کد مطلب:62534 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:146

نظارت غير مستقيم











منظور از نظارت غير مستقيم آن است كه مدير سازمان، نظارت بر واحدهاي سازمان و بررسي عملكرد كاركنان را به وسيله ديگران انجام دهد. بدين منظور افراد مخصوصي را انتخاب، يا واحد ويژه اي را مأمور مي كند كه بر بخش هاي مختلف سازمان و عملكرد كاركنان نظارت كنند، و نتيجه نظارت و بررسي خود را در اختيار مديريت سازمان قرار دهند.

در سازمان هاي بزرگ، به ويژه سازمان هايي كه از پيچيدگي خاصي برخوردار هستند، با توجه به اين كه نظارت مستقيم مدير بر همه بخش ها و عملكرد همه كاركنان سازمان، عملا امكان پذير نيست؛نظارت غير مستقيم بهترين و اثر بخش ترين روش براي نظارت بر سازمان، و بررسي عملكرد كاركنان است.

نكته ديگري كه نظارت غير مستقيم را ضروري مي سازد، اين است كه مديران سازمان، به ويژه مديران ارشد و عالي رتبه سازمان، علاوه بر نظارت بر سازمان، وظايف مهم و خطير ديگري مثل هدايت كلي سازمان و طراحي برنامه هاي استراتژيك و بلند مدت را بر عهده دارند. بنابراين، نمي توانند تمام وقت خود را صرف كنترل سازمان كنند و بر تمام مسائل ريز و درشت آن نظارت داشته باشند؛ بلكه بايد با تعيين افراد امين، اين وظيفه مهم را به انجام برسانند، و براي تصميم گيري در مورد سازمان و كاركنان از گزارش هاي اين افراد استفاده كنند.

امام علي (ع ) در سفارش هاي خود به مالك اشتر مي فرمايد:

ثم تفقد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفأ عليهم؛[1] سپس با فرستادن مأموران راستگو و باوفا، كارهاي آنان را زير نظر بگير.

اين قسمت از سفارش امام علي (ع ) به مالك، بيانگر ضرورت نظارت بر اعمال و رفتار زيردستان و كاركنان است؛و با توجه به آگاهي آن حضرت، بر اين كه مالك به تنهايي از عهده نظارت بر نمي آيد، به او سفارش مي كند كه براي اين كار از افراد ديگري كه داراي صفات و ويژگي هاي برجسته اي مثل راستگويي و وفاداري هستند، استفاده نمايد.

سيره عملي آن حضرت نيز اين گونه بود؛ يعني علاوه بر اين كه در برخي از موارد، شخصا بر عملكرد كارگزاران نظارت داشت، در مواردي نيز اين كار را بر عهده افراد ديگري كه مورد اعتماد ايشان بودند، واگذار مي فرمود. از جمله افرادي كه آن حضرت، نظارت بر كاركرد كارگزاران را بر عهده او گذاشت، مالك بن كعب ارحبي است.

مالك بن كعب از افراد مورد اعتماد آن حضرت، و فرماندار منطقه عين التمر بود كه حضرت، طي نامه اي به او دستور داد تا به منطقه عراق برود و بر عملكرد كارگزاران امام (ع ) در آن منطقه، نظارت و كنترل داشته باشد، و نتيجه را به اطلاع ايشان برساند. قسمتي از نامه آن حضرت به او چنين است:

فاستخلف علي عملك و اخرج في طائفة من اصحابك حتي تمر بأرض ‍ السواد كورة كورة، فتسألهم عن عمالهم و تنظر في سيرتهم؛[2] پس ‍ كسي را به عنوان جانشين خود قرار بده، و خود به همراه گروهي از يارانت (به منظور نظارت بر عملكرد و رفتار كارگزاران منطقه عراق ) بيرون برو، و تمام سرزمين عراق را منطقه به منطقه بگرديد و از چگونگي اعمال و رفتار كارگزاران و مسئولان آن ها جويا شويد و بر سيره و روش عمل آنان نظارت داشته باش.

در اين نامه، امام (ع ) چند وظيفه بر دوش مالك بن كعب نهاده است: به او دستور مي دهد كه از طرف آن حضرت به منطقه عراق برود، بر عملكرد كارگزاران ايشان نظارت نمايد و نتيجه اين نظارت و كنترل را به وي گزارش ‍ دهد.









    1. نهج البلاغه، نامه 53.
    2. قاضي ابو يوسف، الخراج، ص 118.