کد مطلب:62569 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:80

خودداري از مصرف شخصي بيت المال











امام علي (ع ) در حفظ و حراست بيت المال مسلمانان بسيار امين، و در تقسيم و مصرف آن بسيار محتاط بود، و از افراط و تفريط به شدت جلوگيري مي كرد. در احوال آن حضرت نوشته اند كه شبي در زمان خلافت در دفتر بيت المال به محاسبه مشغول بود، ناگهان طلحه و زبير وارد شدند و به صحبت خصوصي پرداختند. امام علي (ع ) فورا چراغ بيت المال را خاموش كرد و دستور داد چراغي از خانه اش بياورند. آن حضرت راضي نشد كه روغن چراغ بيت المال مسلمانان حتي براي چند لحظه به منظور كار خصوصي مصرف شود[1] اين عمل، درس بزرگي است براي مديران و آنان كه منابع مالي بيت المال را در دست دارند، تا در استفاده از بيت المال خود كنترل باشند و آن را بي حساب و كتاب به مصرف نرسانند، و از اين اموال استفاده شخصي نكنند.

امام (ع ) براي اين كه كارگزاران را به نهايت صرفه جويي از درآمدهاي عمومي توجه دهد و آنان را به جلوگيري از اسراف وا دارد، در بخشنامه اي آنان را به صرفه جويي حتي در نوشتن نامه سفارش مي كند و چنين تأكيد مي كند:

ادقوا اقلامكم، و قاربوا بين سطوركم، واحذفوا عني فضولكم، و اقصدوا قصد المعاني و اياكم و الاكثار، فان أموال المسلمين لاتحتمل الاضرار؛[2] قلم ها را تيز كنيد، سطرها را به هم تيز كنيد، سطرها را به هم نزديك سازيد. (در نگارش ) براي من زيادي ها را حذف كنيد و به معنا بنگريد، و بپرهيزيد از زياده نويسي؛چرا كه بيت المال مسلمانان، زيان را بر نمي تابد.

در اين قسمت به دو رويداد مي پردازيم كه از آن حضرت، در نهج البلاغه نقل شده است. در اين دو واقعه حضرت از دو گونه انحراف، يعني تبعيض ‍ در تقسيم بيت المال و رانت خواري و همچنين گرفتن رشوه برائت جسته و خود كنترلي خويش را مسند به ايمان به خدا و رسول خدا و معاد مي داند. در ابتدا آن حضرت چنين مي فرمايد:

و الله لأن ابيت علي حسك السعدان مشهدا أو أجر في الاغلال مصفدا أحب الي من ان ألقي الله و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشيء من الحطام؛[3] سوگند به خدا اگر شب را بر روي خارهاي سعدان بيدار به سر برم، و يا در غل ها و زنجيرها بسته و كشيده شوم، برايم محبوب تر است از اين كه خدا و رسولش را در روز قيامت در حالي ملاقات كنم كه به برخي از بندگان ستم كرده، و چيزي از اموال دنيا را غصب نموده باشم.

آن امام سپس ادامه مي دهد: چگونه به كسي ستم روا دارم، آن هم براي جسمي كه تار و پودش به سرعت به سوي كهنگي پيش مي رود (و از هم مي پاشد) و مدت ها در ميان خاك ها مي ماند؟.

امام علي (ع )، به دنبال اين مقدمه، داستان خود را چنين بيان مي كند: به خدا سوگند عقيل- برادرم را ديدم كه به شدت فقير شده بود و از من مي خواست كه از گندم هاي شما به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگي موهايشان ژوليده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته؛گويا صورتشان با نيل رنگ شده بود. عقيل باز هم اصرار كرد و چند بار خواسته خود را تكرار نمود. من به او گوش فرا دادم، خيال كرد من دينم را به او خواسته خود را تكرار نمود. من به او گوش فرا دادم. خيال كرد من دينم را به او مي فروشم! و به دلخواه او قدم بر مي دارم! و از راه و رسم خويش دست مي كشم! اما من براي بيداري و هشياري او آهني را در آتش گداختم؛سپس ‍ آن را به بدنش نزديك ساختم، تا با حرارت آن عبرت گيرد. ناله اي همچون بيماراني كه از شدت درد مي نالند، سر داد؛ و چيزي نمانده بود كه از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: هان اي عقيل! زنان سوگمند در سوگ تو بگريند! از آهن تفتيده اي كه كساني از سر بازيچه آن را سرخ كرده مي نالي؛اما مرا به سوي آتشي مي كشاني كه خداوند جبار با شعله خشم و غضبش ‍ آن را برافروخته است تو از اين رنج مي نالي و من از آتش سوزان نالان نشوم ؟!.

حضرت در ادامه خطبه چنين مي فرمايد: از اين سرگذشت، شگفت آور تر داستان كسي است كه نيمه شب ظرفي سرپوشيده پر از حلواي خوش ‍ طعم و لذيذ به در خانه ما آورد؛ ولي اين حلوا معجوني بود كه من از آن متنفر شدم؛گويا آن را با آب دهان مار يا استفراغش خمير كرده بودند. به او گفتم: هديه است، يا زكات و يا صدقه ؟ كه اين دو بر ما اهل بيت حرام است. گفت: نه اين است و نه آن، بلكه هديه است. به او گفتم: زنان فرزند مرده بر تو بگريند! آيا از طريق آيين خدا وارد شده اي كه مرا بفريبي ؟! دستگاه ادراكت به هم ريخته ؟! يا ديوانه شده اي ؟! و يا هذيان مي گويي ؟! به خدا سوگند، اگر اقليم هاي هفتگانه را با آن چه در زير آسمان ها است به من دهند كه خداوند را با گرفتن پوست جوي از دهان موري نافرماني كنم هرگز چنين نخواهم كرد، و اين دنياي شما از برگ جويده اي كه در دهان ملخي باشد، نزد من خوارتر و بي ارزش تر است. علي را با نعمت هاي فناپذير و لذت هاي نابود شدني دنيا چه كار؟! از به خواب رفتن عقل و لغزش هاي قبيح به خدا پناه مي بريم و از او ياري مي جوييم! .[4] .

اين دو رويداد، بيانگر خود كنترلي علي (ع ) در مقام خلافت و مديريت جامعه اسلامي است. او با ياد خدا و قيامت و عذاب سوزناك آن، خود را از پديده هاي شومي همچون تبعيض و رشوه خواري، مصون ساخت. مديران مسلمان نيز بايستي با سرمشق قرار دادن اين مقتداي ارزشمند الهي، تخلفاتي از اين قبيل را ترك نموده و در حقيقت ويژگي خود كنترلي را در خويش تقويت كنند.









    1. موسوعة الامام علي بن ابي طالب (ع )، ج 4، ص 221.
    2. همان.
    3. نهج البلاغه، خطبه 224.
    4. همان.