کد مطلب:74710 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:204

نماز پرواپيشگان، راز و نياز خاكسارانه











فهم حانون علي اوساطهم، مفترشون لجباههم و اكفهم و ركبهم و اطراف اقدامهم يطلبون الي الله تعالي في فكاك رقابهم.

و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقياء، قد براهم الخوف بري القداح، ينظر اليهم الناظر فيحسبهم مرضي و ما بالقوم من مرض، و يقول لقد خولطوا و لقد خالطهم امر عظيم لا يرضون من اعمالهم القليل و لا يستكثرون الكثير.

پرواپيشگان با همه ي وجود نماز مي گذارند و خضوع و خشوع از ركوعشان هويدا است. پيشاني و دست و پايشان را بر خاك مي سايند، و خاكسارانه به

[صفحه 11]

به نيايش روي مي آورند. از خدا چه مي خواهند؟ برات آزادي از جهنم را.

و اما در روز پرچمدار حلم و علمند، نيكوكار و پارسا، خوف دوري از خدا آنان را زار و نزار كرده، پرخوري و رفاه طلبي را وانهاده اند و چون عاشقي كه ياد معشوق، زندگي آنان شده، در افقي فراتر از خور و خواب و شهوت پرواز مي كنند.

بي خبران، وقتي چهره ي استخواني و بدن نحيف آنان را مي بينند مي پندارند كه بيمارند، در حالي كه هيچگونه بيماري ندارند، آري آنان بيمار عشق اند.

دگر بار از سر جهالت مي گويند كه روانيند. ولي نمي دانند كه چه خبر است؟ و پرواپيشگان در چه دنيايي ازحقايق سير مي كنند، يافتني است گفتني نيست.

افراد باتقوي درگير امري بزرگ هستند كه به كارهاي كم خشنود نشوند و همواره درصدد انجام خيرات و خدمات بزرگند ولي كارهاي بزرگ و امور عظيم را هم بزرگ و زياد نبيند و بدان مغرور نشوند.



صفحه 11.