کد مطلب:89577 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:143

خطبه 022-در نكوهش بيعت شكنان












[صفحه 277]

بازگشت بيداد بخشي از سخنراني آن حضرت عليه السلام است: 1- شيطان دار و دسته اش را بسيج مي كند. هان بيدار باشيد! شيطان دار و دسته ناپاك خود را بسيج كرده، دسته هاي آماده و سوارانش را يكسره فراخوانده تا بيدادگري به جايگاههاي نخست خود برگردد، و باطل به حد پيشين خود رجوع كند! 2- پيامد هر كاري به انجام دهنده اش باز مي گردد. به خدا سوگند (هيچ سخن حقي ندارند، چه) هيچ ناپسندي از من نديده اند كه عليه من به اعتراض دست زنند، و هيچ انصاف و دادي ميان من و خودشان قرار نداده اند! اينان (با اين غوغايي كه به راه انداخته اند و تلاشي كه براي شوراندن مردم مي كنند چه مي خواهند؟) اگر خواستار حقي هستند كه خود آن را پشت سر گذاشتند. (اينان ايستاده مي نگريستند كه عثمان در برابر چشمشان كشته شد و اثر تاثر هم در قيافه شان ظاهر نبود) حال از من مطالبه خوني را مي كنند كه خودشان (با سهل انگاري يا شخصا) ريخته اند، لذا اگر، به ادعاي آنان، من در اين خون شريك بوده ام بدون شك آنان از اين خونريزي سهم اصلي را دارند، و اگر خودشان مستقيما و بدون دخالت من خون او را ريخته اند آثار و پيامدهايش را جز در نزد خودشان در جاي ديگ

ري نبايد جستجو كرد، (هر حجت و دليلي كه مطرح كنند) بي گمان بزرگترين حجت به زيان خودشان است. (در واقع اينان با چنين ادعا) از مادري شير خوردن مي خواهند كه طفل خود را از پستان برگرفته شيرش خشك شده است، و خواستار زنده كردن بدعتي هستند كه مرده از بين رفته است. 3- سنجش حق و باطل كار ما حجت خدا است وه چه بد سرانجام و ناكام است اين فراخوان! (دعوتي كه بر اصل حق و منطق صحيح نباشد در نظر خردمندان عاقبت ندارد). كيست اين فراخواننده، و انتظار دارد به چه چيزي پاسخ بشنود؟ و من به تمام بودن حجت خدا بر آنان و علمي كه خدا (از كار و انديشه آنان) دارد، راضيمم. پس اگر از اين حجت و ملاك سنجش سرپيچي كنند، (در برابر توقعات بيجايشان) دم شمشير بران بدانان عطا خواهم كرد، و همين دم شمشير براي شفا بخشيدن از بيماري باطل، و ياري حق بسي كافيست! 4- آنكس كه شبهه اي در عقيده اش نيست ترس از چيزي ندارد. و از شگفتيهاي روزگار، پيغام آنان براي من است كه در ميدان كارزار براي زد و خورد روي بنمايم، و براي جنگ پايداري كنم! ! نوحه گران در عزايشان به نوحه سرايي نشينند! بوده ام هرگز به جنگ تهديد نشده ام، و از زدن شمشير كسي مرا به هراس ني

فكنده است. و بي گمان من بر يقيني كه از جانب پروردگارم به من عنايت شده استوارم، و در دين و عقيده خود هيچ شك و شبهه اي ندارم. (آنچه مي سزد كه انسان را به هراس افكند، همين است، نه مرگ و ميدان جنگ).


صفحه 277.