کد مطلب:62567 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:80

تأمين و توسعه و رفاه كاركنان











از عوامل مهمي كه موجب انگيزش و ترغيب كاركنان به انجام دادن صحيح كارها مي شود، توجه به نيازهاي زيستي و تأمين احتياجات مادي آن ها از سوي مديريت سازمان است. اگر مديران، از كاركنان انتظار انجام دادن وظايف، آن هم به شكل مطلوب و دور از هر گونه كم كاري و خيانت و در يك كلمه خود كنترلي دارند، بايد آن ها را از لحاظ زندگي مادي تأمين كنند، تا آنان با آرامش خاطر و دلگرمي بيش تري كار كنند؛ زيرا كاركنان هنگامي با علاقه و پشتكار به كار خواهند پرداخت كه حقوقي متناسب با شرايط زندگي دريافت كنند؛ حقوقي كه بتوان با آن زندگي نسبتا مناسب و مرفهي را اداره كرد. چنانچه ميزان دريافتي كاركنان با مخارج زندگي متوسط آنان برابري نداشته و پايين تر از آن باشد، زنگ خطر براي پيشبرد اهداف سازمان خواهد بود؛ زيرا در اين حالت كاركنان با دلسردي كار را انجام داد و آن را اتقان و استحكام انجام نمي دهند، و يا آن كه كم كاري مي كنند، با اين استدلال كه: كاركرد ما به اندازه حقوقي است كه دريافت مي كنيم!

در واقع پرداخت هاي كم و ناكافي به كاركنان، موجب كاهش انگيزه و در نهايت عدم رضايت شغلي آنان مي شود. در صورتي كه اگر زندگي آنان تأمين شود، تا حدود زيادي موجبات رضايت شغلي كاركنان فراهم مي گردد، و باعث دوري آنان از هر گونه كم كاري، خيانت، سهل انگاري در كار و تعدي به اموال عمومي مي شود؛ و در نتيجه روح خود كنترلي را در آنان پرورش مي دهد.

امير مؤ منان (ع ) پس از بيان ضرورت گزينش درست كاركنان در يك نظام اداري، تأمين زندگي و بهبود وضعيت معيشتي آنان را وظيفه مديران دانسته و به آن ها گوشزد مي كند كه به طور جدي امور معيشتي و رفاهي كاركنان را مورد توجه قرار دهند، و وسعت روزي را براي آنان فراهم سازند. آن حضرت خطاب به مالك اشتر مي فرمايد:

ثم أسبغ عليهم الأرزاق، فان ذلك قوة لهم علي استصلاح أنفسهم و غني لهم عن تناول ما تحت أيديهم، و حجة عليهم ان خالفوا أمرك أو ثلموا أمانتك؛[1] سپس حقوق در كاركنانت را فراخ دار، كه گستردگي روزي نيرويشان دهد كه در پي اصلاح خود برآيند، و بي نيازشان سازد، تا به مالي كه در اختيار دارند دست اندازي نكنند، و حجتي باشد عليه آنان اگر فرمانت را نپذيرفتند يا در امانت خيانت ورزند.

امير مؤ منان (ع ) به مالك اشتر فرمان مي دهد كه حقوق را بر كاركنان و كارمندان خود اسباغ نمايد، يعني كامل و تمام و گسترده سازد. ايشان دو دليل براي اين فرمان خود ذكر مي كند:

الف ) اين كار، آن ها را در اصلاح خويش تقويت مي كند؛

ب ) و از خيانت در اموالي كه زير دست آن هاست بي نياز مي سازد.

آن حضرت در اولين دليل فرمان خود، به حقيقتي تربيتي اشاره مي كند. از نظر آن بزرگوار پرداخت كامل حقوقي و گشايش در روزي كاركنان، به آنان كمك مي كند تا در جهت اصلاح خود گام برداشته و از فقري كه مايه زيان دين و آشفتگي خاطر و پريشان حالي است نجات يابند؛ زيرا تنگناهاي زندگي انسان را وسوسه مي كند و ممكن است زير فشارهاي سخت معيشتي دست به نادرستي و خيانت بيالايد. پس نظام اداري بايد به گونه اي باشد كه كاركنان، از نظر زندگي و معيشت تأمين بوده و امنيت لازم از اين نظر برايشان فراهم گردد، تا زمينه خيانت و ستمگري مسدود، و راه اصلاح و خدمتگزاري گشوده شود. از اين رو، حضرت در دليل دوم خود، با جمله و غني لهم عن تناول ما تحت ايديهم، خطر در تنگنا قرار گرفتن كاركنان را چنين گوشزد مي كند، كه اگر آنان از حقوق لازم خويش- كه زندگي شان را به طور كامل تأمين مي كند- محروم باشند، ممكن است برخي از آن ها نتوانند تحمل كنند و خواسته يا ناخواسته به نادرستي گرايش ‍ يابند، و به اموال و امكاناتي را كه در اختيارشان است دست تعدي دراز كنند؛ اما اگر كاركنان به طور نسبي تأمين مي كند- ديگر چنين تنگنايي- كه برخي را به سوي نادرستي سوق مي دهد- بروز نخواهد كرد؛ و اگر كسي پس از آن دست به خيانت و تجاوز دراز كند، و در امانتداري و خدمتگزاري كوتاهي ورزد، حجتي براي او باقي نمي ماند. هنگامي كه زندگي افراد به خوبي تأمين شد، تعداد كساني كه خلافكاري مي نمايند، يا وظيفه اي را كه بر عهده دارند انجام نمي دهند و يا در انجام دادن آن سهل انگاري مي كنند، اندك خواهد بود. براي اينان حجت تمام است و توجيهي از آن ها پذيرفته نيست.[2] اين حقيقت در بخش ديگري از عهدنامه مالك اشتر نيز بيان شده است. حضرت، پس از تقسيم مردم به دسته هاي مختلف، ويژگي هاي سپاهيان را بر مي شمارد و آنان را چنين معرفي مي كند كه با اذن پروردگار، حافظان و پناهگاه رعيت، زينت زمامداران، عزت و شوكت دين و راه هاي امنيتند؛ و سپس ادامه مي دهد:

ثم لا قوام للجنود الا بما يخرج الله لهم من الخراج الذي يقوون به علي جهاد عدوهم و يعتمدون عليه فيما يصلحهم و يكون من ورأ حاجتهم؛[3] قوام و برقراري سپاه جز به وسيله خراج (ماليات اسلامي ) امكان پذير نمي باشد؛ زيرا با خرج براي جهاد با دشمن تقويت مي شوند، و براي اصلاح خود به آن تكيه مي زنند، و با آن نيازمندي هاي خويش را برآورده مي سازند.

امام علي (ع ) خراج را كه در قالب امكانات مادي براي سپاهيان ظاهر مي شود موجب اصلاح و خودسازي سپاهيان دانسته، و از دريچه رفع حوايج مادي آنان، پاكسازي دروني را نويد مي دهد. بديهي است اصلاح و پاكسازي درون، زمينه مناسبي براي تقوا و خود كنترلي خواهد بود.

با ايجاد چنين تمهيدات و امكاناتي زمينه چند شغلي بودن كاركنان از بين مي رود، و افراد با نيروي بيش تري كار خود را انجام مي دهند.









    1. نهج البلاغه، نامه 53.
    2. اين فرمان حضرت در نسخه ديگر، با كمي تفاوت چنين نقل شده است:

      ثم اسبغ عليهم في العمالات، و وسع عليهم في الارزاق...؛حقوق و دستمزد كاركنان را به طور كامل و فراوان بپرداز و در روزي هاي آن ها توسعه بده.(نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، ج 5، صص 79- 80).

    3. نهج البلاغه نامه 53.