کد مطلب:62516 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:84

قاطعيت در تصميم گيري











از ديگر ويژگي هاي ضروري براي تصميم گيري مؤ ثر و موفقيت آميز، قاطعيت و ثبات در تصميم گيري است. تصميم گيري آن گاه مؤ ثر و كارآمد خواهد بود كه از قاطعيت و ثبات لازم برخوردار باشد. هنگامي كه همه زواياي يك مسأله سنجيده شود، و جوانب مختلف آن مورد بررسي دقيق قرار گيرد، ترديد و دو دلي در آن روا نيست؛و بايد نسبت به اجراي آن اقدام قاطع انجام گيرد. قاطعيت معقول و ثبات رأي پس از بررسي جوانب مختلف مسأله، نقش مهمي در حل و فصل امور و دستيابي سازمان به اهداف خود دارد. سستي و ترديد، و احتياط بيش از حد مدير موجب محول شدن كار به مرور زمان، و به هدف نرسيدن سازمان مي شود، كه از اين رهگذر خسارت هاي جبران ناپذيري بر سازمان وارد مي شود.

بنابراين، قاطعيت به معناي دقت نكردن در اتخاذ تصميم و اجر كردن آن، بررسي نكردن جوانب مختلف مسأله، تصميم گيري عجولانه، استبداد رأي، برخورد خشن و عدم انعطاف در اتخاذ تصميم و اجراي آن نيست؛بلكه قاطعيت بدين معناست كه وقتي اطلاعات لازم در مورد يك مسأله جمع آوري شد، و پيشنهادهاي مختلف به دست آمد، و بهترين راه حل مشخص گرديد و زمينه اجراي عمل هم از هر جهت فراهم شد، بايستي با قاطعيت كامل و ثبات لازم، تصميم مناسب اتخاذ گردد، و با جديت به مرحله اجرا در بيايد.

امام علي (ع ) در تبيين اهميت و ضرورت قاطعيت و ثبات و جديت در تصميم، قاطعيت را يكي از صفات برجسته پيامبران الهي دانسته و مي فرمايد:

و لكن الله سبحانه، جعل رسله اولي قوة في عزائمهم؛[1] خداوند سبحان، پيامبران و فرستاده هاي خود را در تصميم هايشان قدرتمند و قاطع قرار داد.

برخي از مديران و مسئولان سازمان در اتخاذ تصميم و اجراي آن، بيش از حد ترديد مي كنند؛ حتي پس از آماده شدن همه مقدمات و مهيا شدن تمامي شرايط نيز توانايي اتخاذ تصميمي مناسب و قاطع و نيز اعمال تصميم را ندارند، و يا اين كه تصميم آنان با دلهره و اضطراب همراه است. اين وضعيت باعث سرايت ترديد و ابهام در همه ابعاد سازمان مي شود؛ طبعا كارها در زمان مناسب خود به انجام نخواهد رسيد، و سازمان از رسيدن به اهداف پيش بيني شده خود باز ماند. امير المؤ منين امام علي (ع ) از شك بيش از حد و ترديدهاي بي مورد نهي كرده و مي فرمايد:

لا تجعلوا علمكم جهلا و يقينكم شكا، اذا علمتم فاعملوا و اذا تيقنتم فاقدموا؛[2] علم خود را به جهل، و يقين خويش را به شك تبديل نكنيد. وقتي كه دانستيد عمل كنيد و زماني كه يقين پيدا كرديد اقدام نماييد.

يكي از نكاتي كه ضرورت قاطعيت در تصميم گيري ها و از دست ندادن فرصت ها را بيش تر مي نماياند، محدوديت زمان است؛زيرا فرصت ها به سرعت از دست مي روند. بنابراين، وقتي كه تمام جوانب و زواياي مسأله سنجيده شد، و شرايط و مقدمات آماده گشت و تصميم گرفته شد، در اجراي آن نبايستي سستي و تأخير نمود و فرصت را از دست داد.

امام علي (ع ) گذشت زمان و از دست رفتن فرصت ها، و ضرورت تلاش ‍ براي بهره برداري بهتر از فرصت ها را يادآور شده و مي فرمايد:

الفرصة تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير؛[3] فرصت ها به سان گذر ابرها مي گذرند؛ پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد.

بر اين اساس، يكي از رموز موفقيت مديران، استفاده بهينه آن ها از فرصت هايي است كه براي سازمان به وجود مي آيد. علاوه بر اين، مدير موفق نه تنها از فرصت هاي موجود به طور مناسب بهره برداري مي كند؛ بلكه سازمان را به گونه اي مديريت مي نمايد كه اصولا فرصت هاي مناسبي براي سازمان به وجود آيند. از اين رهگذر، علاوه بر اين كه منافع سازمان از بين نمي رود، فرصت هاي مناسبي براي رشد و پيشرفت در اختيار سازمان قرار مي گيرد.

قاطعيت از مواردي است كه مي تواند بيانگر توانمندي و قدرت مدير باشد؛ چرا كه مدير بايد دقت در كار و بررسي جوانب مختلف آن را از تعلل و ترديد بيجا و از دست دادن فرصت ها جدا سازد؛ و تصميمي درست، منطقي و به موقع بگيرد. بنابراين، مدير توانمند، قوي و دور انديش كسي است كه وقتي مي خواهد در مورد مسأله اي تصميم بگيرد، آن را به دقت بررسي قرار دهد، و زواياي مختلف آن را بسنجد و پس از دقت كافي در مورد مسأله و روشن شدن همه جوانب آن، با قاطعيت و قدرت تصميم گيري كند و تصميم خود را اجرا مي نمايد.

دقت در برخي تصميم گيري هاي امام علي (ع ) نشان مي دهد كه آن حضرت همواره سعي مي كرد با در نظر گرفتن همه جوانب، و دقت در زواياي مختلف مسأله، تصميم منطقي و درستي در مورد آن اتخاذ نمايد؛ و آن گاه كه با ملاحظه اين دو نكته و ضمن در نظر گرفتن عواقب و پيامدهاي احتمالي آن، تصميم گيري مي كرد، با قاطعيت كامل آن را به صحنه عمل مي كشاند، و در اجراي تصميم سستي و تعلل را مجاز نمي شمرد.

از ديگر مواردي كه بيانگر قاطعيت آن حضرت در تصميم گيري و عمل به تصميم مي باشد، مسأله تصفيه كارگزاران فاسد خليفه سوم و بركناري آنان از منصب هايشان است. وقتي كه عثمان به قتل رسيد و مردم با امام علي(ع ) بيعت كردند، تشخيص حضرت آن بود كه سالم سازي منصب هاي حكومتي از اهم كارهايي است كه بايستي انجام پذيرد. بنابراين، تصميم گرفت كه كارگزاران فاسد و نالايقي مثل معاويه، عبدالله بن عامر و... را كه مرتكب جنايات زيادي شده و ظلم و ستم بسياري به مردم روا داشته اند، از كار بركنار نمايد.

اين تصميم ممكن بود كه باعث ناآرامي مختلف گردد، و اوضاع انقلابي و متلاطم آن زمان را دچار هيجانات سياسي ديگر كند و عده اي بخواهند از اين وضع نا به سامان امام علي (ع ) سوء استفاده كنند، ولي در اجراي تصميم خود قاطع و مصمم بود و با وجود ممانعت هايي كه به عمل مي آمد به هيچ وجه حاضر نشد افراد ناصالح و فاسد را در سمت هاي خودشان ابقا نمايد.

برخي سياستمداران با تصميم امام مخالفت، و حضرت را به تجديد نظر در آن ترغيب مي كردند؛ از جمله مغيرة بن شعبه كه از آگاهان به اوضاع سياسي بود نزد امام علي (ع ) رفت، و پس از چرب زباني، تملق و مقدمه چيني گفت: به تو نصيحت مي كنم كه كارگزاران عثمان را در جاي خود ابقا كني. معاويه را در كار خود بگمار. ابن عامر را هم ابقا كن. ديگر كارگزاران را هم در جاي خودشان باقي گذار. آنان با بيعت مي كنند؛ كشور را آرام مي سازند و مردم را ساكت مي گردانند.

امام (ع ) وقتي سخنان مغيره را شنيد، بر اجراي تصميم قاطع خويش تأكيد و فرمود: به خدا قسم اگر ساعتي از روز باشد، در اجراي نظرم تلاش به خرج مي دهم؛نه آنان را كه گفتي والي مي كنم و نه امثال آنان را به ولايت مي گمارم.

مغيره گفت: پس برايشان نامه بنويس و آنان را در مقام خودشان تثبيت كن. همين كه بيعت آنان و اطاعت سپاهيان به تو رسيد، يا آنان را عوض كن و يا باقي بگذار.

حضرت فرمود: در دينم نيرنگ وارد مكن و در كارم پستي روا مدار.

مغيره كه قاطعيت امام (ع ) در اجراي تصميم را مشاهده كرد، گفت: پس ‍ اگر از اين كار امتناع داري هر كه را مي خواهي عزل كن و فقط معاويه را باقي گذار؛ زيرا معاويه گستاخ است و اهل شام از او حرف شنوي دارند؛ تو هم در تثبيت او بهانه داري زيرا عمر بن خطاب او را والي آن جا كرده است.

حضرت فرمود: نه، به خدا قسم معاويه را دو روز هم بر نمي گمارم.

ابن عباس نيز مانند مغيره، به امام علي (ع ) پيشنهاد كرد كه معاويه را ابقا كند و در توجيه نظر خود گفت: معاويه و يارانش اهل دنيا هستند؛ لذا اگر آنان را در مقام خودشان تثبيت كني، به كسي كه سرپرست اين امر است، توجهي ندارند. حضرت در جواب ابن عباس فرمود: واي بر تو ابن عباس! آن كس كه مرا به رعايت حق ملزم كرده كارگزاران عثمان آشنا مي گرداند، هرگز مرا وادار نمي كند كسي از اين گروه را بهتر و شايسته تر از ديگران بدانم. اگر عزلشان را پذيرفتند چه بهتر، و اگر نپذيرفتند با شمشير با آنان برخورد مي كنم.

اين موارد تنها نمونه اي از قاطعيت آن حضرت در اجراي تصميمات درست خويش است؛و بيانگر اين نكته است كه امام (ع ) آن گاه كه با درايت و دورانديشي تمام و با سنجيدن همه جوانب يك مسأله، در مورد آن تصميمي منطقي و درست مي گرفت، با قاطعيت تمام آن تصميم را اجرا مي كرد، و به هيچ وجه از آن صرف نظر نمي نمود.









    1. نهج البلاغه، خطبه 192.
    2. همان، حكمت 274.
    3. همان، حكمت 21.