کد مطلب:89571 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:150

خطبه 016-به هنگام بيعت در مدينه












[صفحه 227]

انقلاب اجتماعي بخشي از خطبه آن حضرت است: چون در مدينه با او بيعت شد بيان كرده است. 1- تقوي سپري نگهدارنده براي جلوگيري از افتادن در اشتباه است پيمان من بدانچه مي گويم در گروه است، و به درستي گفتارم متعهد و كفيلم. كسي كه سرانجامهاي وخيم آينده را با آموزشهاي روشنگر عبرتها، از دريچه پيشامدهاي حاضر در برابر خود، مشاهده كند، البته تقوي (چون سدي محكم و معياري جداكننده) او را از اقدام به كارهاي شبهه ناك و افتادن در آنها باز مي دارد. 2- زير و رو شدن پيوسته سرنوشت حتمي شما است. هشيار باشيد كه بليه و آزمايش كنوني شما به وضع و سامان همان روزي برگشته است كه خدا پيامبرش را برانگيخت (تا آن اوضاع را دگرگون كند). به خدايي كه او را بر اساس و اقتصادي حق برانگيخت هر آينه سخت زير و زبر، و به شدت غربال خواهيد شد، و بي گمان همچون مواد موجود در ديگ جوشان با كفگير در هم خواهيد گرديد، تا آنان كه (به ناحق) در طبقه پست قرار گرفته اند به موضع حق والاي خود بازگردند، و آنان كه (به ناحق امتيازاتي كسب كرده) در طبقه بالا مستقر شده اند به جاي پست خود جاي گزينند، و بايد پيشتازان ايماني كه (بر اثر بي عدالتي و ف

رصت طلبي و كوتاهي در حقشان) عقب مانده اند حتما پيشي گيرند، و به ناحق سبقت گيرندگاني كه پيش افتاده بودند، به جاي مناسب خود در عقب باز پس روند! به خدا سوگند نه به اندازه سرسوزني كه در بدن خلد حقيقتي را پنهان كردم، و نه هيچ گونه دروغي به زبان آوردم، (آنچه گفتم از خود من نيست)، به روشني، بدين موقعيت و بدين روز از پيش خبر داده شده ام. 3- سرانجام خطاها و پيامد پروا داري هش داريد، خطاكاريها، اسبان سركش و چموشي هستند كه اهلش بر آن حمل شده لگامش از دست رفته بي مهابا آنها را در آتش فرو مي برند. آگاه باشيد تقوي شتران رام و آرامي هستند كه اهلشان بر آنها حمل شده زمامشان به دست آنان داده شده با آسودگي به سر منزل بهشتشان مي رسانند. 4- حق و باطل و قانون حاكميت آنها حق است و باطل، براي هر يك اهليست شايسته آن، پس اگر باطل فرمانروا شد از قديم چنين بوده است. و اگر ياران حق كم است پيروزي بسا ممكن و محتمل است، كم است چيزي كه ادبار كرده دوباره اقبال كند. (سيد شريف رضي گويد:) مي گويم: در اين سخن كمترين مورد حسن بلاغتش را هيچ تحسين و استحساني رسا نيست، بلا شك بهره شيفتگي به آن از بهره و حظ باليدن به آن بيشتر است.

در اين كلام علاوه بر اين، خصوصياتي از فصاحت و نكته هايي از بلاغت است كه نه زباني تواند از عهده وصفش برآيد و نه انساني را قدرت آنست كه بر اعماق و راههاي آن مطلع شود. و حقيقت آنچه را بيان كردم تنها كسي درك مي كند كه در ميدان صنعت بيان، با بصيرت ركابي زده، و با خوي و سجيه بلاغت در اين جولانگاه به تاخت و تاز آمده باشد و (اين حقيقت را تعقل نمي كنند مگر دانشمندان).

[صفحه 229]

5- سه گونه حركت: راستروي، چپروي، در ميان راه رفتن قسمتي ديگر از همين خطبه است كسي را كه بهشت و جهنم در پيش است شغل شاغلي دارد. رهرو شتابان نجات بايد، آنكس كه خواستار است و با كندي پيش مي رود اميدوار است، و كسي كه به غفلت و تقصير مي گذارند در پرتگاه آتش سرنگون شود. راست و چپ راه حق، كوره راه گمراهي است، راه استوار و ميانه همان جاده، (كمال و سعادت) است، كتاب باقي ابدي و آثار نبوت بر اين راه پرتو افكن است، و از همين راه است پيشرفت سنت، و به سوي همين مقصد است گرديدن عاقبت. ادعا كار دين ساز را هلاكت است، و پشت هم انداز دروغساز را دست كوتاه است. 6- شناخت ارزش انساني بر پايه پرواداري برپا دارنده مجتمع است آنكس كه براي ستيزه با حق (پرده قانون را هتك كرده) رخ نشان دهد نابود شود، آخرين حد جهل انسان همين است كه قدر خود را نشناسد. بر پايه راه و روش (و حكومت) تقوي نه شاخ و بن كسي نابود مي شود و نه كشتزار قومي تشنه مي ماند، پس اينك در پرده خانه خود مستور شويد و كارهاي شخصي خانواده (يا ميان) خود را اصلاح كنيد، توبه از پشت سر شما را مي جويد، هيچ ستايشگري جز پروردگار خود را نستايد و هيچ ملامت

كننده جز خود را ملامت نكند.


صفحه 227، 229.