کد مطلب:78290 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:180

اميران كلام











اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب (ع) در توصيف زبان و قدرت بيان و سخنوري، كلامي رفيع و سخني بليغ در نهج البلاغه ايراد فرموده است. در اين كلام امام عليه السلام به تشريح چگونگي كلام و شرايط سخن پرداخته و در نهايت پايگاه خاندان نبوت را در قدرت بيان و هنر سخنوري نشان داده و مي فرمايد:

... و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه.[1].

«و ما (عترت پيامبر (ص)) اميران سخن هستيم و ريشه هاي كلام در ميان ما محكم شده و شاخه هاي آن بر سر ما سايه گسترده است».

حقيقت كلام و صدق سخن امام عليه السلام، هنگامي براي آشنايان ادب و بلاغت و فصاحت سخن روشن و آشكار مي شود، كه تاملي در خطبه هاي رسول خدا، دقتي در نهج البلاغه ي اميرالمومنين علي (ع)، سيري

[صفحه 134]

در خطبه هاي سيدالشهداء امام حسين، پژوهشي در صحيفه ي سجاديه سيدالساجدين امام علي بن الحسين، تاملي در خطبه هاي فاطمه ي زهرا يگانه دختر رسول الله، نگرشي بر خطابه هاي عصاره ي ايمان و صبر، شيرزن عاشورا در شهر كوفه و مجلس يزيد و دقتي در احاديث، مناظرات و سخنان ساير ائمه ي اطهار عليهم السلام داشته باشند. در سايه ي چنين پژوهش و كنكاشي در گفتار خاندان پيامبر (ص) اصالت و حقيقت سخن امام علي (ع) آشكار مي شود، كه بي هيچ گزاف و زياده اي بر اساس يك حقيقت عيني و واقعيت انكارناپذير فرمود:

«ما عترت پيامبر اكرم (ص) اميران سخن هستيم و ريشه هاي درخت كلام در ميان ما محكم و استوار شده و شاخه هاي آن بر تارك ما سايه گسترده است».

امام علي عليه السلام آنگاه كه در برابر غاصبان خلافت پيامبر (ص) و مدعيان زعامت امت اسلامي قرار مي گيرد، به منظور اتمام حجت و بيان حقيقت در گذرگاه تاريخ فرياد مي كشد و در رابطه با اثبات فضيلت و احقاق حق غصب شده ي خود و عترت پيامبر (ص) سوگند ياد كرده و مي فرمايد:

تالله لقد علمت تبليغ الرسالات و اتمام العدات و تمام الكلمات و عندنا اهل البيت ابواب الحكم و ضياء الامر...[2].

«به خدا سوگند، تبليغ رسالتها، وفاي به پيمانها و همه ي معاني (تفسير و

[صفحه 135]

تاويل كلام الله) را به من آموخته اند. و ابواب علم و حكمت و روشناي حقيقت دين نزد ما اهل بيت و عترت پيامبر است.»

و در عتاب آميزترين كلام مدعيان دروغگوي علم و حكمت را سرزنش و توبيخ كرده و تصريح مي فرمايد كه هر كس به غير از عترت پيامبر (ص) چنين ادعايي داشته باشد، در حق خاندان رسول الله ستم كرده و در نهايت وقاحت دروغ مي گويد. امام عليه السلام در ادامه ي سخنان خويش هدايت و ارشاد بندگان خدا را در قدرت و صلاحيت خاندان پيامبر خدا مي داند و در نهايت صراحت مي فرمايد:

اين الذين زعموا انهم الراسخون في العلم دوننا كذبا و بغيا علينا؟

ان رفعنا الله و وضعهم و اعطانا و حرمهم و ادخلنا و اخرجهم، بنا يستعطي الهدي و يستجلي العمي. ان الائمه من قريش غرسوا في هذا البطن من هاشم، لا تصلح علي سواهم و لا تصلح الولاه من غيرهم.[3].

«كجايند آنان كه گمان مي كنند در علم و دانش استوارانند؟

به غير از ما (خاندان نبوت) ادعاي آنان دروغ و ظلمي در حق ما است، چرا كه خدا ما را برتري داده و آنها را فروگذاشته است. علم و حكمت را خداي متعال به ما عطا كرده و آنان را محروم نموده و ما را (در شهر علم و ايمان پيامبر) داخل كرده و ايشان را بيرون كرده است.

هدايت و ارشاد از ما درخواست مي شود و كوري دل به وسيله ي ما از ميان مي رود. به راستي كه رهبران دين از قبيله ي قريش مي باشند، زيرا آنها از

[صفحه 136]

تبار هاشم به وجود آمده اند و رهبري براي غير از آنها شايسته نيست». امام علي (ع) در توصيفي زيبا و دلنشين خاندان رسول الله (ص) را به تناسب مسئوليت و تعهدي كه در ارتباط با هدايت خلق، از سوي آفريدگار جهان به ايشان واگذار شده، عترت پيامبر خدا را به ستارگان آسمان حيات مانند كرده و مي فرمايد:

الا ان مثل آل محمد (ص) كمثل نجوم السماء:

اذا خوي نجم طلع نجم، فكانكم قد تكاملت من الله فيكم الصنائع و اراكم ما كنتم تاملون.[4].

«آگاه باشيد كه خاندان محمد (ص) ستارگان آسمان را مانند، هرگاه يكي از آنها غروب كند، ستاره ي ديگري در افق حيات طلوع مي كند. گويا مي بينم كه (در سايه ي پيروي از خاندان رسول الله) نعمتهاي خدا بر شما تمام شد و به آنچه آرزومنديد، دست يافته ايد».


صفحه 134، 135، 136.








    1. نهج البلاغه فيض، كلام 224.
    2. نهج البلاغه فيض، كلام 119.
    3. نهج البلاغه فيض، خطبه 144.
    4. نهج البلاغه فيض، خطبه 99.