کد مطلب:78289 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:177

سيماي عترت پيامبر در كلام امام علي











امام شناسي و معرفت ائمه ي اطهار عليهم السلام، يكي از اساسي ترين و

[صفحه 127]

مهمترين تكاليف بندگان خدا است. شناخت امام به اندازه اي داراي اهميت و اعتبار است، كه مي توان گفت بدون معرفت امام، شناخت خداي سبحان ممكن نيست. و در حقيقت امام شناسي و معرفت ائمه ي اطهار (ع) از عترت مطهر رسول الله (ص)، پايه و اساس خداشناسي است. اين سخن حقيقي انكار ناپذير است، كه از زبان خداشناس ترين انسانها سيدالشهداء امام حسين (ع) صادر شده است. به اين روايت از فرموده ي امام صادق (ع) توجه كنيد:

عن ابي عبدالله (ع) قال:

خرج الحسين (ع) ذات يوم علي اصحابه، فقال بعد الحمد لله عز و جل و الصلوه علي محمد رسوله (ص): يا ايها الناس، ان الله و الله ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عباده من سواه. فقال له رجل:

بابي انت و امي يا بن رسول الله، ما معرفه الله؟ قال:

معرفه اهل كل زمان امامهم الذي يجب عليهم طاعته.[1].

«امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:

حضرت امام حسين(ع) روزي بر يارانش وارد شد و پس از ستايش حضرت پروردگار و درود بر پيامبر اكرم (ص) و خاندان وي فرمود:

اي مردم! سوگند به خدا كه پروردگار بندگانش را نيافريد، مگر آنكه او را بشناسند. و هنگامي كه او را شناختند، او را پرستش و عبادت كنند. و

[صفحه 128]

زماني كه او را پرستيدند، از پرستش غير او بي نياز شوند. در اين هنگام مردي عرض كرد:

اي فرزند رسول خدا! پدر و مادرم فداي تو باد، معرفت و شناخت خدا چيست؟

امام عليه السلام فرمود:

معرفت خدا اينستكه مردم هر عصر و زماني امام و رهبر دوران خود را شناسائي كرده و فرمان برداري و پيروي او را واجب و لازم بدانند».

به فرموده ي امام حسين سيدالشهداء (ع)، معرفت امام و شناخت و عرفان مقام والاي امامت، پهلو به پهلوي معرفت حق تعالي مي زند و به بيان ديگر معرفت هر يك لازمه ي شناخت و عرفان ديگري است. بر اساس اين حقيقت غير قابل انكار، معرفت امام و شناخت صحيح و حقيقي ائمه ي اطهار از ضروريات دين است. و در مكتب امام شناسي چه كسي شايسته تر و بايسته تر از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است، تا به شيفتگان امامت و عاشقان ولايت، راه معرفت امام معصوم را بياموزد؟ مولاي موحدان و امام پرهيزگاران حضرت علي بن ابيطالب روحي له الفداء، پدر امامان معصوم و به فرموده ي رسول الله (ص) امام و وصي پيامبر اكرم (ص) مي باشد، آنجا كه فرمود:

علي امام كل مومن بعدي.[2].

«علي (ع) پس از من امام و پيشواي همه ي ايمان آورندگان به خدا

[صفحه 129]

است».

و به تصريح حتمي رسول الله (ص)، كه زبانش منطق گوياي وحي و حق است، امام علي (ع) همواره با حق و حق هميشه با علي (ع) است، آنجا كه فرمود:

الحق مع علي و علي مع الحق، يزول الحق مع علي حيث زال.[3].

«حق با علي است و علي با حق است. حق تباه و نابود شود، هرگاه كه حق او تباه شود».

در رابطه با شناخت امام و معرفت نسبت به پايگاه والاي امامت، گوش جان به سخنان آن امام همام مي سپاريم، تا ائمه ي اطهار (ع) از عترت مطهر پيامبر خدا را براي ما معرفي كند، باشد كه از اين رهگذر دلهاي اهل ولايت و معتقدان به امامت عترت رسول الله (ص) به فروغ بي پايان معرفت اوصياء پيامبر خدا، روشن و تابنده شود.

امام علي (ع) در ارتباط با معرفت امامان دين و اوصياء معصوم رسول الله (ص) فرمود:

... و انما الائمه قوام الله علي خلقه و عرفاوه علي عباده، لا يدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه و لا يدخل النار الا من انكرهم و انكروه...[4].

«.... همانا امامان از جانب خدا تدبيركننده ي كار مردمانند و كارگزاران بندگانند. كسي به بهشت نرود جز آنكه آنان را شناخته باشد و آنها او را شناخته باشند و به دوزخ در نشود، جز آنكه منكر آنان باشد و آنان وي را

[صفحه 130]

نپذيرفته باشند».

نكته مهم و شايان توجه در بيان امام (ع) پيرامون مقام و شخصيت ملكوتي ائمه ي اطهار (ع)، اينكه شرط ورود هر مومني به بهشت، عرفان و شناخت مقام معظم امام معصوم است. و بي هيچ گماني روشن است كه معرفت امام تنها شناخت نام و نسبت و زمان تولد و شهادت و مدت امامت امام نيست. بلكه مقصود از معرفت امام كه شرط ورود به بهشت ذكر شده، عبارت از عرفان حقيقي امام و معرفت كامل نسبت به مقام قدسي و ملكوتي آن بزرگوار است.

معرفت نسبت به ائمه ي اطهار هنگامي حاصل مي شود، كه آنان را خليفه ي خدا و اوصياء رسول الله (ص) در زمين بدانيم و اطاعت فرمان ايشان را بر خود واجب دانسته و حقايق قرآني و علوم و معارف اسلامي را همراه با احكام شريعت، از زبان و سيره ي زندگاني ايشان بياموزيم.

معرفت نسبت به اهل بيت رسول الله (ص) عبارتست از اينكه امامت و ولايت الهي ايشان را با دل و جان بپذيريم و در همه ي شئون حيات تابع محض و مطيع مطلق فرمان ايشان باشيم. و ايمان و اقرار داشته باشيم كه ايشان در تصرف به جان و مال و هستي و حيات ما، از خود ما سزاوارتر و شايسته ترند و اين شرط اساسي پذيرش امامت آنان و حقي است كه خداي متعال براي آنان تشريع فرموده است.

معرفت ائمه ي اطهار عليهم السلام عبارت از اينستكه، ايمان داشته باشيم آنها واسطه ي فيض ميان خدا و خلق اويند و هستي عالم به وجود ايشان قائم است و محبت خالصانه ي آنها بر ما فرض و بيزاري از دشمنان ايشان بر ما

[صفحه 131]

واجب مي باشد. و نيز ايمان داشته باشيم كه ائمه ي اطهار (ع) به اذن و فرمان الهي، قدرت تصرف در همه ي عوالم ملك و ملكوت را دارند. چنين معرفتي شرط ورود به بهشت است.

نكته ي مهم و قابل توجه ديگري كه در بيان امام (ع) سزاوار دقت و تامل است، اينكه عدم عرفان و شناخت حقيقي ائمه ي معصومين از يك سو و از سوي ديگر عدم پذيرش ائمه ي اطهار (ع) از پيروان خود، باعث سقوط شيعيانشان در جهنم مي شود. از اين بيان چنين استفاده مي شود كه:

1- پيروان و مومنان به امامت و ولايت ائمه ي معصومين عليهم السلام، اگر داراي معرفت كامل نسبت به پيشوايان ديني نباشند، و اگر ائمه ي اطهار عليهم السلام پيروان خود را نپذيرند و ايشان را به عنوان ياران و رهروان صادق خود نشناسند، هر آينه سقوط در دوزخ براي ايشان قطعي و حتمي است.

2- شرط حتمي براي ورود پيروان عترت پيامبر (ص) به بهشت و نجات ايشان از عذاب الهي و سقوط در جهنم، عرفان و شناخت صحيح و ايمان و معرفت كامل نسبت به اهل بيت رسول الله (ص) است.

كميل بن زياد نخعي از ياران با وفاي اميرالمومنين علي عليه السلام مي گويد:

روزي امام عليه السلام دست مرا گرفت و از شهر بيرون برد. هنگامي كه به صحرا رسيديم، آهي سوزان از سينه مباركش بركشيد و با من درباره ي مردم و شخصيت دانشمندان و ارزش علم، سخن گفت، تا آنجا كه در ادامه ي گفتارش به توصيف و بيان شخصيت و عظمت امام معصوم هر عصر از

[صفحه 132]

سلاله ي پاك پيامبر (ص) پرداخت و چنين فرمود:

اللهم بلي لا تخلو الارض من قائم لله بحجه، اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بيناته و كم ذا و اين؟

اولئك- و الله- الاقلون عددا و الاعظمون عند الله قدرا، يحفظ الله بهم حججه و بيناته حتي يودعوها نظراءهم و يزرعوها في قلوب اشباههم. هجم بهم العلم علي حقيقه البصيره و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقه بالمحل الاعلي. اولئك خلفاء الله في ارضه و الدعاه الي دينه. آه، آه شوقا الي رويتهم.[5].

«آري زمين از كسي كه با حجت و دليل دين خدا را بر پاي دارد، خالي نمي ماند. آن كس يا آشكار و مشهور است و يا دست ستم او را پوشيده و پنهان ساخته تا حجتها و دليلهاي روشن خدا از ميان نرود. اينان چند نفر مي باشند و كجا هستند؟

به خدا سوگند، كه اينها در شماره اندكند، ولي در پيشگاه خداي سبحان مقامي رفيع و منزلتي عظيم دارند. حق تعالي به وسيله ي ايشان حجتها و دلايل روشن خود را حفظ مي كند، تا آنها نيز- حجتها و بينات الهي را- به ديگران سپارند و در دلهاي افرادي مانند خود جاي دهند.

دانش و حكمت، با بصيرت حقيقي آنان را فرا گرفته و با آرامش و يقين كامل آن علوم را بكار مي برند. و آنچه بر صاحبان نعمت دشوار

[صفحه 133]

مي آيد، براي ايشان آسان است. و به آنچه نادانان از آن مي هراسند، اينان سخت مانوس و وابسته اند.

اينان با بدنهاشان در دنيا زندگي مي كنند، ولي ارواح آنها به جايگاهي بس رفيع و اعلا وابسته است. آنها جانشينان (خلفاء) خدا در زمين و دعوت كنندگان مردم به دين او مي باشند.

آه، آه كه به ديدار آنها چقدر شيفته و آرزومندم».


صفحه 127، 128، 129، 130، 131، 132، 133.








    1. آثار الصادقين، ج 1، ص 179 به نقل از بحارالانوار، ج 23، ص 93.
    2. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 281.
    3. آثار الصادقين، ج 1، ص 202.
    4. نهج البلاغه فيض، خطبه 152.
    5. نهج البلاغه فيض، حكمت 139.