کد مطلب:78285 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:176

قرآن، سنت و عترت پيامبر











قرآن كتاب خدا و نامه ي هدايت انسانها به فرموده ي پروردگار «نور» است. و هر انساني كه در ظلمات شرك، كفر، جهل، نفاق، گناه و هوس گرفتار باشد، با توسل و ايمان و روي آوري به قرآن از روشناي زوال ناپذير آن بهره مند شده، و به صراط مستقيم توحيد هدايت مي شود.

سنت و سيره ي رسول الله (ص) چراغ روشن و مصباح فروزان هدايت است، فرا راه همه ي كساني كه مي خواهند اسلام را در عمل و قرآن را در زندگي انسان مشاهده كنند. هر كس كه بخواهد اجراي دقيق و صحيح احكام قرآن و اخلاق و امامت اسلامي را در صحنه ي عمل شاهد باشد، بايد چشم و دل و اراده ي خود را به سنت رسول الله (ص) تسليم كند. و بر صراط مستقيم اسلام آنگونه راه پيمايد كه پيامبر خدا (ص) راه پيمود. بنابراين سنت و سيره ي رسول الله (ص) خود يكي ديگر از نورافكنهاي روشن خدايي است، كه فرا راه امت اسلامي نصب شده است.

ائمه ي اطهار عليهم السلام از عترت پاك و معصوم پيامبر اعظم (ع) نيز يكي ديگر از نورافكنهاي روشن و تابناك خدايي است، كه بر سر راه امت اسلامي روشناي هدايت و سعادت و حمايت انسان را نثار مي كند. روشني و فروزندگي اين نورافكن خدايي از روشناي قرآن و سنت رسول الله (ص) نشات گرفته است. تابندگي انديشه، درخشندگي عمل و فروزندگي ايمان و علم ائمه ي اطهار در افق حيات امت اسلامي، به اراده ي و مشيت الهي، پس از پيامبر اكرم (ص) ديدگان همه ي شيفتگان ايمان و هدايت را به خود جذب كرده است. چهره ي روشن و سيماي تابناك عترت مطهر رسول الله

[صفحه 101]

(ص) در گذرگاه اعصار و قرون، آيات نور و حكمت و عرفان و سياست و بصيرت را با گفتار و رفتار خود، در نهايت صراحت و صداقت براي امت اسلامي چنان تفسير كرده اند، كه هيچ كس را بهانه اي براي گمراهي و انحراف از صراط مستقيم نيست. و بر اساس اين حقيقت امام علي (ع) فرمود:

«نورافكنهاي خدايي نصب شده است».

و پيامبر رحمت و هدايت كه درود و رحمت خدا بر او و خاندانش باد، در همين ارتباط فرمود:

قد تركتكم علي البيضاء ليلها كنهارها لا يزيغ بعدي عنها الا هالك.[1].

«شما را در راهي روشن و آشكار ترك كردم، راهي كه شبش مانند روز آنست، از آن منحرف نمي شود مگر هلاك شونده».

نكته مهم و شايان توجه در كلام امام علي عليه السلام اين واقعيت تلخ و ناگوار است، كه امام به حضور گمراهان خود كام و جاه طلبي در ميان مسلمانان اشاره مي فرمايد، كه ايشان سبب گمراهي و سرگرداني امت اسلامي در امر خطير و مهم اطاعت شدند. و در حالي كه عترت رسول الله (ص) كه به دلالت قرآن و وصيت رسول الله پس از، پيامبر اكرم وصايت ايشان و امامت امت اسلامي به عهده ي آنان مي باشد، امت اسلامي را از عترت معصوم پيامبر جدا كرده و به پيروي و اطاعت خويش فرمان دادند. و با اين عمل ناشايست زمينه ي انحراف امت اسلامي را از صراط مستقيم

[صفحه 102]

امامت و ولايت اولياء خدا و اوصياء رسول الله (ص) فراهم آوردند.

از اين رو امام عليه السلام به همه ي مسلمانان هشدار مي دهد، تا مگر زاويه ي انحراف را كه در آغاز ناچيز مي نمايد در هم كوبند و گرنه در آينده اي نه چندان دور و در گستره ي زمان، همين زاويه ي ناچيزي كه جدايي امت را از عترت رسول الله باعث شده، فاجعه اي عظيم و بلكه فجايعي خطرناك را در پي خواهد داشت، كه بر اثر آن حكومت امويان با جنايت وحشتناك كربلا و سلطنت عباسيان با شهادت و اسارت اوصياء پيامبر خدا در تاريخ اسلام رخ مي نمايد. و با توجه به چنين آينده ي تلخي كه در انتظار مسلمانان ثانيه شماري مي كند، امام با بياني ملامت بار و توبيخ آميز، امت اسلامي را مخاطب قرار داده و فرياد مي زند:

... فاين يتاه بكم؟ بل كيف تعمهون و بينكم عتره نبيكم؟!

«... پس چگونه شما را حيران مي كنند؟ و در حالي كه عترت رسول الله در ميان شما است، چرا خود را به كوري زده ايد؟».

ناداني و بي خبري و غفلت براي هر انساني گناهي بزرگ و خطري عظيم است، چندانكه همين جهل و غفلت مي تواند، او را به پست ترين حضيض حيوانيت و ذلت فرو كشد. با اينهمه بدتر از اين مصيبت براي هر انساني، اين بيچارگي و حماقت است كه حقيقت را دريافته و واقعيتهاي تلخ و شيرين زندگي را لمس كرده باشد و با اين حال تجاهل كند و اظهار نا آگاهي و بي خبري بنمايد. فاجعه اي كه امت اسلامي پس از رحلت پيامبر خدا (ص) گرفتار آن شده بود و امام علي عليه السلام از آن رنج مي برد و بر سر آنان فرياد هوشياري و بيداري مي كشيد، اين مصيبت تلخ و ناگوار بود

[صفحه 103]

كه آنان عترت رسول الله و اوصياء معصوم وي را مي ديدند و مي شناختند و با اين حال در رابطه با فاجعه ي خطرناكي كه شكل گرفته بود، سكوت كرده و خود را به بي خبري و كوري زده بودند.

پست ترين افراد نزد خدا و منفورترين انسانها در ميان مردم، حيوانهاي انسان نمايي هستند كه كتمان و پايمالي حق را از سوي افرادي خودكام و خودخواه مشاهده مي كنند و با اينكه از ديدگاه شريعت مسئوليت برخورد و اعتراض دارند، با اين حال تجاهل كرده و در برابر اين فاجعه سكوت مي كنند. آنچه كه امام عليه السلام را برمي انگيزد تا ريشه هاي فتنه و فساد را بخشكاند و اسباب و انگيزه هاي انحراف از حق و تبديل مساله ي امامت به خلافت را براي امت اسلامي در هر عصري معرفي كند، وظيفه ي شرعي و مسئوليت هدايت و حمايت از امت اسلامي است، كه از سوي خدا و پيامبرش به عهده ي وي گذاشته شده بود. و به همين دليل امام عليه السلام مسلمانان را مخاطب قرار داده و با بياني تند و محرك بر سرشان فرياد مي كشد:

فاين يتاه بكم؟ بل كيف تعمهون و بينكم عتره نبيكم؟!

و هم ازمه الحق و اعلام الدين و السنه الصدق، فانزلوهم باحسن منازل القرآن، وردوهم ورود الهيم العطاش.

«پس چگونه شما را سرگردان مي كنند؟ و در حالي كه عترت رسول الله در ميان شماست، چرا خود را به كوري زده ايد؟

عترت پيامبر (ص) رهبران حق، راهنمايان دين و زبان حقيقت و راستي مي باشند. خاندان پيامبر را در بالاترين و نيكوترين پايگاههاي

[صفحه 104]

قرآن بيابيد و مانند حيوانات تشنه كه به سوي آب مي شتابند، به آنها روي آوريد (مقصود اينستكه از چشمه هاي جوشان علوم اهل بيت پيامبر (ص) بهره مند شويد)».

در اين بخش از سخنان امير پرهيزگاران، زيباترين و حقيقي ترين توصيفها از عترت پيامبر اكرم (ص) شده است. وصفي كه امام عليه السلام از ائمه ي اطهار عليهم السلام كرده، يادآور سيره پيامبر خدا در هويت و شخصيت و روش زندگي و آئين هدايت پيشوايان دين است و چنين توصيفي در كلام اميرالمومنين درباره ي احدي جز خاندان رسول الله و گاه در بيان شخصيت برخي از پيامبران صاحب كتاب ديده نشده است. زيبائي كلام و حقيقت و رسايي بيش از حد سخن امام تامل و دقت بيشتري را مي طلبد، تا از اين رهگذر معرفت شخصيت امامان ديني از زبان امام علي (ع) براي پيروان و شيفتگان ايشان فراهم آيد. امام عليه السلام در معرفي ائمه ي اطهار فرمود:

هم ازمه الحق. (ايشان رهبران حق مي باشند).

اسلام دين حق و قرآن كتاب حقيقت است، و همه ي جهاد و همت و پايداري پيامبر اكرم (ص) در دوران حيات و زمان رسالتش در جهت اعلاي كلمه ي طيبه ي حق و استقرار امامت و حكومت حق صرف شده است. بنابراين پس از عروج ملكوتي حضرت ختمي مرتبت رسول الله اعظم، مي بايد كه امامت حكومت حق و عدل اسلامي، به امام منصوب از سوي حق تعالي و پيامبر بر حق او تفويض شود. و امام حق، امامي است كه هرگز در برابر بت كه باطل محض است سجده نكرده و از آغاز حيات مباركش

[صفحه 105]

در برابر حق تعالي چهره ي بر خاك سوده باشد.

امام حق، امامي است كه همه ي هستي و حياتش مومن به حق است و بايد كه عملكرد او در دوران زندگي شاهد صادق اين حقيقت باشد.

امام حق، چهره ي روشن و شخصيت آسماني و بزرگواريست، كه انديشه، اراده، زبان و عمل او بر پايه ي حق است و در تمامي روزگار حياتش به حق انديشيده، اراده ي حاكميت حق كرده، از حق سخن گفته و در جهت حمايت از حق و استقرار حكومت حق قيام و جهاد كرده است. امام حق، امامي است كه لحظه اي ميان او و حق جدايي نبوده، محبوب حق است و مدافع از حريم مبارك حق، چندانكه همه ي هستي و زندگيش را براي حاكميت حق سرمايه گذاري كرده و در همين ارتباط به شهادت رسيده است.

در انديشه ي ديني و در نگرش و اعتقاد مذهبي، حقيقت ناموس شريعت الهي است، بنابراين پيروان شرايع آسماني و اديان الهي وظيفه دارند، كه امامت احدي را گردن ننهند، مگر كساني را كه مومن به حق، امام حق، تاييد شده ي از سوي حق تعالي و منصوب از جانب پيامبر حق گوي باشند. و در تاريخ اسلام و به شهادت عملكرد و سيره ي عترت معصوم رسول الله، غير از خاندان مطهر پيامبر خدا (ص) احدي اين ويژگيها را دارا نيست. و به همين دليل قاطع اميرالمومنين علي (ع) عترت پيامبر را رهبران حق و پيشوايان حق پرست و حق طلب معرفي مي كند. چرا كه عترت معصوم پيامبر (ص) حتي براي لحظه اي به خدا شرك نورزيده اند، و همواره در جهت حاكميت فلسفه توحيد و فرهنگ زندگيساز يكتاپرستي عليه همه ي مشركين و مظاهر شرك، اگر چه در لباس اسلام و صورت مسلماني، مبارزه

[صفحه 106]

كرده اند.

در اثبات حقانيت عترت رسول الله (ص)- اگر چه از بديهيات است- همين بس كه هيچيك از مخالفان و حتي دشمنان ايشان انكار حقانيت آنان را نكرده و بلكه در ارتباط با حق پرستي، حق جوئي و حق گويي آنها بسيار سخن گفته اند.

توصيف ديگر امام (ع) از اهل بيت رسول الله (ص) اينستكه:

... و اعلام الدين و السنه الصدق. (عترت پيامبر راهنمايان دين و زبان حقيقت و راستي مي باشند)

از ظهور اسلام تا امروز و از امروز تا نهايت تاريخ و پايان روزگار، همه ي انسانهاي آگاه و آزاده و حقيقت طلب كه در جستجوي سعادت و در آرزوي آشنايي با شريعت رهايي بخش و زندگيساز الهي تلاش مي كنند، بايد كه امامت و رهبري عترت پيامبر اسلام (ص) را از جان و دل پذيرا شوند. چرا كه ايشان آيات حق و نشانه هاي زنده و مجسم آيات قرآن كريم مي باشند و سيره ي زندگاني و برنامه ي حيات خاندان پيامبر اكرم (ص) بهترين راهنما و شايسته ترين الگوي هدايت براي شيفتگان دين و آرزومندان حقيقت و فضيلت است. راه و روش زندگي اهل بيت مطهر رسول خدا بر اساس شريعت الهي و بر پايه ي حق و عدل استوار مي باشد و به همين دليل آنان بهترين رهبران و شايسته ترين راهنمايان به سوي خدا و قرآن، در گستره ي زمان و مكان، براي همه ي نسلها مي باشند.

سخنان حكمت آميز عترت پيامبر اكرم بيانگر راستي، درستي، حقيقت و بيان آنها صادقانه ترين پيام هدايت و ارشاد براي آفريدگان حق تعالي

[صفحه 107]

است. راستي در كلام آنها جان مي گيرد، صداقت در گفتار ايشان جلوه مي كند و كذب و ناراستي با سخنان حق و صدق ايشان مي ميرد. گفتار حقيقت بيان عترت مطهر و معصوم پيامبر خدا (ص)، جلوه گاه نهايي صدق و نمايشگر حقيقي راستي و درستي است و بالاترين حد حكمت در كلام ايشان جلوه كرده است.

از ويژگيهاي سيره ي خاندان پيامبر (ص) اينستكه مجموعه ي گفتار و سخنان آنها در تاريخ ثبت شده و باقي است و در نتيجه هر كس كوچكترين نشان خلاف و كذب را در گفتار آنها مي تواند پيدا كرده و اعتراض كند، ولي مطالعه ي تاريخ و جستجو در آثار و گفتار مخالفان عترت پيامبر (ص) خلاف اين را ثابت مي كند. چرا كه در آثار باقيمانده از مخالفان خاندان معصوم پيامبر نه تنها- خداي ناخواسته- نشاني از كذب گفتار ايشان نيست، بلكه همگان در نهايت صراحت به صداقت و حقيقت و حكمت سخنان ائمه ي اطهار عليهم السلام اعتراف كرده و زبان عترت رسول الله را زبان صدق و راستي و درستي شناخته و معرفي كرده اند.

فانزلوهم باحسن منازل القرآن، وردوهم ورود الهيم العطاش.

«عترت پيامبر را در بالاترين و نيكوترين پايگاههاي قرآن بيابيد و مانند حيوانات تشنه كه به سوي آب مي شتابند، به سوي آنها روي آور شويد».

بالاترين و نيكوترين پايگاههاي تعالي و تكامل قرآن، جايگاه عترت معصوم پيامبر خدا است، زيرا لحظه، لحظه ي زندگي و گام به گام حركت ايشان در دوران حيات پر فيض و بركتشان، هماهنگ با اسلام و سازگار با

[صفحه 108]

قرآن و سنت رسول الله است. فروغ تابناك آيات مباركات قرآن همواره در اراده، انديشه، كلام و عمل خاندان مطهر پيامبر متجلي است، چندانكه گويي قرآن در حيات عيني، جلوه ي مثالي و چهره ي عملي خود، تنها در سيره ي روشن و مفيد و هدايت بخش آنان جلوه كرده، و سيماي حقيقي خويش را نمايان كرده است.

همه آنهايي كه شيفته ي اخلاق اسلامي، مشتاق شناخت تربيت اسلامي و خواهان تعالي روحي و جلوه ي آن در حيات بشري هستند، بايد گمشده و مطلوب خود را در زندگاني و تاريخ حيات عترت معصوم رسول خدا (ص) جستجو كنند. به بيان حق و منطق گويا و رساي اميرمومنان و امام پرهيزگاران حضرت علي عليه السلام، عالي ترين و نيكوترين جايگاه تربيت قرآن و شكوهمندترين مقام تعالي و ترقي و فلاح كتاب خدا را، عترت رسول الله احراز كرده و به دست آورده اند. و چنين است كه در ايمان و عمل به قرآن، در گستره تاريخ اسلام و در ميان همه ي گرويدگان به قرآن، كسي بر آنها سبقت نگرفته است. از اين رو و بر اساس اين واقعيت انكارناپذير، امام عليه السلام امت اسلامي و همه ي شيفتگان فضيلت و شرف را، به توسل و پيروي و اطاعت از عترت پيامبر (ص) فرمان داده و راز پيروزي را در روي آوري به ايشان مي داند.

امام علي (ع) عقيده دارد كه عطش عشق به اسلام و تربيت قرآني و تعالي روحاني انسانها، تنها در سايه ي نوشيدن از چشمه ي علوم، اخلاق و حكمت متعالي عترت پيامبر اكرم (ص) سيراب مي شود. و سرشاري از آبشار خروشان علوم و حقايق قرآني، تنها به وسيله ي تمسك و توسل به

[صفحه 109]

دامان هدايت و حمايت خاندان پيامبر خدا (ص) امكان پذير است. و از آنجا كه امام علي (ع) مسئووليت هدايت امت اسلامي را براي هميشه ي تاريخ عهده دار است، به همه ي امت اسلامي فرمان مي دهد، تا مانند حيوانات تشنه كه با شوق و سرعت به سوي آب مي شتابند، براي راه يابي و برخورداري از هدايت حقيقي به سوي عترت مطهر و معصوم رسول الله بشتابند. چرا كه نور هدايت در ديدگان، راز سعادت در كلام و كليد رستگاري دو سراي در دست با كفايت و پر بركت آنان است.

عترت معصوم رسول الله (ص) كه از سوي حق تعالي و بر اساس وصيت پيامبر خدا امامت امت اسلامي را عهده دار مي باشند، همه امام حق و پيشواي هدايت براي جمهور انسانها در همه ي روزگارانند. خاندان پيامبر اكرم (ص) كه آئينه دار وحي الهي، گنجينه هاي پر بهاي علم و حكمت حق تعالي، امامان و امينان خداي متعال در زمين و پرچمداران حمايت و هدايت انسانها براي هميشه ي تاريخ مي باشند، با رهبران ره بر و زمامداران خودكام و خودسر، كه در سايه ي شمشير و شكنجه رهبري مردم را غصب كرده اند، برابر و قابل مقايسه نيستند. امام عليه السلام در نامه اي كه به محمد بن ابي بكر مي نويسد، در حالي كه وي امارت و حكومت مصر را از سوي امام عهده دار است، چنين مي فرمايد:

... صل الصلوه لوقتها الموقت لها و لا تعجل وقتها لفراغ و لا توخرها عن وقتها لاشتغال. و اعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك....

[صفحه 110]

فانه لاسواء امام الهدي و امام الردي و ولي النبي و عدو النبي.[2].

«... نماز را در زمان تعيين شده بخوان و به دليل فراغت از كار زودتر از وقت آن را مخوان و نيز به خاطر فراواني كار، نماز را به تاخير نينداز... همانا امام هدايت و رستگاري با پيشواي گمراهي و پستي برابر نيست و دوستدار پيامبر اكرم (ص) با دشمن او يكسان نمي باشد».

در ارتباط با استقرار حكومت حق و عدل از سوي امام حق، علي عليه السلام، معتقد است كه اقامه ي فرمان خداي متعال- اقامه ي حكومت قسط و عدل و حق- در ميان انسانها هنگامي ميسر است، كه امام جامعه بر اساس وظيفه اي كه دارد از حق دفاع كرده و در اجراي آن قدرت و قاطعيت بكار برد. اين حقيقت در كلام حكمت آميز امام عليه السلام، به صراحت و روشني بيان شده تا فرمان قاطع و محكمي باشد، براي همه ي رهبراني كه مي خواهند براساس حق و عدل بر مردم حكومت كنند و از باطل و ناراستي و كژي بدور باشند، آنجا كه فرمود:

لا يقيم امر الله سبحانه الا من لايصانع و لا يضارع و لا يتبع المطامع.[3].

«فرمان خداي سبحان اجرا نمي شود، مگر به دست كسي كه در اجراي حق سازشكاري نكند. و در اجراي حق مانند اهل باطل از خود ضعف نشان ندهد و با پيروي از هوسهاي نفساني حق را پايمال نكند».

بر اساس آنچه كه امام علي (ع) براي استقرار حكومت حق و قسط ضروري و حتمي مي داند، امامت امت اسلامي و وصايت و خلافت پيامبر

[صفحه 111]

خدا را هر كسي نمي تواند عهده دار شود. و اگر در گذرگاه زمان پس از عروج ملكوتي پيامبر به ملكوت اعلي، افرادي بر اساس طرحها و نقشه هايي برخاسته از تزوير و دسيسه و فريبكاري بر جايگاه امامت امت نشسته اند، غاصباني هستند كه حق حتمي اوصياء حق رسول الله را به ستم پايمال كرده اند و بي هيچ گمان شايستگي رهبري و صلاحيت امامت امت اسلامي را دارا نبوده اند. امام عليه السلام در يكي از خطبه هاي نهج البلاغه ويژگيها و صلاحيتهاي امامت را چنين بيان مي فرمايد:

ايها الناس! ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بامر الله فيه. فان شغب شاغب استعتب، فان ابي قوتل.[4].

«اي مردم! سزاوارترين افراد به اين امر (خلافت پيامبر و امامت امت اسلامي) كسي است كه از همه- در تدبير و سياست- تواناتر و- به احكام الهي- داناتر باشد.

بنابراين اگر آشوبگري در اين ارتباط آشوبگري كند، نخست بايد از او خواست تا به حق تسليم شود و اگر نپذيرفت بايد كشته شود».

به گواهي تاريخ و شهادت همه ي آنها كه حق عترت پيامبر را در رابطه با امامت امت غصب كرده اند، امام علي و فرزندان معصوم او در تدبير و سياست حكومت، از همه ي مردم تواناتر و در رابطه با احكام الهي و حقايق و اسرار قرآن، از همه ي مردم داناتر بوده و به همين دليل ويژگيها و شرايط لازم را براي امامت امت دارا بوده اند. امام علي (ع) در يكي از خطبه هاي

[صفحه 112]

نهج البلاغه فضايل و كرامتهاي نفساني عترت رسول الله (ص) را همراه با جايگاه و مقام ايشان در اسلام و در ميان امت اسلامي بيان فرموده است. اندكي تامل و كنكاش در صفات و ويژگيهاي اهل بيت عصمت و طهارت پيامبر اكرم (ص)، صلاحيت حتمي و شايستگي قطعي ايشان را در امر امامت امت و وصايت رسول الله (ص) روشن و آشكار مي كند.


صفحه 101، 102، 103، 104، 105، 106، 107، 108، 109، 110، 111، 112.








    1. امامت و مهدويت، ج 1، ص 102، به نقل از المجازات النبويه.
    2. نهج البلاغه فيض، كتاب 27.
    3. نهج البلاغه فيض، حكمت 107.
    4. نهج البلاغه فيض، خطبه 172.