کد مطلب:62536 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:88

دقت در نظارت











اهميت ويژه و ضرورت امر نظارت اقتضا مي كند كه دقت و حساسيت كافي در انجام دادن آن وجود داشته باشد.

امير مؤ منان علي (ع ) در مورد نظارت بر عملكرد كارگزاران و مراقبت از آنان، با دقت و حساسيت عمل مي كرد، و هيچ گونه ملاحظه اي روا نمي داشت. اين دقت و حساسيت در نظارت بر عملكرد كارگزاران به حدي بود كه شركت يكي از كارگزاران ايشان در يك ميهماني اشرافي از نظر آن حضرت مخفي نماند؛ چنان كه وقتي كارگزار ايشان در بصره و فرماندار آن جا يعني عثمان بن حنيف در مجلس مهماني يكي از اشراف و بزرگان بصره شركت كرد و خبر آن به امام علي (ع ) رسيد؛ نامه اي به وي نوشت و او را اين چنين توبيخ كرد:

اما بعد يابن حنيف! فقد بلغني ان رجلا من فتية اهل البصرة دعاك الي مادبة، فاسرعت اليها، تستطاب لك الالوان و تنقل اليك الجفان؛و ما ظننت انك تجيب الي طعام قوم عائلهم مجفو، و غنيهم مدعو؛[1] اما بعد: اي پسر حنيف! همانا به من گزارش رسيده كه يكي از جوانان اهل بصره، تو را به سفره مهماني دعوت كرده و تو به سرعت به سوي آن شتافته اي، و در آن جا براي تو غذاهاي رنگارنگ و ظرف هاي بزرگ غذا پي در پي آورده اند. گمان نمي كردم كه تو مهماني افرادي را بپذيري كه نيازمندانشان از آن (سفره ) رانده شده و ثروتمندان شان دعوت شده اند.

حضرت علي (ع ) در مورد نظارت بر كارگزاران و مراقبت بر عملكرد آنان انعطاف نابجا و گذشت بي مورد نداشت؛و به هيچ وجه اجازه تصرف بيجا در حقوق مردم و اموال عمومي را به آنان نمي داد؛ و در اين مورد با دقت و شدت تمام عمل مي كرد.

زماني كه مأموران مخفي آن حضرت گزارش مي دادند كه يكي از كارگزاران ايشان و بيت المال دراز كرده است؛امام (ع ) با شدت تمام با او برخورد نمود و فرصت ادامه خيانت به او نداد. آن بزرگوار هرگز به خاطر مصلحت هاي زودگذر حكومتي، با خيانت گران و تضييع كنندگان حقوق مردم مسامحه نمي كرد؛ بلكه بلافاصله دست متجاوز را قطع مي نمود.

از نمونه هاي دقت و شدت عمل ايشان در مراقبت بر كارگزاران، برخورد آن حضرت با منذر بن جارود عبدي است. منذر از كارگزاران آن حضرت و فرماندار يكي از شهرها بود كه مسئوليت خود مرتكب كار خلاف و خيانت شده بود. هنگامي كه مأموران آن حضرت به ايشان گزارش دادند كه منذر خيانت كرده و حقوق مردم را تضييع مي كند، نامه اي به او نوشت، و او را مورد توبيخ و عتاب شديد قرار داد، و براي بررسي دقيق و همه جانبه مطلب از او خواست تا خدمت امام (ع ) برسد و توضيح دهد. قسمتي از نامه آن حضرت خطاب به منذر چنين است:

فاذا انت فيما رقي الي عنك لاتدع لهواك انقيادا و لا تبقي لآخرتك عتادا، تعمر دنياك بخراب آخرتك و تصل عشيرتك بقطيعة دينك، ولئن كان ما بلغني عنك حقا، لجمل أهلك و شسع نعلك خير منك، و من كان بصقتك فليس بأهل ان يسد به ثغر، او ينفذ به امر، او يعلي به قدر، او يشرك في أمانة، او يؤ من علي جبابة؛فأقبل الي حين يصل اليك كتابي هذا؛[2] حال به من خبر دادند كه تو از پيروي هوا و هوس دست بر نداشته و براي آخرت خود چيزي باقي نگذاشته اي. دنيايت را با ويراني آخرت آباد مي سازي، و پيوندت را با خويشاوندانت، به قيمت از دست دادن دينت برقرار مي كني. اگر آنچه در مورد تو به من گزارش شده است، درست باشد؛ همانا شتر خانواده ات و بند كفشت از تو بهتر هستند! و كسي كه همچون تو باشد نه شايستگي اين را دارد كه حفظ مرزي را به او بسپارند، و نه كاري به وسيله او اجرا شود، يا قدر و منزلت او را بالا برند، و يا در امانتي او را شريك نمايند، و يا در جمع آوري بيت المال به او اعتماد كنند. آن گاه كه اين نامه من به دستت رسيد به سوي من حركت كن! .

اين نامه نيز بيانگر حساسيت زياد و وقت بالاي امير مؤ منان (ع ) در نظارت و كنترل بر اعمال و رفتار كارگزاران مي باشد، و مبين اين مطلب است كه حضرتش در مراقبت بر عملكرد كارگزاران هيچ گونه مسامحه و انعطاف نابجا روا نمي داشت و از آنان حسابرسي دقيق و همه جانبه و شديدي به عمل مي آورد.

از ديگر نمونه هاي دقت و شدت امام (ع ) در مراقبت و نظارت بر عملكرد كارگزاران و برخورد با آنان، نامه آن حضرت به يكي ديگر از كارگزاران حكومتي است كه گزارش رسيده بود در بيت المال خيانت كرده است. حضرت نيز طي نامه اي به او نوشت:

و اني اقسم بالله قسما صادقا لئن بلغني انك خنت في فيء المسلمين شيئا صغيرا او كثيرا، لأشدن عليك شدة تدعك قليل الوفر، ثقيل الظهر، ضئيل الأمر؛[3] صادقانه به خداوند سوگند ياد مي كنم كه اگر به من گزارش برسد كه از غنايم و بيت المال مسلمانان چيزي كم يا زياد به صورت خيانت برداشته اي، چنان بر تو سخت مي گيرم كه اندك مال ماني، و درمانده به هزينه عيال، و خوار و پريشان حال! .









    1. همان، نامه 45.
    2. همان، نامه 71.
    3. همان، نامه 20.