کد مطلب:78274 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:181

سيماي امام در نهج البلاغه











و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوه و ايتاء الزكوه و كانوا لنا عابدين.[1].

«و آنان را (دادگران و شايسته كاران از نسل ابراهيم عليه السلام) پيشوايان مردم قرار داديم تا خلق را به امر ما هدايت كنند. و هر كار نيكو را- به ويژه- اقامه ي نماز و پرداخت زكات را به آنها وحي كرديم و ايشان به پرستش ما پرداختند».

خداي سبحان در مبارك نامه ي آسماني خود، قرآن كريم، كه كتاب هدايت آفريدگان اوست، امامت و رهبري بندگانش را در گستره ي تاريخ به دادگران و صالحان از فرزندان حضرت ابراهيم عليه السلام تفويض كرده است. و بر اساس مشيت و اراده ي تغيير ناپذير حضرت پروردگار از ابراهيم خليل الله، تا محمد حبيب الله، همه صالحان و دادگران از تبار ابراهيم عهده دار امر خطير زعامت و پيشوايي بندگان خدا بوده اند. و در روزگار رسالت و زعامت پيامبر اكرم حضرت محمد بن عبدالله ( ص) امر ارشاد و هدايت امت اسلامي و حمايت و دفاع از حريم قرآن و اسلام به فرمان خدا و توصيه ي مكرر رسول الله (ص) به امام موحدان، امير پرهيزگاران علي بن ابيطالب عليه السلام تفويض شده است. اين حقيقت غير قابل انكار و واقعيت روشن و آشكار در تاريخ اسلام، بارها از زبان گويا به وحي پيامبر اكرم (ص) صادر و به گوش مسلمانان رسيده است.

[صفحه 22]

تصريح به امامت، وصايت و خلافت امام علي (ع) پس از پيامبر اكرم (ص)، در نهايت صراحت و شدت و كثرت تكرار، از سوي حبيب و فرستاده ي خدا حضرت محمد بن عبدالله (ص) بيان شده كه به جاي خود در سيره ي زندگاني آن حضرت و مجموعه هاي حديثي از آثار علماي شيعه و سني ثبت و ضبط است. از نخستين روز تبليغ رسالت كه در محفل پيامبر اكرم خويشان و بستگان آن حضرت فراهم آمده بودند، تا به فرمان خداي حكيم، رسول الله نخست عشيره و خويشانش را به اسلام دعوت كند، تا هنگام رحلت از دنيا و عروج به ملكوت اعلي، همواره پيامبر خدا امام علي (ع) را به عنوان حجه الله، خليفه الله، باب الله، صفي الله، حبيب الله و خليل الله به مردم و امت اسلامي معرفي مي فرمود، به اين حديث از زبان رسول الله (ص) دقت كنيد:

قال رسول الله (ص): علي بن ابي طالب خليفه الله و خليفتي و حجه الله و حجتي و باب الله و بابي و صفي الله و صفيي و حبيب الله و حبيبي و خليل الله و خليلي و سيف الله و سيفي.[2].

«رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:

علي بن ابيطالب خليفه ي خدا و جانشين من است، حجت خدا و حجت من است، باب رحمت خدا و دروازه ي علم من است، برگزيده ي خدا و برگزيده ي من است، حبيب خدا و حبيب من است، خليل خدا و دوست من است و شمشير خدا و شمشير من است».

[صفحه 23]

امام معصوم حجت خدا و خليفه ي او بر روي زمين است. اين چهره ي روشن و ممتاز كه به اصطفاء و گزينش الهي ممتاز است، به تاييدات خدائي ياري شده و مخصوص به علم و حكمت ذات اقدس كبريائي است. دانش امام از منبع وحي و حكمت الهي نشات گرفته و قلب مطهر امام آئينه ي همه ي اسرار و شگفتيها و بدايع كتاب ملك و ملكوت است. و همانگونه كه هيچ تر و خشكي در عالم هستي نيست، مگر اينكه در كتاب خدا مسطور است، قلب مقدس امام (ع) نيز مخزن همه دانشها و گنجينه ي همه ي حقايق و اسرار عالم است. و اين همه در هستي و حيات اميرمومنان امام علي بن ابيطالب عليه السلام جلوه گر است. حديث ذيل گواه روشني بر اين فضيلت مسلم امام عليه السلام مي باشد:

عن الباقر عليه السلام قال:

لما نزلت هذه الايه علي رسول الله (ص): «و كل شي ء احصيناه في امام مبين»[3].

قام رجلان من مجلسهما فقالا:

يا رسول الله هو التوراه؟ قال: لا.

قالا: فهو الانجيل؟ قال: لا.

قالا: فهو القرآن؟ قال: لا.

قال: فاقبل اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع) فقال رسول الله (ص): هو هذا، انه الامام الذي احصي الله تبارك و تعالي فيه علم كل شي ء.[4].

[صفحه 24]

«امام محمد باقر عليه السلام فرمود:

هنگامي كه اين آيه مباركه از سوره ي يس بر پيامبر (ص) فرود آمد: «و كل شي ء احصيناه في امام مبين». دو مرد از جايگاه خويش برخاسته و گفتند: اي رسول خدا، آيا آن امام مبين تورات است؟ پيامبر فرمود: نه.

گفتند: آيا امام آشكار انجيل است؟ رسول خدا فرمود: نه.

گفتند: بنابراين قرآن است؟ فرستاده ي خدا فرمود: نه.

در اين هنگام اميرمومنان حضرت علي عليه السلام پيش آمد، پيامبر اعظم فرمود: آن امام مبين همين علي (ع) است. به يقين اين همان امام آشكاريست كه خداي تبارك و تعالي همه چيز را در وجود مقدس او برشمرده و فراهم كرده است».

با عنايت به حديث فوق كه از ميان انبوه فراواني از اينگونه احاديث در ارتباط با شخصيت ممتاز اميرالمومنين علي (ع) و فرزندان بزرگوار آن حضرت بيان شد، به روشني دريافت مي شود كه شناخت هويت و شخصيت و دستيابي به معرفت امام و آگاهي از منزلت رفيع امامت كه وظيفه ي هر مومن است، از عهده و توان امت اسلامي خارج است. و از آنجا كه معرفت امام و آگاهي از قدر و منزلت امامت بر هر مسلماني فرض است، ناگزير به سراغ نهج البلاغه مي رويم و دست نياز به سوي اين كتاب، دراز مي كنيم، تا مگر در پرتو فيض كلام اميرالمومنين علي (ع) از زبان امام به معرفت امام دست يابيم. و هويت و شخصيت امام و پايگاه رفيع و عزيز امامت را در منطق رسا و كلام روشن و فصيح اميرالمومنين علي (ع)، به

[صفحه 25]

تناسب ظرفيت و استعداد محدود خويش شناسائي كنيم. و در يك كلام، سيماي امام را در آئينه ي نهج البلاغه آشكار و روشن ديدار نماييم.


صفحه 22، 23، 24، 25.








    1. سوره ي انبياء، آيه ي 73.
    2. بحارالانوار، ج 26، ص 263، به نقل از «كنز الفوائد كراجكي».
    3. سوره ي يس، آيه 12.
    4. امالي صدوق، ص 170.