کد مطلب:62597 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:81

تأثير شخصيت فرد بر ارزيابي از او











از مشكلاتي كه ارزشيابي درست و مطلوب را تهديد مي كند تأثير شخصيت فرد بر ارزشيابي اوست. هر گاه ارزياب بخواهد بر اساس، برداشت ها و تصورات كلي خود از فرد مورد ارزيابي، او را ارزيابي كند، بروز اين مشكل بسيار محتمل است.

از آن جا كه افراد داراي مقام ها، موقعيت ها و جايگاه هاي گوناگوني از نظر اجتماعي، سياسي و اقتصادي هستند، چه بسا توقعات آنان به تناسب اين موفقيت تفاوت پيدا كند؛ و ارزياب نيز تحت تأثير اين عوامل قرار گيرد؛ در نتيجه به جاي ارزيابي دقيق و صحيح عملكرد وي، بر مبناي يك ديد كلي كه نسبت به او وجود دارد، عملكرد او مورد ارزيابي قرار بگيرد.

ممكن است فردي كه داراي مقام و منزلت بزرگي بوده و از شرافت برخوردار است با انجام دادن كاري كوچك و كم ارزش توجه ارزياب را به خود جلب كرده، و او كار كوچك و كم ارزش او را بزرگ و پر ارزش تلقي كند. بالعكس ممكن است كه داراي مقام و منزلت چنداني نيست كاري بزرگ است و پرارزش انجام بدهد؛ ولي ارزياب بر اساس شخصيت و مقام او كار بزرگ و پر اهميت او را كوچك و كم ارزش ارزيابي نمايد.

امام علي (ع ) اين نكته مهم را به مالك اشتر متذكر شده و او را از انجام اين گونه ارزيابي ها به شدت نهي كرده است. آن حضرت مي فرمايد:

ولا يدعونك شرف امريء الي ان تعظم من بلائه ما كان صغيرا، ولا ضعة امريء الي ان تستصغر من بلائه ما كان عظيما؛[1] و همانا شرافت و آبروي كسي باعث نشود كه كار كوچك و كم ارزش او را بزرگ و پرارزش بشماري، و حقارت و كوچكي كسي موجب نگردد كه خدمت پر ارج او را كوچك به حساب آوري! .

بر اين اساس، هنگام ارزشيابي كاركنان نبايد شخصيت آن ها بر ارزيابي آنان تأثير گذاشته و مانع ارزشيابي صحيح و دقيق از عملكرد و توانايي هاي آن ها شود.

امام علي (ع ) در ارزيابي نيروها و كارگزاران خويش به اين نكته توجه داشت، و هنگام ارزيابي عملكرد كارگزاران، آنان را بدون در نظر گرفتن شخصيت آن ها مورد سنجش و ارزيابي قرار مي داد. از نمونه هاي بارز اين مسأله، ارزشيابي كار كميل است. كميل يكي از اصحاب خاص و از دوستان و ياران نزديك حضرت، و داراي مراتب و درجات بالاي معنوي بود. دعاي معروف كميل كه حضرت علي (ع ) به او تعليم داده، بيانگر شخصيت ممتاز معنوي وي، و ميزان عنايت خاص امير مؤ منان (ع ) به او است.

زماني كه كميل از طرف آن حضرت، فرماندار شهر هيت بود، لشكر دشمن هنگام عبور از آن منطقه به غارت آن شهر پرداخت، در حالي كه كميل در همان زمان به منطقه قرقيسيا حمله كرده بود. امام علي (ع ) وقتي از اين رخداد با خبر شد، بلافاصله نامه اي به او نوشت و او را اين گونه سرزنش كرد:

اما بعد فان تضييع المرء ما ولي و تكلفه ما كفي لعجز حاضر ورأي متبر. و ان تعاطيك الغارة علي اهل قرقيسيا و تعطيلك التي وليناك- ليس بها من يمنعها و لا يرد الجيش عنها- لرأي شعاع. فقد صرت جسرا لمن اراد الغارة من اعدائك علي أوليائك غير شديد المنكب و لا مهيب الجانب و لا ساد ثغرة ولا لعدو شوكة ولا مغن عن اهل مصره ولا مجز عن اميره؛[2] اما بعد: سستي انسان در انجام دادن آن چه بر عهده او گذاشته شده، و اصرار او بر انجام دادن آنچه وظيفه او نيست، ناتواني روشن و نظريه باطل و هلاك كننده است. تو، به اهل قرقيسيا حمله كرده اي؛ولي مرزهايي كه حفظش را بر عهده تو گذارده ايم، بي دفاع رها ساخته اي. اين كار، يك فكر نادرست و بيهوده است. تو در حقيقت، پلي شده اي براي دشمناني كه مي خواهند بر دوستانت دست، غارت بگشايند، نه بازوي توانايي داري، نه هبيت و ترسي در دل دشمن ايجاد مي كني؛نه مرزي را حفظ مي كني؛نه مرزي را حفظ مي كني و نه شوكتي دشمني را در هم مي شكني؛نه اهل شهر و ديارت را كفايت مي كني و نه امير و پيشوايت را از دخالت در آن جا بي نياز مي سازي.

اين نامه گوياي آن است كه شخصيت والاي كميل، در ارزيابي حضرت علي (ع ) از عملكرد وي تأثير نداشته و باعث نشده است كه آن حضرت، عملكرد ضعيف كميل را در فرمانداري، قوي ارزيابي نمايد.

نمونه ديگري در اين زمينه ارزيابي عملكرد محمد بن ابوبكر است. محمد پسر ابوبكر و پسر خوانده امام علي (ع ) بوده و در دامان آن حضرت بزرگ شده بود. وقتي كه محمد، استاندار مصر شد، آن حضرت به خاطر عملكرد نسبتا ضعيف وي، و وجود فردي قوي تر و شايسته تر از او يعني مالك اشتر، محمد بن ابوبكر را از استانداري مصر، عزل، و مالك اشتر را جايگزين او نمود.

از اين جريان دو نكته مهم مي توان استفاده كرد:

1- حضرت (ع ) همواره مراقب اعمال و رفتار كارگزاران خود بوده و عملكرد آنان را به دقت مورد ارزشيابي قرار مي داده است. به طوري كه اگر فردي در انجام دادن وظيفه كوتاهي مي كرد يا ضعفي از خود نشان مي داد، فرد بهتر و شايسته تري را جايگزين او مي نمود.

2- در ارزيابي آن حضرت از اعمال و رفتار كارگزاران، شخصيت آنان و نيز ميزان دوستي و محبت به آن ها، هيچ تأثيري نداشت، و تنها بر اساس ‍ عملكردشان ارزيابي مي شدند.









    1. همان.
    2. همان، نامه 61.