کد مطلب:78298 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:176

پايداري امام در اقامه ي حق











يكي از ويژگيهاي ممتاز و متعالي حيات اميدبخش و سعادت آفرين اميرمومنان و عزيز پيامبر خدا، حضرت امام علي بن ابيطالب (ع)

[صفحه 185]

حق پرستي، حقجويي، حقگويي، حق دوستي و جهاد بي امان در راه اقامه ي حق است. تجلي حقيقت در سيما و نگاه علي (ع) و جلوه ي نهايي حق در سيره ي زندگاني آن بزرگوار، به گونه ايست كه در لحظه، لحظه ي حيات امام عليه السلام فروزندگي و پايندگي حق متجلي است، تا آنجا كه ابوذر به روايت از ام سلمه مي گويد، كه پيامبر خدا فرمود:

عن ابي ذر عن ام سلمه قالت: سمعت رسول الله (ص) يقول:

ان عليا مع الحق و الحق معه، لن يزولا حتي يردا علي الحوض.[1].

«ابوذر به نقل از ام سلمه روايت مي كند، كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: همانا علي با حق است و حق با علي (ع) و اين دو هرگز از يكديگر جدا نمي شوند، تا روز قيامت بر حوض (جايگاه معيني در قيامت) بر من وارد شوند».

هماهنگي و همراهي امام علي (ع) با حق، يكي از شاخص ترين و مهمترين فضايل آن امام بزرگوار و محبوب به شمار مي آيد، تا آنجا كه همين فضيلت عظمي و ممتاز براي اثبات امامت و ولايت ايشان براي امت اسلامي بسنده و كافي است. و اين حقيقتي انكارناپذير است، كه منطق گويا به وحي رسول الله (ص) شاهد آنست، آنجا كه جابر بن عبدالله از پيامبر خدا روايت كرد:

عن جابر بن عبدالله الانصاري انه قال: لقد سمعت رسول الله (ص) يقول: ان في علي خصالا لو كانت واحده منها في جميع الناس لا كتفوا بها فضلا:

[صفحه 186]

علي مع الحق و الحق مع علي لا يفترقان حتي يردا علي الحوض.[2].

«از جابر بن عبدالله انصاري روايت شده كه گفت، شنيدم رسول خدا (ص) مي فرمود:

همانا در زندگاني علي (ع) خصلتهايي است، كه اگر يكي از آنها در زندگاني مردم مي بود، براي فضيلت آنان بسنده بود. از آن جمله اينكه: علي با حق و حق با علي است، هرگز ايندو از هم جدا نمي شوند تا كنار حوض بر من وارد شوند».

ارتباط و پيوند گسست ناپذير امام علي (ع) با حق، در لحظه، لحظه ي زندگاني سراسر دفاع از حق، امام عليه السلام به اندازه اي بود كه اين پيوست و اتصال با حق، در تاريخ حيات امام (ع) رابطه اي جان با تن، عطر با گل و فرزند را با مادر در خاطره ي انسان تداعي مي كند. و بر همين اساس پيامبر خدا براي پايندگي اين ارتباط ناگسستني دعا كرد و فرمود:

علي مع الحق و الحق مع علي (ع) اللهم ادر الحق معه حيث دار.[3].

«علي (ع) با حق و حق با علي است. بار پروردگارا، آنجا كه علي مي گردد، حق را بگردان».

در ارتباط با هماهنگي و همراهي امام علي (ع) با حق، سخنان حقيقت بيان پيامبر امجد (ص) را تا آنجا كه در حوصله و گنجايش اين صحيفه بود، بيان كرديم. اينك موقعيت و پايگاه امام علي (ع) را در ارتباط با حق و اقامه ي آن و دفاع از حريم مقدس حق از كلام آن حضرت به

[صفحه 187]

رشته ي تحرير درمي آوريم.

ابن عباس مي گويد، هنگامي كه امام علي (ع) به قصد جنگ با مردم بصره حركت مي كرد، در يكي از منازل ميان راه به نام ذي قار خدمت آن بزرگوار رسيدم. امام (ع) را سرگرم تعمير كفشهايش يافتم، در اين هنگام امام به من فرمود: ما قيمه هذه النعل؟ فقلت: لا قيمه لها، فقال عليه السلام:

و الله لهي احب الي من امرتكم الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا...[4].

«... امام علي (ع) فرمود، قيمت اين كفشها چقدر است؟ ابن عباس مي گويد، جواب دادم:

اي اميرمومنان، اين كفشها ارزشي ندارد، امام علي عليه السلام فرمود: به خدا سوگند، اين كفشها نزد من از حكومت و فرمانروايي بر شما محبوبتر است، مگر اينكه در سايه ي حكومت اقامه ي حق كرده و باطل را نابود كنم...».

ابن عباس مي گويد:

در ادامه ي اين گفتگو با من، امام در برابر مردم ظاهر شد و براي آنها خطبه ي رسا و بليغي ايراد كرد. و در ادامه ي آن خطبه موضع خويش را در دفاع از حق و ستيز با باطل در نهايت صراحت بيان كرد و فرمود:

فلا بقرن الباطل حتي يخرج الحق من جنبه...[5].

«و باطل را- به قدرت حق- مي شكافم، تا حق از پهلوي آن بيرون آيد

[صفحه 188]

...».

هنگامي كه امام عليه السلام عازم جنگ جمل شد، تا فتنه اي را كه به دست طلحه، زبير و عايشه پديد آمده بود از ميان برداشته و نابود كند، در برابر مردم خطبه اي رسا و فصيح ايراد فرمود: و در ضمن خطبه هدف خويش را از جنگ با اصحاب فتنه ي جمل، احقاق حق و نابودي باطل بيان كرد و فرمود:

... ما ضعفت و لا جبنت و لا خنت و ايم الله لا بقرن الباطل حتي اخرج الحق من خاصرته.[6].

«... و هرگز ضعيف و ناتوان نشده، نترسيده و خيانت و سستي- در كار اسلام و مسلمين- نكرده ام و سوگند به خدا، باطل را مي شكافم تا حق را از پهلوي آن بيرون بياورم.»

امام علي (ع) به دليل ايمان استوار و خلل ناپذيرش به خداي يگانه ي توانا و پيامبر او و نيز به اين جهت كه همواره در دوران حيات پر بركت خود بر اساس سنت حسنه ي رسول الله (ص) عمل كرده، هرگز به اندازه ي ذره اي از حق دور نبوده و بلكه همواره وجود آن حضرت محور و مدار و ملاك حق بوده است. و اين حقيقتي انكارناپذير است، كه سيره ي روشن آن امام بزرگوار شاهد و كلام رساي آن حضرت گوياي آنست، آنجا كه فرمود:

و اني لعلي بينه من ربي و منهاج من نبيي و اني لعلي الطريق الواضح القطه

[صفحه 189]

لقطا...[7].

«و به راستي كه من گواه و دليلي از سوي پروردگار خود دارم و راه راست را به فرموده ي پيامبر اكرم (ص) مي پيمايم. و من بر اساس سنت و روش آشكار- پيامبر خدا- راه را به پايان مي برم و راه حق را مي يابم و بر آن قدم مي گذارم».

امام علي (ع) در رابطه با ايمان به خداي يگانه و دستيابي به باور و يقين قلبي و حتمي خود، نسبت به خدا فرمود:

و اني لعلي يقين من ربي و غير شبهه من ديني.[8].

«و به راستي كه من به ذات خداي خويش يقين و باور دارم و در آئين خود هيچ ترديدي ندارم».

امام علي عليه السلام در رابطه با حقانيت خود و دفاع بي امان از حق و استواري و پايداري خويش بر صراط مستقيم حق و حقيقت، خداي را شاهد آورده و با صراحت و قاطعيت كامل مي فرمايد:

فو الذي لا اله الا هو اني لعلي جاده الحق و انهم لعلي مزله الباطل...[9].

«سوگند به آن كس كه جز او خدايي نيست، من بر راه حق و حقيقت گام مي زنم و آنها (مخالفان امام) بر لغزشگاه باطل پاي مي نهند». و در ارتباط با ثبات قدم و ثبوت دل خويش بر صراط حق فرمود:

ما شككت في الحق مذاريته.[10].

«از هنگامي كه حق را شناخته ام، هرگز در رابطه با آن شك نكرده ام».

[صفحه 190]

اين كلام روشن و قاطع امام علي عليه السلام، دلالت كامل بر همراهي و هماهنگي جاودانه ي آن بزرگوار با حق و حقيقت دارد. و بر پايه ي اين واقعيت عيني و حقيقت مشهود، پيامبر اعظم (ص) درباره ي آن حضرت فرمودند:

«علي با حق و حق با علي است و اين دو تا روز قيامت كه در كرانه ي حوض بر من وارد شوند، هرگز از يكديگر جدا نمي شوند».


صفحه 185، 186، 187، 188، 189، 190.








    1. بحار الانوار، ج 38، ص 32.
    2. امالي صدوق، ص 89.
    3. سفينه البحار، ماده حقق.
    4. نهج البلاغه فيض، خطبه 33.
    5. همان ماخذ.
    6. نهج البلاغه فيض، خطبه 103.
    7. نهج البلاغه فيض، خطبه 96.
    8. نهج البلاغه فيض، خطبه 22.
    9. نهج البلاغه فيض، خطبه 188.
    10. نهج البلاغه فيض، حكمت 175.