کد مطلب:89582 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:156

خطبه 027-در فضيلت جهاد












[صفحه 341]

جهاد از جمله خطبه هاي آن حضرت، عليه السلام است: 1- برتري و بهره هاي جهاد پس (از حمد خدا و درود بر رسول اكرم) در حقيقت جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را به روي اولياي خاص خود گشوده است. جهاد لباس تقوي، و زره رخنه ناپذير، و سپر محكم خدائيست، (بواسطه جهاد نفوذ بدخواهان از ميان مي رود و امنيت اجتماعي برقرار مي گردد، و تقواي فردي و جمعي محفوظ مي ماند. در نتيجه جهاد راه كمال و فضايل گشوده مي شود، و در فردوس به روي مردم باز مي گردد، و نسيم آن ابرهاي تيره نااميدي را پراكنده مي كند). پس هر كس از روي بي ميلي، جهاد را ترك كند، بي شك خداوند جامه ذلت بر او بپوشاند، و بلا از هر طرف او را فراگيرد، و زبوني و بي غيرتي بر او مسلط، و پرده هاي بيهشي و پرگويي بي خردانه بر قلبش زده شود، دولت حق با اهمال در جهاد، از او برگشته به ديگران منتقل، نشانه و اثر بدبختي و فنا بر چهره اش نمودار و از حق و انصاف منع گردد.

[صفحه 341]

2- سرزنش ياران نافرمان و سست عنصر خوب به ياد داريد و مي دانيد كه من شما را به كارزار با اين قوم، شب و روز و نهان و آشكارا، دعوت كردم و به شما گفتم كه در جنگ با آن افراد پيشي گيريد، قبل از آنكه به سراغتان آيند، چه به خدا سوگند هيچ قومي در ميان خانه خود مورد حمله دشمن واقع نشده اند مگر آنكه ذليل گشته اند. پس شما در مقابل دعوت من به اميد يكديگر نشستيد و به ياري برنخاستيد تا آنكه تجاوزگران از هر سو بر شما تاختند، و قطعه هاي وطن شما به تصرف ديگران درآمد. اينك اين برادر از بني غامد است كه سوارانش وارد انبار شده حسان بن حسان بكري را كشتند و سواران شما را از سنگرها و استحكاماتشان راندند، و گزارش بس مهمي به من رسيده كه مردي از لشكريان دشمن به خانه زن مسلمان و يك زن ديگر ذمي غير مسلمان شده خلخال و دستبندها و گلوبندها و گوشواره هاي آنان را يي ن بايند، و جز شيون و ناله و انا الله راجعون گفتن و فغان و سوگند براي به رحم آوردن او پشتيباني نداشته اند و او را از كارش بازنمي دارند، و پس از آن با غنيمت و به سلامت نه هيچ يك از آنان را زخمي رسيد و نه خوني از آنان ريخته شد. با چنين پيشامد اگر مرد مسل

ماني از اندوه و تاسف جان دهد نه تنها جاي ملامت نيست، بلكه او را سزد كه چنين شود!

[صفحه 343]

3- دلتنگي امام از موضعگيري ياران شگفتا! شگفتي كه- سوگند به خدا- دل را مي ميراند، و اندوهها پي در پي مي آورد كه آن گروه در باطل خود همرايند و شما از حقتان متفرقيد. رويتان زشت و زبوني هماغوشتان باد! كه شما فقط هدفي شده ايد كه از هر سو نشانه تير دشمن هستيد، از هر طرف غارتگران بر شما مي تازند و شما در خانه نشسته بر آنان نمي تازيد، به جنگ شما مي آيند و شما به جنگشان نمي رويد، و خدا آشكارا مصيبت مي شود و شما رضايت داده پروا نداريد! چون شما را در روزهاي تابستان فرمان بسيج به طرف دشمن دادم گفتيد: گرما شديد است مهلتي ده تا فشار گرما از ما سبك شود، و چون در روزهاي زمستان شما را فرمان بسيج دادم گفتيد: سوز سرما است مهلتي ده تا سرما رخت بربندد، همه اين سخنان براي فرار از گرما و سرما است؟ شما كه از گرما و سرما مي گريزيد، پس به خدا سوگند از شمشير گريزانتريد! 4- علت اصلي عدم موفقيت سياست امام اي مرد نماياني كه مردي نداريد! انديشه و آرمانهاي بچگانه و عقلهاي نوعروسان به حجله نشسته! چه دوست داشتم كه شما را هيچ نديده و نمي شناختم، شناختي كه به خدا سوگند بس پشيماني به بار آورده اندوهها به جاي گذاشته

است، خدا مرگتان دهد! دلم را از خون و چرك پركرديد، و سينه ام را از جوش و غيظ انباشتيد، هموم گوناگون را جرعه جرعه و در هر نفس كشيدن به گلويم ريختيد، با سرپيچي و ياري نكردن رايم را تباه كرديد، تا كار بدان جا رسيد كه مردمي از قريش گفتند: پسر ابوطالب مرد دلاوريست ولي به فن جنگ دانا نيست. خدا پدرشان را خير دهد! آيا كسي از آنان در ميدان كار آزموده تر و پابرجاتر، و در موقعيت خطرناك با سابقه تر از من هست؟ هنوز عمرم به بيست نرسيده بود كه در ميدانهاي كارزار قد برافراشتم، اينك از شصت سال گذاشته ام، ولي چه بايد كرد؟ كسي كه اطاعت نشود راي او هم اثر ندارد!


صفحه 341، 341، 343.