کد مطلب:62593 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:81

دقيق و عادلانه بودن ارزشيابي











عدالت از شيواترين واژه هاست و چيزي گوارا تر و شيرين تر از برقراري عدالت نيست.

همان گونه كه امام جعفر صادق(ع ) مي فرمايد:

العدل أحلي من الشهد؛[1] عدالت از عسل شيرين تر است.

پيامبران الهي، مناديان راستين عدالت هستند، و مردم را براي به پا داشتن آن دعوت و ترغيب مي كنند؛ چنان كه خداوند متعال در قرآن مجيد مي فرمايد:

لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس ‍ بالقسط؛[2] تحقيقا ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آن ها كتاب (آسماني ) و ميزان (شناسايي حق از باطل و قوانيني عادلانه ) نازل كرديم تا مردم به عدالت و دادگري قيام كنند.

پيامبر گرامي اسلام (ص ) به عنوان آخرين و برترين پيامبران الهي از سوي خداوند متعال مأمور شد كه عدالت را در جامعه بر پا دارد. خداوند متعال در مورد اين مأموريت مي فرمايد:

قل آمنت بما أنزل الله من كتاب و أمرت لأعدل بينكم؛[3] (اي پيامبر) بگو: به هر كتابي كه خدا نازل كرده است ايمان آورده ام، و مأمور هستم كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم.

آن گاه خداوند سبحان دستور مي دهد كه همه دينداران و مؤ منان بايد عدالت را، هر چند به زيان خود و بستگانشان باشد، بر پاي دارند. چنان كه مي فرمايد:

يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهدأ لله و لو علي أنفسكم أو الوالدين و الأقربين؛[4] اي كساني كه ايمان آورده ايد! بر پاي دارنده عدالت باشيد، و براي خدا شهادت دهيد، اگر چه به زيان شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما باشد.

خداوند متعال عدالت را از همه چيز به تقوا، قانون تكامل انسان هاست، نزديك تر دانسته و مردم را از اين برحذر مي دارد كه به خاطر خشم ها و خشنودي هاي شخصي از آن دست بردارند، و چنين مي فرمايد:

و لا يجرمنكم شنئان قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوي ؛[5] و دشمني با عده اي، شما را به ترك عدالت بكشاند. عدالت كنيد، كه به تقوا نزديك تر است.

از ديدگاه قرآن، عدالت پيشگان و دادگران محبوب خدا هستند، و خداوند آن ها را دوست دارد و كسي كه دوست حق باشد، آبشار عنايات حق بر جانش سرازير شده و صفات خدايي در وجودش تجلي مي كند؛ و انسان عادل نمودار صفت عدل خدايي است.

بنابراين، محبوب خداوند متعال است كه خود فرمود:

أقسطوا ان الله يحب المقسطين؛[6] عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست مي دارد.

امام علي (ع )، قرآن زنده و ناطق، و عدالتي ممثل و محقق بود. عدالت از وجود علي (ع ) مي جوشيد؛ از انديشه، سخن و عمل و حكومت علي (ع ) گرفته تا قضاوت، مردمداري و پيوندهاي خانوادگي و اجتماعي آن حضرت. عدالت علي (ع ) كه از عمق وجودش بر مي خاست، آن قدر دقيق و عميق بود كه مي فرمايد:

والله لو أعطيت الاقاليم السبعة بما تحت أفلاكها، علي أن أعصي الله في نملة أسلبها جلب شعيرة ما فعلته؛[7] به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه زيرا آسمان ها وجود دارد به من دهند، تا خدا را نافرماني كرده و يك پوست جو را از مورچه اي به ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد.

يكي از شاخه ها و مصاديق اجراي عدالت در فرهنگ علوي در ارزشيابي كاركنان است. از آن جا كه ارزيابي كاركنان، به حقوق مادي و معنوي آنان مرتبط مي شود، اجراي عدالت اهميت و ضرورت بيش تري پيدا مي كند.

امام علي (ع ) در يكي از فرازهاي عهدنامه مالك اشتر، دقت و عدالت در ارزشيابي را به مالك متذكر شده و مي فرمايد:

ثم اعرف لكل امري منهم ما ابلي، و لا تضمن بلأ امريء الي غيره، ولا تقصرون به دون غاية بلائه؛[8] سپس بايد زحمات و تلاش هر كدام از آن ها را به دقت بداني، و هرگز زحمت و تلاش يكي از آنان را به ديگري نسبت ندهي، و ارزش خدمت او را كم تر از آنچه هست، به حساب نياوري.

امام (ع ) در اين سخن، توجه مالك را به اين نكته جلب مي كند كه هنگام ارزيابي كارگزاران بايد ضمن رعايت دقت كافي و لازم، عدالت در ارزشيابي آنان مراعات گردد، نه اين كه هنگام ارزيابي، زحمت و تلاش آنان كم تر از آن چه هست به حساب آيد، يا اين كه با بي دقتي و بي توجهي، تلاش و زحمت يكي از آنان به ديگري نسبت داده شود.

علاوه بر اين دو مورد، عوامل و ملاحظات ديگري ممكن است مانع اجراي عدالت در ارزشيابي كاركنان شود، مانند بزرگي و شرافت افراد كه ممكن است كار اندك و كوچك آنان بسيار بزرگ و پرارزش تر به حساب آورده شود؛ و در مقابل، حقارت و كوچكي فرد ديگري باعث شود تا كار بزرگ و پرارزش او كوچك و كم ارزش تلقي گردد.

مولاي متقيان علي (ع ) اين نكته را نيز به مالك اشتر تذكر داده و از او مي خواهد از اين دام خطرناك اجتناب نمايد. آن حضرت مي فرمايد:

ولا يدعونك شرف امريء الي ان تعظم من بلائه ما كان صغيرا، و لا صغة امري الي ان تستصغر من بلائه ما كان عظيما؛[9] و شرافت و بزرگي كسي موجب اين نشود كه كار كوچك او را بزرگ شماري؛و همچنين حقارت و كوچكي كسي باعث نشود كه خدمت پر ارج او را كوچك به حساب آوري.









    1. بحار الانوار، ج 75، ص 39.
    2. حديد، آيه 25.
    3. شورا، آيه 15.
    4. نسأ، آيه 135.
    5. مائده، آيه 8.
    6. حجرات، آيه 9.
    7. نهج البلاغه، خطبه 224.
    8. همان، نامه 53.
    9. همان.