کد مطلب:62518 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:90

پرهيز از شتابزدگي











تصميم گيري زماني منطقي مي نمايد كه در آن از عجله و شتابزدگي پرهيز شده باشد. هرگاه قبل از آماده شدن مقدمات و مهيا شدن اسباب و لوازم ضروري يك مسأله، اقدام به اتخاذ تصميم در مورد آن گردد، تصميم اخذ شده از آفت عجله و شتابزدگي مصون نيست. بديهي است كه كارها، در صورتي به نتيجه مي رسند كه مقدمات و شرايط لازم براي آن ها محقق شده و نيز زمان مناسب براي آن ها فرا رسيده باشد؛ اما اگر تصميم گيري؛با مقدمات لازم همراه نبوده باشد، قطعا نمي توان انتظار داشت كه كارها به نتيجه مطلوب برسند.

امام علي (ع ) ضرورت پرهيز از شتابزدگي بي مورد را به مالك اشتر گوشزد كرده و مي فرمايد:

اياك و العجلة بالأمور قبل أوانها و التسقط فيها عند امكانها، او الجاجة فيها اذا تنكرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع كل أمر موضعه و اوقع كل عمل موقعه؛[1] از عجله و شتابزدگي در مورد كارهايي كه وقت انجام دادنشان نرسيده؛يا سستي در كارهايي كه امكان عمل آن فراهم شده؛يا پافشاري و اصرار در اموري كه روشن نيست؛يا سستي در كارها، هنگامي كه روشن و واضح است؛برحذر باش. پس هر امري را در جاي خويش قرار داده و هر كاري را بموقع خود انجام بده.

انجام دادن هر كار بدون فراهم كردن مقدمات لازم، و پيش از فرا رسيدن زمان مناسب آن، و نيز تصميم گيري در مورد مسأله اي بدون بررسي همه جوانب و زواياي آن، و بدون توجه به زمان و مكان، و مبتني بر شتابزدگي، كاري نابخردانه است؛زيرا علاوه بر اين كه نتيجه مطلوبي به دنبال نخواهد داشت، چه بسا پيامدهاي مختلف و خسارات و آسيب هايي را به دنبال آورد.

البته همان گونه كه شتابزدگي و عجله، مطلوب نيست و ممكن است پيامدهاي نامطلوب و ناخواسته اي به همراه داشته باشد، سستي و كوتاهي نيز نتايج و آثار نامطلوبي در پي دارد. بدون شك اگر زمينه لازم براي اخذ تصميم و سپس انجام دادن كاري مهيا بود، در آن صورت، كوتاهي كردن و سستي بي مورد نيز باعث هدر رفتن بسياري از امكانات و فرصت ها خواهد شد، و فرد يا سازمان با مشكلات بسياري مواجه گشت و خسارات فراواني از اين رهگذر به بار خواهد آمد. بر اين اساس، امام علي (ع ) در سفارش ياد شده، هر دو جهت مسأله را مورد توجه قرار داده و به مالك توصيه مي كند كه هم از شتاب بي مورد در كارها پرهيز كند و هم سستي نابجا اجتناب نمايد. در نگاه حضرت (ع )، شتابزدگي در كارها و تصميم گيري ها، و نيز سستي در آن ها، كاري نابخردانه است. آن حضرت در اين مورد مي فرمايد:

من الخرق العجلة قبل الامكان و الاناة بعد اصابة الفرصة؛[2] شتاب كردن قبل از به وجود آمدن امكان، و درنگ كردن بعد از به دست آمدن فرصت، نشانه بي خردي است.

شايد يكي از دلايل اين امر آن باشد كه هر گاه اقدامي بر اساس تصميمي شتابزده صورت پذيرد، ثمر بخش نبوده و به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد.

امام علي (ع ) مي فرمايد:

لا اصابة لعجول؛[3] انسان عجول و شتابزده، به نتيجه (مطلوب ) نمي رسد.

عدم توجه به فراهم شدن مقدمات و مهيا شدن شرايط لازم، و شتابزده عمل كردن و تصميم گرفتن، فرد يا سازمان را از دستيابي به اهداف خود باز داشته و موجب گرفتار شدن در لغزش و اشتباه خواهد شد.

آن حضرت (ع ) بعد از سفارش مؤ كد به پرهيز از شتابزدگي و عجله، آن را همراه با لغزش و خطا دانسته و مي فرمايد:

اياك و العجل فانه مقرون بالعثار؛[4] از شتابزدگي بپرهيز، كه شتابزدگي با لغزش همراه است.

شتابزدگي باعث مي شود كه فرد يا سازمان نتواند از امكانات و منابع موجود خود به نحو مطلوب و شايسته استفاده نمايد؛ در نتيجه از اين نحوه تصميم گيري پشيمان مي شود؛ چنان كه در گفتار امام (ع ) پشيماني را يكي از پيامدهاي نامطلوب شتابزدگي دانسته و مي فرمايد:

احذروا العجلة فانها تثمر الندامة؛[5] از شتابزدگي بپرهيزيد كه همانا نتيجه آن پشيماني است.

همچنين آن حضرت، يكي ديگر از نتايج سوء و پيامدهاي نامطلوب عجله و عدم توجه به آماده سازي امكانات لازم، و فراهم نكردن مقدمات ضروري را ايجاد غصه و اندوه بيان كرده و مي فرمايد:

العجل قبل الامكان، يوجب الغصه؛[6] عجله، قبل از توانايي و امكان، باعث غصه و اندوه مي شود.

در يك جمع بندي كلي مي توان گفت كه از ديدگاه امام علي (ع ) شتابزدگي در تصميم گيري، و انجام دادن كارها بدين شيوه نشانه نابخردي است، و باعث آن مي شود كه فرد يا سازمان از دستيابي به اهداف مورد نظر و كسب نتايج مطلوب باز بمانند. همچنين توجه نكردن به شرايط زماني و مكاني، و فراهم نبودن مقدمات و امكانات لازم، موجب لغزش و خطاي تصميم گيرنده مي شود؛ و اندوه و پشيماني او را به دنبال خواهد داشت. آن بزرگوار در يكي ديگر از سخنان خود مي فرمايد:

و لا تعجلوا في امر حتي تتبينوا؛[7] در هيچ كاري شتاب نكنيد، تا آن را تبيين و بررسي كنيد.

آن امام، همان گونه كه اصحاب و ياران خود را از شتابزدگي در تصميم گيري باز مي داشت، در تصميم گيري هاي خود نيز به اين اصل مهم توجه مي كرد، و هرگز شتابزده تصميم نمي گرفت. از مصاديق اين نكته پرهيز آن حضرت از عجله در مورد جنگ صفين است.

آن گاه كه سپاه امام (ع ) وارد صفين شد، معاويه ميان لشكر امام و آب فرات، لشكر انبوهي مستقر نمود، تا جايي كه امكان دسترسي امام (ع ) و سپاهيانش به آب فرات سلب گرديد. مدتي به اين منوال گذشت و ذخاير آب در سپاه امام (ع ) رو به كاهش بود. بي آبي و عطش ياران امام را تهديد مي كرد، تا اين كه لشكر امام (ع ) با يك حمله برق آسا به فرات رسيد و دست ياران معاويه را از فرات كوتاه شد، اما بزرگواري، عظمت روحي و اخلاق اسلامي امام (ع ) مانع از آن شد كه با معاويه مقابله به مثل كرده و آب را بر لشكريان او ببندد.

بعد از تسلط لشكر امام (ع ) بر فرات، و با وجود اصرار شديد يارانش براي شروع جنگ، حضرت آنان را از شتابزدگي در جنگ با مردم شام باز داشت. تعلل حضرت در جنگ، اين توهم را را براي اصحابش پيش آورد كه امام (ع ) قصد جنگ ندارد؛ حتي بعضي پا را فراتر گذاشته و به آن بزرگوار نسبت عجز و ناتواني داده و گفتند كه از مرگ مي ترسد! و گروهي گفتند كه درباره جنگ با مردم شام مردد و مشكوك است!

امام علي (ع ) در جواب كساني كه از تأخير در فرمان جنگ ناراحت بودند و چنين توهماتي در مورد آن حضرت داشتند، فرمود:

اما قولكم: أكل ذلك كراهية الموت ؟ فوالله ما أبالي، دخلت الي الموت أو خرج الموت الي. و اما قولكم شكا في أهل الشام! فوالله ما دفعت الحرب يوما الا و أنا اطمع أن تلحق بي طائفة فتهتدي بي، و تعشو الي ضوئي، و ذلك احب الي من أن اقتلها علي ضلالها، و ان كانت تبوء بآثامها؛[8] اما اين كه مي گوييد آيا اين اندازه درنگ و مسامحه در جنگ از ترس مرگ است؛به خدا سوگند، باك ندارم از اين كه من به سوي مرگ بروم يا مرگ به سوي من آيد؛ و اما اين كه مي گوييد در مورد مبارزه با شاميان ترديد دارم، به خدا سوگند، كه من هيچ روزي جنگ را به تأخير نينداختم جز اين كه اميد دارم عده اي از آن ها به ما پيوسته و هدايت شوند؛ و پرتوي از نور مرا ببينند؛ و اين براي من از كشتن آنان در حال گمراهي دوست داشتني تر است؛اگر چه در صورت كشته شدن به جرم گناهانشان گرفتار مي شوند.

اين مورد و مواردي از اين دست نشان مي دهد كه امام (ع ) شتابزده تصميم نمي گرفت. خود داري و تعلل ايشان از جنگ با معاويه و سپاهيان شام بدان اميد بود كه اين قضيه به گونه ديگري حل و فصل شود، و خون مسلمانان ريخته نشود.

البته پرهيز از شتابزدگي در تصميم گيري هميشه و در همه جا مطلوب نيست؛بلكه در برخي از موارد لازم است كه با سرعت در مورد مسأله اي تصميم گرفته شود و سپس اجرا گردد؛ مثلا زماني كه سازمان با بحران رو به رو شده باشد، مديران سازمان بايستي در حداقل زمان ممكن در مورد رفع بحران پيش آمده تصميم بگيرند و تلاش كنند تا سازمان را نجات دهند؛ و يا آن گاه كه جوانب امر خيلي ساده و روشن است، در آن جا نيز تعلل در اتخاذ تصميم مطلوب نيست؛ليكن هرگاه مسأله مورد نظر، امري مهم بود و پيامدهاي مهمي به دنبال داشت، لازم است كه با تأمل بيش تري تصميم گيري شود، و از شتابزدگي در تصميم گيري اجتناب گردد.









    1. همان، نامه 53.
    2. غررالحكم و دررالكلم، حديث 9325.
    3. همان، حديث 10444.
    4. همان، حديث 6660.
    5. همان، حديث 2581.
    6. همان، حديث 1333.
    7. نهج البلاغه، خطبه 173.
    8. همان، خطبه 55.