کد مطلب:62564 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:98

ايمان











ايمان در واقع همان باور قلبي است. ايمان حالتي است قلبي و رواني كه بر اثر دانستن يك مفهوم و گرايش به آن حاصل مي شود، و با شدت و ضعف هر يك از اين دو عامل، كمال و نقص مي پذيرد.[1] از آن جا كه ايمان دو عنصر معرفت و گرايش را در درون خود دارد، موجب مي شود تا ارتباط تنگاتنگي با مقوله عمل برقرار ساخته و ايمان بدون عمل را غير ممكن سازد؛ زيرا از لوازم ايمان آن است كه شخص با ايمان، تصميم اجمالي بر عمل كردن به لوازم چيزي كه به آن ايمان دارد بگيرد[2] و اين دقيقا همان عمل به يك سلسله بايدها و نبايدها است كه از آن تعبير به ارزشها و يا نظام ارزشي مي شود.

در ميان باورها، ايمان به معاد، عاملي بسيار قوي در پايبندي به ارزشها و در نتيجه خود كنترلي است. باور به اينكه فرداي قيامت از همه عوامل سؤ ال خواهد شد و انسان مسئول اعمال و رفتارهاي خويش است و باور به حسابرسي و پاداش و كيفر الهي، تأثير شگرفي بر روي انسان گذاشته و او را خود كنترل مي سازد.

در جامعه اي كه چنين اعتقادي زنده و حاكم باشد و در تمام شريان هاي آن جريان داشته باشد و همگان بدان پايبند باشند؛ بي هيچ ترديد براي اجراي قوانين و مقررات عاقلانه و جلوگيري از ظلم و تجاوز به ديگران، كمتر نياز به اعمال زور و فشار خواهد بود و بي شك مشكلات ناشي از كم كاري و مسامحه كاري به صورت چشمگير كاهش خواهد يافت و فرد مراقب صحت كارهاي خويش خواهد شد.

اهميت اعتقاد به معاد در جهت دادن به رفتارهاي فردي و اجتماعي، و اصلاح امور به حدي است كه بخش عمده اي از سخنان پيامبران و بحث هاي ايشان با مردم را به خود اختصاص داده است؛و حتي مي توان گفت كه تلاش آن ها براي اثبات اصل معاد، بيش از تلاشي بوده كه براي اثبات توحيد كرده اند؛ زيرا اكثر مردم سرسختي بيش تري براي عدم پذيرش ‍ اين اصل، نشان مي دهند. دليل اين سرسختي را مي توان در ميل به بي بند و باري و گريز از مسئوليت دانست. اعتقاد به معاد، مسئوليت آفرين است، تقوا و خود كنترلي را در افراد پرورش مي دهد، و از آلوده شدن آن ها به حرام و معصيت الهي جلوگيري مي كند.

آن ها كه اعتقاد واقعي به معاد و حسابرسي اعمال دارند، در مقابل دستمزدي كه دريافت مي كنند خود را ملزم مي دانند كه وظيفه خويش را به لحاظ كمي و كيفي به نحو مطلوبي به انجام برسانند؛ زيرا در غير اين صورت اجرتي كه در مقابل كار ناقص و غير مطلوب دريافت مي شود، غير مجاز و به لحاظ فقهي حرام محسوب مي گردد، و تصرف در آن، كيفر اخروي به دنبال دارد.

در اين باره امير مؤ منان (ع ) مي فرمايد:

في حلالها حساب و في حرامها عقاب؛[3] در (نعمت هاي ) حلال دنيا حساب است و در آنچه از طريق حرام به دست آمده، كيفر.

امام علي (ع ) در تبيين اهميت ياد معاد در خويشتن داري و پرهيز از رفتارهاي سوء، در نامه خود خطاب به مالك اشتر، پس از برحذر داشتن وي از صفاتي كه عامل تعدي و تجاوزند، فرمود:

ولن تحكم ذلك من نفسك حتي تكثر همومك بذكر المعاد الي ربك؛[4] و هرگز حاكم بر خويشتن نخواهي بود جز اين كه فراوان به ياد قيامت و بازگشت به سوي پروردگار باشي! .

مراتب ايمان

ايمان داراي درجاتي است كه از مراتب ضعيف شروع مي شود و تا مراتب عالي ادامه مي يابد. اين قوت و ضعف، همان گونه كه پيش از اين نيز گفته شد، به دو عامل معرفت و گرايش قلبي بستگي دارد. به هر ميزان كه اين دو بيش تر باشند ايمان تقويت مي گردد، و هر قدر ايمان كامل تر شد حالت خود كنترلي نيز تشديد مي شود. اين حالت در نهايت به حدي مي رسد كه عصمت نام مي گيرد، و صاحب مقام عصمت را مزين به نام معصوم مي گرداند. معصوم كسي است كه هيچ گونه خطا و لغزشي در او راه نمي يابد؛ زيرا واجد مراحل عالي تقوا و خود كنترلي است.

امام علي (ع ) در تلازم ميان معرفت و ايمان فرمود:

من عرف كف؛[5] كسي كه معرفت يابد، خويشتن دار شود.

بدون شك امام علي (ع ) مصداق بارز نكته اي است كه بيان آن گذشت. معرفت و شناخت آن بزرگوار تا آن اندازه بود كه به فرموده خود، اگر پرده ها كنار رود چيزي بر يقين وي افزوده نمي شود. اين مطلب بيانگر اين است كه امام علي (ع ) از عالي ترين درجه شناخت و ايمان بهره مند بود. با وجود چنين گوهر والايي خود كنترلي و تقواي آن بزرگوار در بالاترين سطح يعني عصمت تبلور يافته است.









    1. مصباح، محمد تقي، آموزش عقائد، ج 3، ص 127.
    2. همان، ص 137.
    3. نهج البلاغه، خطبه 82.
    4. همان، نامه 53.
    5. غررالحكم و دررالكلم، حديث 7645.