کد مطلب:62554 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:93

ضرورت خود كنترلي











در بحث از دستاوردهاي خود كنترلي، به اين مطلب اشاره شد كه خود كنترلي در واقع همان تقواي الهي است كه در انجام دادن وظايف كاري متجلي مي گردد. درباره ضرورت تقوا، بايستي گفت كه يكي از ارزش هاي اسلامي كه در قرآن كريم به آن سفارش شده و همگان به رعايت آن دعوت شده اند تقوا است. اين واژه در اصل از ماده وقايه به معناي نگهداري يا خويشتن داري است؛[1] و به تعبير ديگر نيروي كنترل دروني است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مي كند؛ و در مواقع، زماني كه باز دارندگي، و در موقعيتي ديگر، نيروي حركتي پرتواني را دارد كه ماشين وجود انسان را از پرتگاه ها حفظ، و از سستي ها و خطاها باز مي دارد.[2] .

برخي، تقوا را به حالت كسي تشبيه كرده اند كه از يك سرزمين پر از خار عبور مي كند؛ و سعي دارد پا بر چين و با احتياط گام بردارد، مبادا نوك خاري در پايش بنشيند و يا دانگيرش شود.[3] .

حقيقت تقوا همان احساس مسئوليت دروني است، و تا اين احساس ‍ نباشد، انسان به دنبال هيچ برنامه سازنده اي حركت نمي كند؛[4] اما خمير مايه چنين احساس مسئوليتي دو چيز است: ياد خدا؛ يعني توجه به مراقبت دائمي خداوند و حضور او در همه جا و همه حال، و توجه به دادگاه عدل خداوند و نامه اعمالي كه هيچ كار كوچك و بزرگي نيست مگر اين كه در آن ثبت مي شود. به همين دليل توجه به اين دو اصل مبدأ و معاد در سرلوحه برنامه هاي تربيتي انبيا و اولياي الهي قرار داشته و تأثير آن در پاكسازي فرد و اجتماع كاملا چشمگير است.[5] .

بر اين اساس، تقوا و كنترل نيرومند معنوي، روشن ترين آثار ايمان به مبدأ و معاد؛ يعني خدا و رستاخيز است؛و معيار فضيلت و افتخار انسان و مقياس سنجش او در اسلام، محسوب مي شود، تا آن جا كه آيه ان اكرمكم عند الله اتقيكم،[6] به صورت يك شعار جاودانه در اسلام آمده است.[7] .

بايد توجه داشت كه تقوا داراي شاخه هاي گوناگوني است: تقواي مالي و اقتصادي، تقواي جنسي و اجتماعي، تقواي سياسي، و مانند اين ها.[8] آنچه در اين مجموعه بيش تر مورد نظر است، تقواي كاري است، كه معادل خويشتنداري و خود كنترلي در كار؛ يعني كنترل خويش به هنگام انجام دادن كار و پرهيز از خيانت و كم كاري مي باشد.

البته اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه خود كنترلي در سازمان تنها محدود به انجام وظايف سازماني نيست، و فراتر از آن را نيز شامل مي گردد؛ بدين معنا كه خويشتنداري اخلاقي و پرهيز از روابط سوء اجتماعي با ديگران نيز در حيطه خود كنترلي قرار دارد، و افراد در فضاي سازمان وظيفه دارند از غيبت كردن، تهمت زدن، تعارض و نزاع با يكديگر، و مواردي از اين دست اجتناب؛و اخلاق اسلامي را در روابط ميان خود رعايت نمايند؛ زيرا سفارش به تقواي الهي مطلق است و تمام شئون زندگي را در بر مي گيرد و انسان مسلمان چه در سازمان و چه غير آن، موظف به رعايت آن مي باشد.

نكته مهم ديگر آن كه وظيفه خود كنترلي در سازمان، تنها اختصاص به كاركنان نداشته و مديران نيز مي بايست در حوزه مديريت خويش با رعايت تقواي كاري و مديريتي، از هر گونه خلافي، همچون اعمال تبعيض، اختلاس اخذ رشوه، حيف و ميل منابع و امكانات خودداري ورزند. آنچه وظيفه خود كنترلي را در مديران ضرورتي دو چندان مي كند، نقش مديران و مسئولان در الگو سازي و همچنين تأثير پذيري كاركنان از آن ها است.

خود كنترلي در مديران به قدري ضرورت دارد كه امير مؤ منان (ع ) قبل از هر چيز، كارگزاران خود را به آن سفارش مي فرمود و در نامه هايي كه براي واليان خود مي نوشت، اين وظيفه را به آن ها گوشزد مي كرد. ايشان در عهدنامه خويش به مالك اشتر چنين فرمان مي دهد:

أمره بتقوي الله و ايثار طاعته و اتباع ما أمر به في كتابه... و أمره أن يكسر نفسه من الشهوات و يزعها عند الجمحات؛[9] .

(نخست ) او را به تقواي الهي، ايثار و فداكاري در راه اطاعتش و متابعت از آنچه در كتاب خدا (قرآن ) به آن امر شده است، فرمان مي دهد... و نيز به او فرمان مي دهد كه خواسته هاي نابجاي خود را در هم بشكند؛ و به هنگام وسوسه هاي نفس، خويشتنداري را پيشه خود سازد.

همچنين آن حضرت، به ابن عباس، از كارگزاران خود، چنين فرمان مي دهد:

يا ابن عباس! عليك بتقوي الله و العدل بمن وليت عليه؛[10] اي فرزند عباس! تقواي الهي و عدالت را در حق كساني كه بر آن ها ولايت داده شده اي رعايت كن.

در نامه به محمد بن ابي بكر نيز، به تقوا و خود كنترلي او اشاره كرده و فرموده است:

أمر بتقوي الله و الطاعة له في السر و العلانية؛[11] حضرت او را به رعايت تقواي الهي و اطاعت او در نهان و آشكار امر مي نمايد.

اين همه سفارش از سوي حضرت علي (ع ) بيانگر ضرورت تقواي الهي در كليه امور و از جمله خود كنترلي در كارگزاران و مديران است و آنان مي بايست پيش از كاركنان، خويشتندار بوده و اين حالت در آن ها بيش از كاركنان باشد. از آن جا كه امام (ع ) به خصوص، به كارگزاران خود چنين سفارشي مي كند، مي توان استنباط كرد كه از نظر ايشان در اين توصيه ها بيش تر ناظر به تقوا و خود كنترلي در عرصه كار و كارگزاري است، و كارگزار موظف به خود كنترلي در همه كارها، به ويژه در امر حكومت و مديريت است؛اگر چه اين سفارش ها در شكلي ديگر همه افراد و همه عرصه ها را فرا مي گيرد.

ضرورت خود كنترلي در مديران هنگامي آشكارتر مي شود كه بدانيم آن ها با راه هاي قانوني براي ارتكاب خلاف، و سرپوش نهادن بر روي آن ها، آشنا هستند، و به راحتي مي توانند كارهاي خلاف خود را توجيه، و از طريق گريزگاه هاي قانوني، خود را تبرئه سازند.









    1. راغب در كتاب مفردات مي گويد: وقايه به معني نگه داري اشيأ در برابر اموري است كه به آن ها زيان و آزار مي رساند؛ و تقوا قرار دادن روح است در يك پوشش حفاظتي در برابر خطرها، از اين رو گاهي تقوا را به خوف و ترس تفسير كرده اند، در حالي كه خوف، سبب تقوا مي شود و در عرف شرع، تقوا به معني خويشتنداري در برابر گناهان است و كمال تقوا آن است كه از مشتبهات نيز اجتناب شود.
    2. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 1، ص 79.
    3. همان، ص 80.
    4. همان، ج 17، ص 188.
    5. همان، ج 23، ص 540.
    6. حجرات، آيه 13.
    7. تفسير نمونه، ج 1، ص 80.
    8. همان، ص 81.
    9. نهج البلاغه ، نامه 53.
    10. سيماي كارگزاران علي بن ابي طالب امير المؤ منين (ع )، ج 2، ص 345.
    11. نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، ج 4، ص 109.