کد مطلب:78288 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:191

حقوق متقابل امام و امت











در بينش اسلامي و در سيره ي ائمه ي اطهار عليهم السلام، براي امام و امت حقوق متقابلي ذكر شده است. و در حقيقت امام امت اسلام بر عهده ي امت حقوق قطعي و حتمي دارد، كه رعايت و اداء آن از سوي امت، حق مسلم و حتمي امام است. و همچنين امت اسلامي نيز بر ذمه و عهده ي امام حق و رهبر جامعه ي اسلامي حقوقي دارد، كه امام موظف به رعايت آنها مي باشد. و حكومت اسلامي به اوج عزت و قدرت خود دست نمي يابد، مگر اينكه اين حقوق متقابل امام و امت در حد كمال خود، از هر دو سوي رعايت و اجرا شود.

امام علي عليه السلام اين يگانه مظهر تام امامت حق و زيباترين چهره ي رهبري و امامت در اسلام و جهان، به روزگار كوتاه امامت خود در تاريخ اسلام، حقوق متقابل و دو جانبه ي امام و امت را با زباني ساده و روشن، بدور از ترفندهاي سياسي و بازيها و تظاهرهاي ديپلماسي، در نهايت صداقت و صراحت براي امت اسلام و همه ي مردم آزاده و حقيقت جوي و عدالت طلب بيان و تقرير فرموده است. خطبه، خطبه ي نهج البلاغه بازگوي اين حقوق دو جانبه ي امام و امت است كه در ذيل به نمونه هايي از اين حقوق اشاره مي شود:

ايها الناس ان لي عليكم حقا و لكم علي حق:

فاما حقكم علي فالنصيحه لكم و توفير فيئكم عليكم و تعليمكم كيلا تجهلوا و تاديبكم كيما تعلموا و اما حقي عليكم فالو فاء بالبيعه و النصيحه

[صفحه 123]

في المشهد و المغيب و الاجابه حين ادعوكم و الطاعه حين امركم.[1].

«اي مردم! شما را بر عهده ي من حقي و مرا نيز بر شما حقي است. حقي كه شما به من داريد اينستكه:

- شما را موعظه كرده و پند و اندرز داده و هدايت كنم،

- و غنايم و بهره هاي شما را به تساوي در ميان شما تقسيم كنم.

- شما را آموزش داده تا از ناداني برهانم،

- و آداب و احكام دين را به شما بياموزم.

و اما حقي كه من بر شما دارم اينستكه:

- بر بيعت و پيمان با من پايدار باشيد،

- در پيدا و پنهان نسبت به من خلوص نيت داشته باشيد.

- هرگاه شما را بخوانم، پاسخ مثبت داده و مرا اجابت كنيد،

- و هنگامي كه به شما فرمان مي دهم، از فرمان من اطاعت كنيد».

و اعظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حق الوالي علي الرعيه و حق الرعيه علي الوالي فريضه فرضها الله سبحانه لكل علي كل، فجعلها نظاما لالفتهم و عزا لدينهم. فليست تصلح الرعيه الا بصلاح الولاه و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعيه. فاذا ادت الرعيه الي الوالي حقه و ادي الوالي اليها حقها عز الحق بينهم و قامت مناهج الدين و اعتدلت معالم العدل و جرت علي اذلالها السنن. فصلح بذلك الزمان و طمع في بقاء الدوله، و يئست مطامع الاعداء...[2].

[صفحه 124]

«و از بزرگترين حقوقي كه خداي سبحان واجب فرموده، حق امام بر مردم و حق مردم بر امام است. و اين حق را خداي متعال بر هر دو گروه، يعني بر ائمه و مردم نسبت به يكديگر واجب كرده است. و خداي سبحان رعايت اين حقوق متقابل را وسيله ي نظم و محبت ايشان نسبت به يكديگر و باعث عزت و قدرت دين آنها قرار داده است. بنابراين وضع مردم اصلاح نمي شود و سامان نمي يابد، مگر به اصلاح رهبران و رهبران اصلاح نمي شوند، مگر به پايداري مردم در اجراي فرامين ايشان. و اگر مردم حق رهبران و رهبران حق مردم را رعايت كنند:

حق در ميان آنها عزيز، راه دين هموار، نشانه هاي عدالت بر پا و سنتها در مواضع و جايگاههاي خود استوار مي شود. و در نتيجه روزگار اصلاح شده و به پايداري دولت اميد مي رود و طمع دشمنان به ياس تبديل خواهد شد...».

در رابطه با حقوق متقابل امام و مردم امام علي عليه السلام، در نامه اي به فرماندهان سپاه خود نوشت:

اما بعد فان حقا علي الوالي ان لايغيره علي رعيته فضل ناله و لا طول خص به و ان يزيده ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده و عطفا علي اخوانه.

الا و ان لكم عندي ان لا احتجز دونكم سرا الا في حرب و لا اطوي دونكم امرا الا في حكم و لا اوخر لكم حقا عن محله و لا اقف به دون مقطعه و ان تكونوا عندي في الحق سواء، فاذا فعلت ذلك و جبت لله عليكم النعمه ولي عليكم الطاعه و ان لا تنكصوا عن دعوه و لاتفرطوا في صلاح و ان تخوضوا الغمرات الي الحق. فان انتم لم تستقيموا لي علي ذلك لم يكن احد

[صفحه 125]

اهون علي ممن اعوج منكم، ثم اعظم له العقوبه و لا يجد عندي فيها رخصه، فخذوا هذا من امرائكم و اعطوهم من انفسكم ما يصلح الله به امركم.[3].

«اما بعد، بر هر والي و فرماندهي فرض است، كه به سبب برتري مقامي كه يافته و يا به دليل نعمتهاي فراواني كه به آنها مخصوص شده، رفتار خود را در رابطه با مردم تغيير ندهد. و به پاس نعمتهايي كه خدا نصيب او فرموده به بندگان خدا بيشتر نزديك شود و نسبت به برادران ديني خود عاطفه و محبت داشته باشد. آگاه باشيد كه حق شما بر من اينستكه:

- هيچ رازي را جز درباره ي جنگ از شما پنهان نكنم.

- هيچ كاري را بي مشورت شما، مگر به حكم شرع انجام ندهم.

- در احقاق حق شما كوتاهي نكنم و تا آن حق را به شما نرسانم از پاي ننشينم.

و نيز از حقوق شما بر عهده ي من اينستكه:

- همه ي شما در رابطه با حق نزد من مساوي هستيد. و اگر رفتار من با شما بر اين اساس باشد، بر خداي بزرگ است، كه نعمت خويش را بر شما تمام كند. و هرگاه برخورد من با شما اينگونه باشد، حق من بر شما اينستكه:

- همه ي شما در رابطه با حق نزد من مساوي هستيد. و اگر رفتار من با شما بر ايناساس باشد، برخداي بزرگ است، كه نعمت خويش را بر شما تمام كند. و هر گاه بر خورد من با شما اينگونه باشد، حق من بر شما اين اينستكه:

- هر گاه شما را فراخوانم، درنگ نكنيد.

- از اجراي فرمان من سرير نتابيد.

[صفحه 126]

- در كاري كه انجام آن را صلاح بدانم، كوتاهي نكنيد.

- در سختيهاي راه حق فرو رويد. (براي دستيابي به حق سختيهاي راه آن را تحمل كنيد).

و اگر شما به وظيفه ي خود عمل نكنيد، فردي كه كجروي كرده در نظر من پست ترين است. و او را به كيفري شديد، عقوبت مي كنم، و براي او از كيفر من راه گريزي نخواهد بود.

و شما نيز از فرماندهان زير دست خود همين گونه پيمان بگيريد. و با آنها چنان رفتار كنيد، كه خداي بزرگ كار شما را اصلاح كند».

و سرانجام در رابطه با حقي كه امام بر عهده ي ملت و امت بر عهده ي امام دارد، در پايان نامه اي كه به يكي از ماموران دريافت ماليات و صدقات مي نويسد، پس از آنكه او را به تقواي الهي و امانتداري و صداقت در عمل فرمان مي دهد، وي را از خيانت به امام امت اسلامي نهي كرده و مي فرمايد:

و ان اعظم الخيانه خيانه الامه و افظع الغش غش الائمه.[4].

«بزرگترين خيانتها، خيانت به امت و زشت ترين نابكاريها، ناخالصي و نفاق و خيانت به امامان است».


صفحه 123، 124، 125، 126.








    1. نهج البلاغه فيض، خطبه 34.
    2. نهج البلاغه فيض، خطبه 207.
    3. نهج البلاغه فيض، كتاب 50.
    4. نهج البلاغه فيض، ص 884.