کد مطلب:92291 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:185

خطبه 010-حزب شيطان











[صفحه 272]

و من خطبه له (ع): الا و ان الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله بيدار شويد و بدانيد كه ابليس جمع كرد گروه خود را بهم رساند سواره و پياده خود را اين كلام مذمتست اصحاب جنگ جمل را يعني طلحه و زبير و عايشه و لشكر ايشان و مراد از گروه ابليس و سوار و پياده وي ايشانند زيرا كه هر كه مخالفت و محارب حضرت (ع) است مخالف خدا و رسول خداست و هر كه مخالف و محارب خدا و رسول خداست بلاشك از گروه ابليس و سوار و پياده اوست و ان معي لبصيرتي و بدانيد كه با من كمال عقل و تمام بصيرت همراه است تميز حق از باطل و هدايت و معرفت راه راست نزد منست و از پيش من به ديگران مي رسد هر كه از من روي گرداند هرگز به حق نرسد. ما لبست علي نفسي منزهم از نفس اماره كه بر من تلبيس كند و نفس مطمئنه مرا به راه غير حق دلالت كند چنانكه ساير مردمان را مي باشد و لا لبس علي و هرگز از جن و انس نتوانست كه بر من تلبيس كند و حق را بر من بپوشاند زيرا كه معصومم و تميز حق و باطل و معرفت آن نزد منست پس چگونه كسي بر من تلبيس كند. و ايم الله لا افرطن لهم حوضا انا ماتحه لا يصدرون عنه و لا يعودون اليه به حق خداي كه جز او خداي نيست كه پر خواهم كرد از بر

اي ايشان حوضي را كه من ساقي آن حوض باشم كسي كه به آن حوض رسيد غرق شود و باز نگردد از آن حوض و اگر باز گردد ديگر به آنجا رجوع نكند اين كلام استعاره است و غرض آن است كه اسباب محاربه طلحه و زبير و اتباع ايشان مهيا گردانيدم و با ايشان جنگي خواهم كرد كه كسي از لشكر ايشان از آن جنگ نجات نيابد الا اندكي و آن كس كه نجات يابد ديگر هرگز او را ميل حرب نشود.


صفحه 272.