کد مطلب:89584 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:134

خطبه 029-در نكوهش اهل كوفه












[صفحه 369]

تير بازنده و از جمله خطبه هاي آن حضرت است: 1- دلتنگي اميرالمومنين از ياري نكردن ياران هان اي مردمي كه بدنهايشان جمع و آرزوهايشان مختلف است! گفتار شما سنگ سخت خارا را سست مي كند، ولي كردارتان دشمن را درباره شما به طمع مي افكند! در مجالستان كه گردهم مي نشينيد (به لاف و گزاف و خودستايي) چنين و چنان گوييد، چون جنگ پيش آيد هاي بپا، هاي بپا! سر دهيد (بانگهاي دررو، فرار كن! شما از هر سو بلند است). هر كس شما را به ياري خواست، دعوتش عزت و شوكت نگرفت، و هر كس با شما در كشمكش بود دلش روي راحت نديد، با گمراهيها و نادانيهاي خود عذرها مي تراشيد و فلسفه ها مي بافيد، دفاعتان چون دفاع مديون بدبده است! 2- چشمداشتي بدون استحقاق ذليل بيدادگري را مانع نشود (مردم زبون قوه مقاومت را از دست مي دهند، پس خوي پذيرش و قبول چون خاصيت انوثيت در آنان قوت مي گيرد) و حق بي كوشش صميمانه به دست نيايد! از كدام سرزمين و ميهن، پس از ميهن خود، در برابر هجوم دشمن دفاع مي كنيد؟ و با فرمان كدام پيشوا و قائدي، بعد از من مي جنگيد؟ (اگر قوه دفاعي در شما مانده جز در راه ميهن و با قائد حق، براي چه و با كه؟) به خدا سوگند

فريبخورده كسي است كه شما فريبش دهيد، حقيقه كسي كه به كومك شما مردم فائز شود به خدا با سهم اخيب فائز شده است، و كسي كه بوسيله شما بر روي دشمن تيراندازد تير بي پيكان و لرزان به سوي دشمن انداخته است. به خدا سوگند به حالي درآمده ام كه اميد از شما بريده نه گفتارتان را تصديق مي كنم و نه به ياري شما طمع دارم و نه بوسيله شما دشمن را توانم بيم داد. چه شده شما را؟ دواي شما چيست؟ علاج و طبيب شما كدام است (يا طبيعت و سرشت شما چيست؟) اين قوم مردماني امثال شما هستند، آيا تا اين حد گفتار بي علم؟ آيا تا اين اندازه غفلت بدون تقوا؟ (يا غفلتي كه منشا آن بي تقوايي است؟) آيا اين قدر طمع خام بي استحقاق؟


صفحه 369.