کد مطلب:89572 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:142

خطبه 017-داوران ناشايست












[صفحه 241]

ناشايستگي و از جمله سخنان آن حضرت است. درباره كسي كه بدون شايستگي، حكومت (قضاوت) در ميان امت را به گردن مي گيرد. 1- شايسته نبودن براي به گردن گرفتن قضاوت امت. از همه آفريدگان به سوي خدا منفورتر دو كس است: كسي كه خدا او را به خود واگذار كرده است، چنين شخص از راه ميانه و به هدف رساننده منحرف شده، به سخن نوظهور و فريبا سرخوش و به دعوت گمراهي سرگرم و خرسند است، در نتيجه وي براي خود باختگان خويش فتنه و آشوب، و خود از راه هدايت پشينيان گمراه است، و در زندگي و پس از مردنش براي پيروان خود گمراه كننده است، بر پشت دارنده خطاهاي ديگران و گروگان و دست و پا بسته خطاهاي خويش است. 2- موضعگيري سودجويانه نادانان در برابر قرآن و دو ديگر كسي كه قماش ناداني را به بازار آورده و در ميان نادانان امت رواجش داده است، و در تاريكيهاي آشوب به سرعت پيش مي رود، و از آسايش موجود در پيمان آتشبس كور است، مردم نماهاي حيوان صفت او را دانشمند ناميده اند در حالي كه از دانش بهره اي ندارد، بامدادان از خواب برخاسته خواستار گردآوري هر چه بيشتر چيزهائيست كه كم آن از بسيارش بهتر است، تا اينكه از گنديده سيراب شده دانشي

بي فايده در خود گرد مي آورد. در ميان مردم به عنوان قاضي نشسته مدعي شايسته بودن براي روشن كردن و صدور احكامي است كه براي ديگران به هم درآميخته باعث اشتباه آنان مي گردد، اگر امر مبهم و مشتبهي بدو روي آرد بافته هاي بي تار و پودي از فكر خود برايش فراهم ساخته با قاطعيت بدان راي مي دهد، چنين شخصي از نظر گرفتاري در شبهه ها چون مگس گرفتار در تارهاي بافته عنكبوت است: نمي داند درست راي داده است يا نادرست، اگر اتفاقا درست راي داده است بيم آن دارد كه به خطا رفته باشد، و اگر اشتباه كرده است اميد آن دارد كه راه درست پيموده باشد. ناداني است فرو غلتيده در نادانيها، شب كوري است سوار بر امواج تيرگيها، دندان محكمي به دانش نزده كه آن را نيك دريابد. همچون بادي كه خاشاك را مي پراكند به پراكندن روايات سرگرم است. به خدا سوگند نه آنچنان از دانش سرشار است ك ه سوال طرح شده را به خوبي پاسخ دهد، و نه شايسته ستايشهايي است كه نثار او مي گردد. هر چه را نشناخته است فاقد دانش به شمار مي آورد، و در فراسوي مرز دانش خود راه و روشي علمي براي كسي نمي بيند. اگر مطلبي برايش تيره شود، به علت جهلي كه در خود مي بيند، به پنهان ماندنش م

ي كوشد. از بيدارد داوريش خونها به فغان آيند و مرده ريگها به شيون گرايند. به خدا شكوه از دست گروهي برم كه نادان زيند و گمراه مي رند، در ميان اينان هيچ كالايي بي ارجتر از كتاب خدا نيست آنگاه كه به شايستگي تلاوت گردد. و براي خريد هيچ كالايي بيشتر از آن هزينه نسازند و بهايي سنگينتر از كتاب خدا نپردازند در موقعيتي كه از جايگاه درست خود كنار زده شود، و نه از كارهاي معروف و به نيكي شناخته شده در نزد اينان ناپسنديده تري وجود دارد، و نه از كارهاي ناپسند چيزي را پسنديده تر به شمار آورند!


صفحه 241.