کد مطلب:89594 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:105

خطبه 039-نكوهش ياران












[صفحه 453]

واماندگان از خطبه هاي آن حضرت عليه السلام است: در شكايت از ياري نكردن و نافرماني و بي توجهي ياران به مردمي مبتلا شده ام كه چون امرشان كنم اطاعت نمي كنند، و چون به ياري دعوتشان كنم اجابت نمي نمايند، بي پدر مردم! (با اين پراكندگي و سستي) چگونه انتظار داريد كه پروردگارتان شما را ياري نمايد؟ آيا ديني نيست كه جمعتان كند؟ آيا حميتي نيست كه به غيرتتان آرد؟ در ميان شما به دادرسي به پا مي ايستم، و به فريادرسي شما را مي خوانم، نه گفتاري را از من مي شنويد و نه امري را اطاعت مي كنيد تا پيشامدها و كارها از روي عواقب تبه كاري پرده بردارد، پس با شما مردم نه خوني خونخواهي مي شود و نه به منظور و مرامي توان رسيد. شما را به ياري برادرنتان دعوت كردم، و شما چون شتران دردمند زخم دار ناله هاي دردمندانه و صداي درهم و برهم به راه انداختيد و چون چهارپايان پالان زده واماندگي نشان داديد، بعد از اين همه اظهار درماندگي، دسته اي سرباز لنگان لنگان و ناتوان براي كمك به سوي من راه افتاد (كه گويا به سوي مرگ سوق داده مي شوند و آنان با چشم نااميدي، مرگ را مشاهده مي كنند). سيد رضي- رحمت خدا بر او- مي گويد: قول آن

حضرت (متذائب) يعني مضطرب، منشا آن گفتار اهل لعنت است: تذائيب الريح، يعني باد بطور مضطرب وزيد، و گرگ را به همين جهت ذئب مي گويند چون در راه يافتن مضطرب است.


صفحه 453.