کد مطلب:78295 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:175

سابقه ي ايمان و جهاد امام











يكي از فضيلتهاي غير قابل انكار در حيات امام آزادگان و مولاي موحدان پرهيزگار، سابقه و سبقت آن بزرگوار در ايمان به خدا و رسول الله (ص) و جهاد در راه خدا است. و اين حقيقت روشن و آشكاريست كه همه ي تاريخ نگاران اسلامي به آن گواهي داده اند، تا آنجا كه

[صفحه 161]

اهل سنت هرگاه نام مبارك اميرالمومنان علي عليه السلام را بر زبان مي آورند، بي درنگ در وصف آن بزرگوار مي گويند، كرم الله وجهه.[1] و اين سخن اقرار و اعتراف صريح آنان به سابقه ي توحيد و دوري و پرهيز و بيگانگي آن عزيز خدا و پيامبر، با آلودگي شرك است. و اين فضيلت انحصاري و امتياز ويژه ي امام علي (ع) است، و به غير از آن حضرت همه ي اصحاب رسول الله سابقه ي شرك داشته اند. در اين رابطه به سخنان علي عليه السلام پيرامون سابقه ي ايمان و عظمت جهاد در راه خدا، در دوران حيات آن حضرت توجه كنيد:

انا وضعت في الصغر بكلا كل العرب و كسرت نواجم قرون ربيعه و مضر و قد علمتم موضعي من رسول الله (ص) بالقرابه القريبه و المنزله الخصيصه و ضعني في حجره و انا وليد... و ما وجدلي كذبه في قول و لا خطله في فعل و لقد قرن الله به (ص) من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته، يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم، ليله و نهاره و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امه، يرفع لي في كل يوم من اخلاقه علما و يامرني بالاقتداء به. و لقد كان يجاور في كل سنه بحراء، فاراه و لا يراه غيري و لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول الله صلي الله عليه و آله و خديجه و انا ثالثهما.

اري نور الوحي و الرساله و اشم ريح النبوه. و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحي عليه (ص) فقلت: يا رسول الله ما هذه الرنه؟ فقال:

[صفحه 162]

هذا الشيطان قد ايس من عبادته، انك تسمع ما اسمع و تري ما اري، الا انك لست بنبي و لكنك لو زير و انك لعلي خير.[2].

«من در آغاز نوجواني سينه هاي- قهرمانان- عرب را بر زمين نهادم و شاخه هاي نو بر آمده و بلند (دليران و بزرگان) قبيله ي ربيعه و مضر را درهم شكستم. و شما مقام و مرتبه ي مرا در نزد پيامبر خدا، به سبب خويشاوندي نزديك و مقام و احترام ويژه اي كه نزد او داشتم، به خوبي مي دانيد. پيامبر امجد (ص) مرا در دامان خود پرورش داد، در حالي كه من كودك خردسالي بودم...

و پيامبر (ص) هرگز دروغي در گفتار و لغزشي در كردار من نيافته بود. حق تعالي از هنگامي كه پيامبر (ص) را در دوران كودكي از شير باز گرفته بودند، بزرگترين ملك از فرشتگان خود را همنشين او گردانيد، تا شب و روز او را به راههاي كرامت و اخلاق نيك در جهان سوق دهد. و من مانند بچه شتري كه در پي مادرش روان است، به دنبال وي روان بودم. و او هر روز پرچم نو و تازه اي از خلق و خوي نيك برمي افراشت و به من فرمان مي داد كه از او پيروي كنم. پيامبر اكرم (ص) مدتي از سال را در كوه حراء اقامت مي كرد و جز من كسي او را نمي ديد.

در آن روزگار اسلام به خانه اي، غير از خانه ي رسول خدا (ص) و خديجه نيامده بود، كه من سومين آنها بودم (هنگام ظهور اسلام، بعد از پيامبر (ص) و خديجه من سومين نفري بودم كه به خداي يگانه و دين اسلام

[صفحه 163]

ايمان آوردم).

من- هنگام نزول وحي- نور وحي را مي ديدم و رايحه ي نبوت را استشمام مي كردم. من هنگام فرود آمدن وحي بر حضرت محمد (ص) صداي ناله ي شيطان را شنيده و گفتم:

اي رسول خدا! اين ناله ي چه كسي است؟ فرمود:

اين صداي شيطانست كه از پرستش خود نااميد شده است. تو آنچه را كه من مي شنوم، مي شنوي و آنچه را من مي بينم، مي بيني جز آنكه تو پيامبر نيستي، بلكه وزير من مي باشي و پيوسته بر راه خير و نيكي قدم مي گذاري».


صفحه 161، 162، 163.








    1. خداي چهره ي او را به سبقت در ايمان و عدم سابقه ي شرك كرامت بخشيده است.
    2. نهج البلاغه فيض، خطبه 234.