کد مطلب:62630 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:274

دموكراسي علي











اميرالمؤمنين با خوارج در منتهي درجه آزادي و دموكراسي رفتار كرد. او خليفه است و آنها رعيتش، هر گونه اعمال سياستي برايش مقدور بود اما او زندانشان نكرد و شلاقشان نزد و حتي سهميه آنان را از بيت المال قطع نكرد، به آنها نيز همچون ساير افراد مي نگريست. اين مطلب در تاريخ زندگي علي عجيب نيست اما چيزي است كه در دنيا كمتر نمونه دارد. آنها در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبرو مي شدند و صحبت مي كردند، طرفين استدلال مي كردند، استدلال يكديگر را جواب مي گفتند.

شايد اين مقدار آزادي در دنيا بي سابقه باشد كه حكومتي با مخالفين خود تا اين درجه با دموكراسي رفتار كرده باشد. مي آمدند در مسجد و در سخنراني و خطابه علي پارازيت ايجاد مي كردند. روزي علي اميرالمؤمنين بر منبر بود. مردي آمد و سئوالي كرد. علي بالبديهة جواب گفت. يكي از خارجيها از بين مردم فرياد زد: قاتله الله ما افقهه (خدا بكشد اين را، چقدر دانشمند است!).ديگران خواستند

[صفحه 130]

متعرضش شوند اما علي فرمود رهايش كنيد او به من تنها فحش داد.

خوارج در نماز جماعت به علي اقتدا نمي كردند زيرا او را كافر مي پنداشتند. به مسجد مي آمدند و با علي نماز نمي گذاردند و احيانا او را مي آزردند. علي روزي به نماز ايستاده و مردم نيز به او اقتدا كرده اند. يكي از خوارج به نام ابن الكواء فريادش بلند شد و آيه اي را به عنوان كنايه به علي بلند خواند:

«و لقد اوحي اليك و الي الذين من قبلك لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين».[1] .

اين آيه خطاب به پيغمبر است كه به تو و همچنين پيغمبران قبل از تو وحي شد كه اگر مشرك شوي اعمالت از بين مي رود و از زيانكاران خواهي بود. ابن الكواء با خواندن اين آيه خواست به علي گوشه بزند كه سوابق تو را در اسلام مي دانيم، اول مسلمان هستي، پيغمبر تو را به برادري انتخاب كرد، در ليلة المبيت فداكاري درخشاني كردي و در بستر پيغمبر خفتي، خودت را طعمه شمشيرها قراردادي و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انكار نيست، اما خدا به پيغمبرش هم گفته اگر مشرك بشوي اعمالت به هدر مي رود، و چون تو اكنون كافر شدي اعمال گذشته را به هدر دادي.

علي در مقابل چه كرد؟! تا صداي او به قرآن بلند شد سكوت كرد تا آيه را به آخر رساند. همين كه به آخر رساند، علي نماز را ادامه داد. باز ابن الكواء آيه را تكرار كرد و بلا فاصله علي سكوت نمود. علي

[صفحه 131]

سكوت مي كرد چون دستور قرآن است كه:

«اذا قري ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا»[2] .

«هنگامي كه قرآن خوانده مي شود گوش فرا دهيد و خاموش شويد».

و به همين دليل است كه وقتي امام جماعت مشغول قرائت است مأمومين بايد ساكت باشند و گوش كنند.

بعد از چند مرتبه اي كه آيه را تكرار كرد و مي خواست وضع نماز را به هم زند، علي اين آيه را خواند:

«فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون».[3] .

«صبر كن وعده خدا حق است و خواهد فرا رسيد. اين مردم بي ايمان و يقين، تو را تكان ندهند و سبكسارت نكنند».

ديگر اعتنا نكرد و به نماز خود ادامه داد.[4] .

[صفحه 132]


صفحه 130، 131، 132.








    1. سوره زمر، آيه: 65.
    2. سوره اعراف، آيه: 204.
    3. سوره روم، آيه: 60.
    4. ابن ابي الحديد، ج 2، ص 311.