کد مطلب:62561 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:90

وجدان كاري











وجدان كاري نيز از عوامل خود كنترلي شمرده شده است. شايد بتوان وجدان كاري را اين گونه تعريف كرد:

گرايش دروني انسان نسبت به انجام دادن كار با كيفيت و كميت بالا و بدون اسراف منابع.

آنچه در تعريف ياد شده و نيز تعاريف ديگر مقروض گرفته شده ريشه دار بودن اين گرايش دروني در وجدان است؛يعني وجدان سرچشمه و منشأ چنين احساسي در انسان هاست.

در بررسي اين عامل، بيان نكات ذيل ضروري است:

الف ) وجدان چيزي جز عقل نيست.

ب ) ارزش هاي پذيرفته شده از سوي فرد، پشتوانه عقل يا وجدان اوست، كه بر اثر از دست دادن آن ها، تأثر و اندوه دروني پديد مي آيد. بر اين اساس، نبايد از نقش مهم و كليدي ارزش ها در جهت دهي به عقل يا وجدان غافل گشت؛زيرا هنگامي كه ارزش هاي پذيرفته شده از سوي افراد متفاوت و يا متعارض باشد وجدان ها نيز به همان نسبت داراي تعارض و يا تغاير خواهد بود؛ و چه بسا فردي از انجام دادن عملي جزئي دچار ناراحتي وجدان و تنش عاطفي گردد، و فردي ديگر با انجام دادن عملي بزرگ تر، هيچ گونه دغدغه خاطر به خود راه ندهد.

ج ) گرايش دروني نسبت به كار با كميت و كيفيت بالا و بدون اسراف منابع، چيزي جز خود كنترلي نيست، يعني مي توان با كمي مسامحه، وجدان كاري را خود كنترلي و نه علت و ريشه آن، دانست؛زيرا خود كنترلي نوعي مراقبت دروني است كه بر اساس آن، وظايف محول شده انجام داده مي شود و رفتارهاي غير قانوني و ناهنجار ترك مي گردد، بي آنكه كه مستند به نظارت ديگران باشد.