجالا لنا عندهم بيعة خرجوا هرابا فنظنهم خرجوا نحو بلاد البصرة، فاسئل عنهم أهل بلادك و اجعل عليهم العيون في كل ناحية من أرضك ثم اكتب الي بما ينتهي اليك عنهم؛[3] به نام خداوند بخشنده مهربان. از بنده خدا، علي امير مؤ منان به تمام كارگزاراني كه اين نامه را مي خوانند! اما بعد: گروهي از مردان كه بايد از ما پيروي مي كردند، فرار كرده كه ما گمان مي كنيم به طرف بصره حركت كرده اند. از مردم شهر خود سؤ ال كنيد، مأموران مخفي در هر ناحيه از منطقه خود بگماريد و در صورتي كه خبري به شما رسيد، آن را به من گزارش كنيد!.

مالك بن كعب يكي از كارگزاران آن حضرت، وقتي اين بخش نامه را دريافت كرد، طي نامه اي به ايشان اطلاع داد كه آن ها از منطقه عين التمر عبور كرده اند. بر اساس اين اطلاع امام علي (ع ) معقل بن قيس را همراه دو هزار نفر در تعقيب او و يارانش فرستاد.[4] .









    1. همان، خطبه 43.
    2. همان، خطبه54.
    3. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 130.
    4. ذاكري، علي اكبر، سيماي كارگزاران علي بن ابي طالب امير المؤ منين (ع )، ج 1، ص 367.