کد مطلب:2485 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:532

پيشگفتار
بسم الله الرحمن الرحيم





پيشگفتار



از جمله مسائل جامعه ، دوري نسل جوان از معارف اسلامي است و آن كه اين

مشكل را بهتر از همه حس كرده و بي تابانه در پي رفع آن است همين نسل

جوان است . تنها كساني مي توانند به اين نياز جامعه و به درستي پاسخ

گويند كه از يك سو خود فرهنگ اسلامي را از سر چشمه هاي اصيل آن فرا گرفته

باشند و از سوي ديگر به زبان زمان خويش سخن بگويند و حال و هواي روزگار

نسل جوان را درك كنند .

استاد شهيد مرتضي مطهري در شمار معدود كساني بود كه از شرايط لازم براي

آشنا ساختن نسل امروز با اسلام بر خوردار بود . او نماينده راستين حوزه هاي

علميه در دانشگاههاي امروز بود ، چون زبان نسل جوان را مي دانست و

مي فهيمد ، پيام اين نسل را مي شنيد و به حوزه هاي علميه مي برد . وي مشكل

دوري نسل جوان را از فرهنگ اسلامي به خوبي و به هنگام شناخته و راه حل آن

را نيز دريافته بود و بسياري از آثار خود را دقيقا در جهت رفع اين مشكل

تأليف كرد .

مجموعه " آشنايي با علوم اسلامي " كه پس از شهادت آن

استاد به چاپ مي رسد از قبيل همين آثار است . اين مجموعه را استاد براي

جواناني نوشت كه نخستين گام را در راه آشنايي با معارف اسلامي

برداشته اند و سعي او همه اين بود كه در اين سلسه ، سادگي و اختصار - را

در عين صحت - اساس قرار دهد و راه را براي ورود آنان به فضاي روح پرور

فرهنگ اسلامي باز كند .

اين سلسه دروس ، در اصل ، تقريرات درسهاي آن استاد براي دانشجويان

سالهاي اول و دوم دانشكده " الهيات و معارف اسلامي " در زمان حيات

استاد و با اجازه ايشان ، به دفعات متعدد در دانشگاه صنعتي شريف تدريس

مي شده است .

استاد شهيد قصد داشت اين سلسه دروس را قبل از انتشار مورد بازبيني

قرار دهد و در آن جرح و تعديل و نظم و ترتيب تازه اي اعمال كند . دريغ كه

اين فرصت به دست نيامد و شمع روشن زندگاني او توسط منافقان خاموش گشت

. شاگردان آن شهيد با آنكه از قصد و نيت او براي تجديد نظر در اين

نوشته ها آگاه بودند ، پس از شهادت استاد ، بهتر آن دانستند كه اين

مجموعه را بي هيج تغيير و تبديل وتقريبا به همان صورت كه بود ، منتشر

سازند .

اينك نخستين دفتر اين مجموعه كه " آشنايي با منطق و فلسفه اسلامي "

است در دسترس جواناني قرار مي گيرد كه در پي شهادت او ، جنازه اش را با

فرياد " معلم " شهيدم راهت ادامه

دارد " بدرقه كردند . رحمت خدا بر روان پاكش باد .

" آشنائي با فلسفه اسلامي " را مي توان به طور كلي به سه بخش تقسيم كرد

. در بخش اول كه شامل درسهاي اول و دوم است استاد به توضيحاتي كلي

درباره فلسفه و فلسفه اسلامي پرداخته اند .

در اين بخش معناي فلسفه در فرهنگ اسلامي و فرهنگ غربي و تفاوت علم و

فلسفه مورد بحث فرار گرفته و به شبهات مربوط به معني متافيزيك و جدا

شدن علوم از فلسفه اشاره شده است .

بخش دوم - از درس سوم تا ششم - گذاري است تحليلي به تاريخ فلسفه و

به طور كلي تفكر در فرهنگ اسلام .

در اين بخش ، استاد نخست به اختصار روشهاي چهارگانه فلسفه مشاء و

اشراق و نيز كلام و عرفان و تفاوت آنها را با يكديگر شرح داده و سپس سير

طبيعي اين چهار بينش و نزديكي آنها را با يكديگر و تبلور آنها را در

حكمت متعاليه ترسيم كرده اند و آنگاه با تفصيل و توجه بيشتري معني و

اهميت حكمت متعالية ملاصدرا و كتاب گرانقدر " اسفار اربعه " را بيان

كرده اند .

بخش سوم كه از درس ششم آغاز مي گردد ، با تقسم بندي مسائل فلفسه شروع

مي شود و به دنبال آن روشي اتخاذ مي شود كه تا پايان جزوه ادامه مي يابد .

مطابق اين روش ، استاد بدون آن كه بخواهند وارد مباحث دقيق و استدلالي

فلسفي شوند ، صرفا مفاهيم و اصطلاحات مهم فلسفه اسلامي را توضيح داده اند .

در اين بخش مفاهيمي از قبيل " وجود و ماهيت " ، " عيني و ذهني " ،

" حدوث و

قدم " ، " ثابت و متغير " ، " علت و معلول " و " وجوب و امكان و

امتناع " مورد بحث قرار گرفته است .

در هر قسمت ، استاد - چنانكه شيوه هميشگي ايشان بود - اشارات تاريخي

را فروگذار نكرده و بدون اقامه براهين ، نحوه برخورد فلاسفه مسلمان را با

مفاهيم مورد نظر بيان كرده اند .

اين جزوه ، چنان كه استاد نيز توجه داشتند ، محتاج تجديد نظر و تكميل

بود . شرح و بحثي كه درباره مفاهيم آمده ، همه جا يكسان و يك اندازه

نيست . در بعضي موارد ، نظير بحث پيرامون تضاد و حركت ، پس از نخستين

تقرير ، مطالبي افزوده اند كه با اختصار ساير موارد هماهنگ نيست . مهم

اين است كه اين چزوه با همه فراز و فرودي كه در آن است مانند بسياري از

آثار بزرگواز ، ابتكاري و راهگشاست .

اهميت آنان در اين است كه براي نخستين بار ، خواننده اي كه از فلسفه

اسلامي هيچ نمي داند مي تواند بدون فرو افتادن در دشواريهاي فني و بحثهاي

استدلالي طولاني ، طعم اين فلسفه را بچشد وبا آن آشنا شود . شايد اين

نخستين بار باشد كه يكي از استادان مسلم فلسفه اسلامي به طرح بحثهايي كلي

و تاريخي و مقايسه اي درباره فلسفه اسلامي مي پردازد . مستشرقان و استادان

غرببي فلسفه اسلامي در اين باب آثاري تأليف كرده اند اما آنان فلسفه

اسلامي را از مسير و مجراي اصيل آن دريافت نكرده اند . اين گونه توضيحات

در ميان استادان قديم ما نيز معمول نبوده است .

هر چند اين جزوه ، جزوه كوچكي است از انديشه هايي كه مطهري از اين دست

در سينه داشت ، با اين همه ، در ضمن آن

نكات بديع و تقسيم بنديهاي تازه اي ديده مي شود كه خاص وي و حاصل تجربه

طولاني او در تحصيل وتدريس فلسفه اسلامي است . اميد است اين نوشته

بتواند مقدمه و مدخلي باشد براي هموار ساختن راه ورود به مباحث اصلي و

آشنايي با اصول فلسفه اسلامي .

لازم به ذكر است كه اين كتاب براي چاپ جديد بازبيني شد و از آنجا كه

متن دستخط استاد شهيد در دست نبود ، در موارد اندكي كه نسبت به چاپ

گرشته اصلاحاتي لازم آمد ، اين اصلاحات جهت حفظ امانت ، داخل ( كروشه )

قرار داده شد .

شوراي نظارت بر نشر آثار شهيد مرتضي مطهري