کد مطلب:74712 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:206

نشانه هاي پرواپيشگان (متقين)











1- فمن علامه احدهم: انك تري له قوه في دين

توانمندي در دين

2- و حزما في لين

دورانديشي با نرمخويي و سازگاري

3- و ايمانا في يقين

ايمان و اعتقادي در مرحله ي يقين و منزه از شك و ترديد

4- و حرصا في علم

حريص در تحصيل دانش

5- و علما في حلم

آميزنده ي دانش و بردباري (كه علم و حلم دو بال پروازند)

6- و قصدا في غني

ميانه روي در هنگامه ي بي نيازي و ثروت

7- و خشوعا في عباده

خضوع و خشوع در عبادت

8- و تجملا في فاقه

آبرومندي، هنگام تنگدستي

9- و صبرا في شده

صبر و بردباري در بحران سختي

10- و طلبا في حلال،

جستجوگر مال حلال

11- و نشاطا في هدي

پرتحرك و پرتلاش در راه هدايت مردم

[صفحه 13]

12- و تحرجا عن طمع

دوري از آز و طمع

13- يعمل الاعمال الصالحه و هو علي وجل

انجام كارهاي شايسته بدون آلايش به غرور و خودپسندي، و همواره ترسان از عدم پذيرش عبادات.

14- يمسي و همه الشكر و يصبح و همه الذكر،

روز را با سرمايه يي از شكر به پايان مبرد. و صبح را با ياد خدا آغاز مي كند.

15- يبيت حذرا و يصبح فرحا: حذرا لما حذر من الغفله و فرحا بما اصاب من الفضل و الرحمه

و از سوي ديگر، شب را چون غافلان يكدنده نمي خوابد، بلكه گاهي لذت شب زنده داري و ذكر خدا، او را از بستر جدا مي كند، و اين شب زنده داري نشاط صبحگاهي او را نمي گيرد،ترس و نگراني او از آنست كه در دامچاله ي غفلت سقوط كند، و از آنكه فضل و رحمت الهي شامل حال اوگردد، شادان است.

16- ان استضعبت عليه نفسه فيما تكره لم يعطها سولها فيما تحب

اگر چشم پوشي از گناهان بر او سخت و سنگين آيد، مقاومت مي كند تا به خواسته هاي نامشروع تن در ندهد و ارزش و شخصيت خود را لكه دار نسازد.

17- قره عينه فيما لا يزول، و زهادته فيما لا يبقي

روشني چشم او در ماندگاريهاست، يعني دورانديشي و جهان بيني وسيع او مانع از فريبايي دنيا، و زيبائيهاي آنست و به خاطر دستيابي به لذتهاي زودگذر دنيا، زندگي ابدي خود را تباه نسازد.

18- يمزح الحلم بالعلم و القول بالعمل.

بردباري و شكيبايي را با دانش مي آميزد و گفتار را با كردار.

[صفحه 14]

19- تراه قريبا امله

آمال و آرزوي او را كم مي بيني، و شخصيت او از فرورفتن در روياي طلايي دور است.

20- قليلا زلله

لغزش او نيز اندك است.

21- خاشعا قلبه

دل او خاشع است و در ترنم دايم ياد خدا و پيوستن به جهان بي نهايت.

22- قانعه نفسه

انساني قانع و چشم و دل سير است.

23- منزورا اكله

از پرخوري مي پرهيزد و اسير شكم و رفاه طلبي نيست.

24- سهلا امره

امورات او سهل و ساده مي گذرد.

25- حريزا دينه

دين او محكم و پابرجاست و در برابر سيل خروشان توطئه هاي شيطان و هواي نفس، چون كوه استوار است.

26- ميته شهوته

بر شهوات خود مسلط است و بر آن اسب سركش، لگام تقوي زده است.

27- مكظوما غيظه

خشم خود را فرو مي خورد و بر نيروي غضب خويش مسلط است و مي داند كجا از آن استفاده كند.

28- الخير منه مامول

از او اميد خير دارند و از شرش در امانند.

[صفحه 15]

29- ان كان في الغافلين كتب في الذاكرين و ان كان في الذاكرين لم يكتب من الغافلين

اگر در جمع غافلان قرار گيرد از يادآوران خواهد بود و جو را به نفع حق و عدل دگرگون سازد و اگر در جمع يادآوران باشد راه غفلت نپويد و از موقعيت مناسبت سوءاستفاده نكند.

30- يعفو عمن ظلمه و يعطي من حرمه

از كسانيكه بدو ستم كردند درمي گذرد و بر آنكه او را محرم كرده است، دست كرم مي گشايد.

31- و يصل من قطعه

با آن كس كه خويشاوندي او را بريده است، صله ي رحم مي كند.

32- بعيدا فحشه لينا قوله

ساحت قدس او را از فحش و بدزباني دور است و زباني نرم و مهربانانه دارد.

33- غائبا منكره حاضرا معروفه

كار ناپسند از او ديده نشود، بلكه خوبي هاي او زبانزد است.

34- مقبلا خيره مدبرا شره

او به كارهاي خير و خوب روي آورد و از شر و بدي بپرهيزد.

35- في الزلازل وقور

در شدائد و سختي ها، بااستقامت و مقاوم است.

36- و في المكاره صبور و في الرخاء شكور

در مشكلات، بردبار و در رفاه، سپاسگذار.

37- لا يحيف علي من يبغض و لا ياثم فيمن يحب

بر آنكه خشم گيرد، زياده زوي نكند و دوستي با كسي، او را به گناه نيندازد.

38- يعترف بالحق قبل ان يشهد عليه

[صفحه 16]

پيش از آنكه «عليه» او شهادت دهند، به حق اعتراف مي كند.

39- لا يضيع ما استحفظ

در امنتداري سخت كوش است، سهل انگاري و بي تفاوتي روا نمي دارد كه خيانت است.

40- و لا ينسي ما ذكر

ياد خدا و تحصيل رضايت او، كه همواره بايد در ديدگاهش باشد، از ياد نمي برد.

41- و لا ينابز بالالقاب

ديگران را با لقب هاي زشت و ناروا نخواند.

42- و لا يضار بالجار

به همسايه ضرر نزند.

43- و لا يشمت بالمصائب

مصيبت زدگان را شماتت نكند.

44- و لا يدخل في الباطل و لا يخرج من الحق.

در امور لغو و باطل قدم ننهند، و از چهارچوب حق هم خارج نشود.

45- ان صمت لم يغمه صمته و ان ضحك لم يعل صوته

اگر از سخن لب فرو بندد، غمگين نشود كه سكوت او مصلحت و مفيد است و اگر چهره به خنده بگشايد به قهقهه نرسد.

46- و ان بغي عليه صبر حتي يكون الله هو الذي ينتقم له

اگر بر او ستم كنيد صبر و دفاع كند ولي انتقامه نگيرد و مقابله ي بمثل نكند و آن را به خدا واگذارد.

47- نفسه منه في عناء و الناس منه في راحه

خود را در راه خدا و بندگان او به رنج و تعب اندازد تا مردم از سوي او در راحتي و رفاه باشند.

[صفحه 17]

48- اتعب نفسه لآخرته و اراح الناس من نفسه

خود را به خاطر آخرتش در رنج نگه مي دارد، تا ديگران در سايه امنيت و آسايش قرار گيرند.

49- بعده عمن تباعد عنه زهد و نزاهه و دنوه ممن دنا منه لين و رحمه.

كناره گيري او از افراد، براي پاكي و پارسايي است، معاشرت او با ديگران نيز موجب رحمت و مهرباني خواهد بود.

50- ليس تباعد بكبر و عظمه و لا دنوه بمكر و خديعه.

دوري او از مردم بعلت كبر و غرور نيست، همانطور كه نزديك شدن و ارتباط او از مكر و فريب سرچشمه نمي گيرد.



صفحه 13، 14، 15، 16، 17.