کد مطلب:78294 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:174

هماهنگي امام با قرآن و پيامبر











زبان گويا به حق و بيان رسا و هماهنگ با راستي و حقيقت اميرالمومنين علي (ع)، در رابطه با همراهي ايشان با قرآن و همگامي خويش با پيامبر مكرم (ص) مي فرمايد:

و و الله ان جئتها اني للمحق الذي يتبع، و ان الكتاب لمعي ما فارقته مذ صحبته.[1].

«سوگند به خداي بزرگ كه اگر به آن كار اقدام مي كردم، (حكميت را در جنگ صفين مي پذيرفتم) حق با من بود و سزاوار بود كه از من پيروي كنند. به راستي كه كتاب حق تعالي با من است و من از هنگامي كه با قرآن همراه شده ام، هرگز از كتاب خدا جدا نشده ام (يعني همه ي افكار و

[صفحه 159]

تصميمات و اعمال من بر اساس قرآن مجيد است)».

امام علي عليه السلام در نامه اي كه به عثمان بن حنيف انصاري مرقوم فرمود، در ارتباط با همراهي خويش با حضرت رسول (ص) چنين نوشت:

و انا من رسول الله (ص) كالضوء من الضوء و الذراع، من العضد...[2].

«و يگانگي من با پيامبر خدا (ص)، مانند نوري است روشني يافته از نوري ديگر و همانند پيوستگي ساعد با بازو است».

امام عليه السلام در رابطه با سبقت و فضيلت خويش در ايمان به رسول الله (ص) و پذيرش گفتار و اطاعت از امر و نهي آن بزرگوار و عصاره ي عالم آفرينش، مي فرمايد:

و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمد (ص) اني لم ارد علي الله و لا علي رسوله ساعه قط. و لقد واسيته بنفسي في المواطن التي تنكص فيها الابطال و تتاخر فيها الاقدام، نجده اكرمني الله بها. و لقد قبض رسول الله (ص) و ان راسه لعلي صدري و لقد سالت نفسه في كفي، فامررتها علي وجهي و لقد وليت غسله (ص) و الملائكه اعواني، فضجت الدار و الافنيه، ملا يهبط و ملا يعرج و ما فارقت سمعي هينمه منهم، يصلون عليه حتي و اريناه في ضريحه. فمن ذا احق به مني حيا و ميتا؟...[3].

«بزرگان از اصحاب محمد (ص) كه نگهبانان دين و سنت او هستند، به خوبي مي دانند كه من هرگز لحظه اي از اجراي فرمان خدا و پيامبر اعظم (ص) دور نبوده ام. و در موارد حساسي كه قهرمانان- از ترس- سست شده

[صفحه 160]

و از ميدان جنگ عقب گرد مي كردند، من در راه آن حضرت جانبازي و از خودگذشتگي مي كردم. و اين شجاعت و شهامتي است، كه خدا به من عنايت كرده و مرا به آن گرامي داشته است.

آنگاه كه پيامبر خدا (ص) جان مي سپرد، سر مبارك آن حضرت بر روي سينه ي من بود و بر روي دست من جان از بدنش جدا شد. و من- به قصد تبرك- دست به چهره ام كشيدم. در آن حال من به تنهايي كار غسل آن حضرت را به عهده گرفتم و در اين مهم فرشتگان به من كمك مي كردند. در آن هنگام در و ديوار خانه به ناله و گريه در آمده بود، گروهي از فرشتگان از آسمان به زمين آمده و گروهي بالا مي رفتند. به هنگام غسل دادن و كفن پوشانيدن پيامبر (ص) گوشم از صداي زمزمه ي فرشتگان كه به آن حضرت صلوات مي فرستادند، تا هنگامي كه پيامبر (ص) را در قبر گذاشتم، پر شده بود.

با اين همه- امتيازات ويژه كه بر شمردم- چه كسي از من به پيامبر (ص)، در زمان حيات و پس از رحلت نزديكتر و به خلافت او سزاوارتر است؟...».


صفحه 159، 160.








    1. نهج البلاغه فيض، كلام 121.
    2. نهج البلاغه فيض، كتاب 45.
    3. نهج البلاغه فيض، خطبه 188.