کد مطلب:89578 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:147

خطبه 023-در باب بينوايان












[صفحه 291]

فزوني از جمله خطبه هاي آن حضرت عليه السلام است: 1- پيوستگي تدبير پروردگار در كار جهان پس از (سپاس و ستايش پروردگار) به راستي فرمان پروردگار، از آسمان (غيب و تدبير)، چون دانه هاي باران پي در پي فرو مي ريزد، و بهره هر وجودي را آنچه (به حسب استعداد و عمل) تقدير شده، كم يا زياد، مي رساند، پس چون يكي از شما براي برادر خود (با مراعات حقوق برادري ديني و اجتماعي) در روزي خود افزايشي، در خانواده يا دارايي يا نفس ديد، هرگز مباد بدان علت دچار فتنه گردد (و در نتيجه سطحي نگري و يك جانبه ديدن به حسادت دچار شود). 2- شناخت قوانين الهي از افتادن در فتنه پيش مي گيرد. چه، مسلمان پاك از خيانت، تا آن هنگام كه خود را به آن چنان پستي اي نيالوده است كه وقتي به ياد او آورده شود و زشتي آن آشكار گردد، خود شرمگين شود و مردم فرومايه پرده شرمشان دريده شده به عمل او فريفته گردند (و قانون را پايمال كنند)، چنين مردي در ميدان زندگي چون قمار باز ماهر است كه نخستين برد بهره را از قداح (آلت مخصوص قمار) خود منتظر است كه غنيمتي برايش فراهم سازد و بار باخت را از دوشش بردارد. اين است حال مسلماني كه از خيانت مبرا باشد

كه از جانب خدا يكي از دو نيكي بهتر را انتظار دارد: يا دعوت خدائيست (مرگش برسد و از تيرگي طبيعت رهايي يابد) پس البته آنچه در پيشگاه خداست براي او برتر و بهتر است، و يا روزي خدائيست كه به او روي آورده پس خود را مي نگرد كه صاحب خويشان و مال است، با حفظ دين و شرافت. در واقع دارائي و فرزندان كشت مزرعه اين جهانيست (ثمره و بهره آن هميشگي نيست) و عمل صالح كشت آن جهانيست و شود كه خدا هر دو را براي مردمي فراهم سازد. 3- عمل كردن بدون رياكاري و شهرت براي خدا پس (وظيفه شما اين است): كه از خدا آنچنان در بيم و هراس باشيد كه شما را از خود هراسانيده است، و از او بينديشيد نه براي رفع عذر (يا در انجام وظيفه كوتاهي نكنيد تا به عذرخواهي محتاج نشويد) و آن چنان به عمل بكوشيد كه در لباس رياكاري و مردم شنوايي نباشد، چه، هر كس براي غير خدا عمل كند، خدا هم او را به كسي واگذار كند كه برايش عمل كرده است. جايگاههاي والاي شهيدان و شيوه زيباي زندگي سعيدان و همراهي و رفاقت با پيامبران را از خدا درخواست مي كنيم!

[صفحه 293]

4- همپاينداني اجتماعي و پيوند با خويشان مردم! شخص اگر چه دارايي بسيار داشته باشد، از خويشان و دفاع آنان از خود با دست و زبان بي نياز نيست، چه، خويشان انسان از بزرگترين پشتيبانان استوار او نسبت به ديگر مردم و چون باروي محكمي هستند كه شخص را در ميان مي گيرند، و در پراكندگي براي اصلاح و اتحاد آماده ترند و هنگامي كه گرفتاري و مصيبتي پيش آيد عاطفه آنان بيشتر از ديگران پيرامون شخص گرد مي آيد. و زبان راستيني كه (بر اثر خدمت و اخلاص) خدا براي انسان در دهانهاي مردم مي گذارد از مالي كه داشته باشد و براي ديگران به ارث گذارد بهتر است.

[صفحه 293]

از همين خطبه است: هان توجه كنيد، هيچ يك از شما كه در خويشان و نزديكان خود نياز و تنگدستي ديد، نبايد آنان را به خود واگذارد و از آنان روي بگرداند، و در انفاق را چنان به روي آنان ببندد كه مال او با نگهداشتن، بر حقيقت دارنده اش نمي افزايد، و با انفاق كردن، از شخصيت او نمي كاهد. آن كس كه دست بخشش و بازوي كومك را از خويشان خود بازگيرد، از سوي او براي ياري تنها يك دست به كار نيامده، ولي، در مقابل، از سوي كسانش براي پشتيباني و ياري او دست و بازوهاي زياد از كار مانده است. كسي كه نسبت به خويشان و اطرافيان خود نرم و متواضع باشد، از طرف خويشانش رشته محبت و دوستي با او گسسته نشود. سيد رضي، رحمه الله مي گويد: كلمه (الغفيره) كه در اين خطبه ذكر شده مراد زيادي و فراواني است، اين كلمه، از قبيل گفتار آنان است براي جمعيت زياد: الجم الغفير و الجماء الغفير. و به جاي آن، (عفوه في اهل او مال) هم روايت شده است. و مراد از عفوه برگزيده هر چيز است گفته مي شود: اكلت عفوه الطعام، يعني برگزيده طعام را خوردم. و چه عنايت زيبايي آن حضرت عليه السلام با اين گفته خود دارد كه: (و من يقبض يده عن عشيرته تا آخر) چه،

كسي كه خيراتش را از خويشان باز دارد يك ياري و استفاده را از آنان باز داشته است ولي چون به كمك و پشتيباني آنان محتاج شد، آنان به ياريش برنخيزند و از اجابت دعوتش خودداري كنند، در نتيجه دستهاي زياد كمك كار و قدمهاي خدمتگزار بي شمار از ياريش بازداشته شده است.


صفحه 291، 293، 293.