کد مطلب:62553 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:84

اهميت و فوايد خود كنترلي











به طور اجمالي مي توان گفت كه خود كنترلي در مقايسه با نظارت بيروني، بهترين شيوه كنترل عملكرد است. اگر اين شيوه ايجاد و تقويت گردد، كاركردي به مراتب كارآمدتر از نظارت هاي بيروني دارد؛ زيرا نظارت هاي بيروني در صورتي اثر بخش خواهند بود كه افراد، كنترل كننده خود نيز باشند؛ در غير اين صورت طبعا مواردي كه از ديد ناظران مخفي مانده و مشخصا در عرصه نظارت وارد نمي شوند، هيچ گاه مورد ارزيابي دقيق قرار نگرفته و انحرافات احتمالي نيز اصلاح نمي گردد؛ در نتيجه نظارت اعمال شده، ناقص خواهد ماند و به فرموده امير مؤ منان (ع ) بي اثر مي گردد:

واعملوا انه من لم يعن علي نفسه حتي يكون له منها واعظ و زاجر لم يكن له من غيرها لا زاجر و لا واعظ.[1] آگاه باشيد آن كس كه به خويش كمك نكند و تا واعظ و مانعي از درون جانش براي او فراهم گردد، از سوي ديگران براي او واعظ و مانعي نخواهد بود.

سخن امير مؤ منان (ع ) مربوط به ايمان دروني انسان ها است كه با تقويت آن، آدمي از گناه پرهيز مي كند و در صورت ضعف ايمان، امر و نهي و موعظه بيروني، براي او كارساز نمي باشد. بنابراين نظارت ديگران تنها هنگامي نتيجه مطلوب را به دنبال خواهد داشت كه در درون كاركنان نيز، نيروي باز دارنده اي حاكم باشد.

بنابر آنچه به آن اشاره شد، نظارت ديگران، در صورتي نتيجه مطلوب را به دنبال خواهد داشت كه در درون كاركنان نيز، نيروي باز دارنده اي حاكم باشد. تنها در اين صورت است كه نظارت، كامل مي گردد.

از سوي ديگر، در پاره اي از نظارت هاي بيروني، همواره اين دغدغه وجود دارد كه آيا دستاورد آن از اعتبار و صحت كافي برخوردار است يا آن كه شائبه ها و اهداف ديگري در كار است، و زد و بندهاي رفاقتي و يا كينه توزانه در آن نقش داشته است. از اين رو، همواره بايستي بر ناظران و بازرسان نيز ناظران ديگري گماشت تا مراقب درستي نظارت آنان باشند؛ و به اين ترتيب، اين ناظران نيز محتاج ناظران ديگري هستند و همين طور... در صورتي كه اگر ناظران، خود داراي عامل باز دارنده دروني و به اصطلاح خود كنترل باشند، اين دغدغه و نگراني تا ميزان قابل توجهي كاهش ‍ مي يابد، و صحت گزارش هاي آنان، از ضريب اطمينان بالاتري برخوردار خواهد بود. بنابراين، همان گونه كه نظارت بيروني بر كاركنان، بدون كنترل دروني آنان كامل نيست، نظارت بازرسان نيز بدون پشتيباني عامل باز دارنده در وجود خود آن ها، در موارد بسياري كارآيي لازم را ندارد.

علاوه بر اين، در اهميت خود كنترلي، كه از آن به تقواي كاري نيز مي توان تعبير كرد، روايات بسياري وجود دارد؛ حتي مي توان ادعا كرد تمام آيات و رواياتي كه سفارش به تقوا مي كند، شامل تقواي كاري- كه بخشي از تقواي الهي است- نيز مي گردد. توضيح بيش تر اين قسمت، در مبحث ضرورت خود كنترلي خواهد آمد؛ اما براي نمونه، روايتي را كه از حضرت علي (ع ) در اين باره وارد شده، مي آوريم:

اجعل من نفسك علي نفسك رقيبا؛[2] از خودت، مراقبي بر خويشتن قرار ده.

مراقبت و كنترل خويش، محدود و محصور به موارد خاصي نبوده و همه عرصه هاي زندگي را در بر مي گيرد. بنابراين، آنچه به عنوان مراقبت در روايات مورد اشاره قرار گرفته است، به كنترل غرايز دروني و به اصطلاح، رعايت اخلاقيات منحصر نمي گردد؛ زيرا در اصطلاح اهل فن، روايت مطلق بوده و مقيد به موارد خاصي نيست؛از اين رو، اين دستور در سازمان نيز مي تواند سرلوحه كاري كاركنان قرار گرفته، آنان را موظف به خود كنترلي نمايد.

درباره فوايد خود كنترلي مي توان گفت كه اين شيوه، در مقايسه با نظارت هاي بيروني، بسيار كم هزينه تر است؛زيرا وجود سيستم هاي دقيق و شديد نظارت، مخارج سنگيني را بر سازمان تحميل مي كند و سازمان مي بايست بخشي از منابع و امكانات خود را به اين امر اختصاص دهد؛ از اين رو، رويكرد خود كنترلي به لحاظ اقتصادي كاملا مقرون به صرفه است.

از سوي ديگر، گسترش فرهنگ خود كنترلي در سازمان و جامعه، موجب مي شود كه از تمامي امكانات و ابزارهاي كار و از لحظه زمان كار، بيش ترين و بالاترين بهره برداري به عمل آيد، بي آن كه كم ترين اسراف، حيف و ميل، ريخت و پاش و به هدر دادن منابع و امكانات صورت مي گيرد؛ زيرا اين موارد در فرهنگ ديني، ضد ارزش است، و كساني كه از قدرت خود كنترلي برخوردارند در برابر اين پديده ها كوچك ترين نرمش نخواهند داشت.

همچنين در محيطي كه فرهنگ خود كنترلي در آن نهادينه و در جاي جاي آن حاكم است، معمولا افراد، بدون انجام دادن كار مفيد توقع و چشم داشتي نداشته و حاضر نيستند حقوق ديگران را پايمال كنند. آن ها به خود اجازه نمي دهند كه به امكانات و منافع جمعي صدمه اي وارد كنند و يا در انجام دادن وظايف خود قصور و كوتاهي نشان دهند؛ نتيجه چنين حالتي ايجاد و گسترش قسط و عدالت اجتماعي است.

چنانچه خود كنترلي با انگيزه الهي همراه باشد، از مصاديق تقواي الهي خواهد بود، و تمام آثار و بركاتي كه براي تقوا شمرده شده، شامل اين نوع تقواي كاري نيز مي شود؛ چنين تقوا و يا خود كنترلي آثار و بركات فراواني حتي در خود فرد بر جاي مي گذارد كه در منابع اسلامي به آن ها اشاره شده است.









    1. نهج البلاغه، خطبه 90.
    2. غررالحكم و دررالكلم، حديث 2429.