کد مطلب:4 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:544

اجتهاد و تقليد
دين اسلام بر اساس اعتقادات صحيح و حق و دستوراتي براي انجام دادن و ترك كردن چيزهايي در زمينه هاي گوناگون ، بنا شده است .

در اعتقادات ، تقليد جايز نيست . در اعمال و دستورهاي غير اعتقادي ، امّا ضروري دين ، هم تقليد لازم نيست ، ولي در غير ضروريات اگر شخص مجتهد باشد، يعني ، بتواند از روي دلايل شرعي وظيفه خود را تشخيص دهد، بايد طبق نظريه خود عمل كند. در غير اين صورت ، عقل براي او دو راه معين كرده است :

الف ) تقليد: يعني بر طبق فتاواي مجتهدي كه واجد شرائط است ، عمل كند.

ب ) احتياط: يعني با توجه به نظر تمامي و يا گروهي از مجتهدان ، آنچه را مطابق احتياط مي بيند، عمل كند.

چرا در مسائل ديني بايد تقليد كنيم

انسان هنگامي كه چشم به اين جهان مي گشايد چيزي نمي داند، ناچار بايد از تجارب و از اندوخته هاي علمي ديگران بهره مند شود، زيرا پيمودن راه پر پيچ و خم زندگي نياز به علم و دانش است .

اساساً زندگي روي دو پايه محكم استوار است : ((دانستن )) و ((عمل كردن ))

بر مبناي همين اصل نخستين است كه انسان زندگي را آغاز مي كند، و سپس با كمك غرايز راه و رسم زندگي را آموخته و درِ كمال و سعادت به روي او باز مي شود و آن غريزه ((تقليد)) است كه با منطق صحيح عقل و فطرت همراه است .

بر اساس همين منطق و فطرت است كه ما در زندگي روزمره براي ساختن عمارت به معمار و بنّاء، و در دوختن لباس به خياط، و هنگام بيماري به طبيب مراجعه مي كنيم .

به هر حال عقل و فطرت ما را در هر رشته اي به كارشناس و متخصص آن ارجاع مي دهد.

همچنين بر اساس همين منطق است كه در تعليمات ديني و قوانين الهي مردم به پيروي از فقهايي كه در تشخيص احكام الهي مهارت دارند، رهنمون مي شوند، فقهايي كه ساليان طولاني با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته ، و به مقام شامخ اجتهاد رسيده اند و مي توانند قوانين الهي را از مدارك اصلي آن استخراج و استنباط كنند در دسترس مردم قرار دهند.

فقهايي كه رهبران و راهنمايان ديني مردم هستند و از طرف پيشوايان الهي اسلام اين مقام بزرگ به آنها اعطاء شده است تا افراد را در تمام شئون ديني رهبري كنند.

شرائط مرجع تقليد

مساءله 1 :

مجتهدي كه انسان از او تقليد مي كند بايد داراي چنين شرايطي باشد:

مرد باشد، عاقل باشد، شيعه دوازده امامي باشد، حلال زاده باشد، آزاد باشد، زنده باشد، عادل باشد، و بنابر اظهر از مجتهدان ديگر اعلم باشد و مجتهد اعلم كسي است كه در استخراج احكام (از منابع آن ) از مجتهدان ديگر استادتر باشد.

راه هاي شناخت مجتهد اعلم

مساءله 2 :

مجتهد و اعلم را از سه راه مي توان شناخت :

الف ) خود انسان يقين كند، مثل اينكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد

ب ) آن كه دو نفر عالم عادل كه مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر، با گفته آنان مخالفت نكنند،

ج ) آن كه عده اي از اهل علم كه مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مي شود، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند. بلكه از هر راهي كه انسان ، اطمينان به اعلم بودن كسي پيدا كند، بنابر اظهر مي تواند به همان اكتفا كند.

مساءله 3 :

اگر شناختن اعلم ، مشكل باشد و انسان ، گمان به اعلم بودن كسي دارد، در صورتي كه گمان او به حدّ اطمينان برسد، بايد از او تقليد كند، بلكه اگر اطمينان براي او حاصل نشد، ترجيح كسي كه فقط به اعلم بودن او گمان دارد يا احتمال مي دهد، بعيد نيست .

ولي بهتر اين است كه در اين صورت ، به قول كسي عمل كند كه موافق احتياط باشد. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگرانند، و با يكديگر مساوي باشند، بايد از يكي از آنان تقليد كند.

راه هاي بدست آوردن فتواي مجتهد

مساءله 4 :

راه هاي به دست آوردن فتواي مجتهد، عبارت است از:

الف ) شنيدن از خود مجتهد

ب ) شنيدن از دو نفر عادل كه فتواي مجتهد را نقل كنند

ج ) شنيدن از كسي كه مورد اطمينان ، و راستگو است

د) ديدن در رساله مجتهد در صورتي كه به درستي آن رساله اطمينان داشته باشد،بنابر احوط

مساءله 5 :

اگر مجتهد اعلم در مساءله اي فتوا دهد، كسي كه از او تقليد مي كند، نمي تواند در آن مساءله ، به فتواي مجتهد ديگر عمل كند،ولي اگر مجتهد او فتوا ندهد و بفرمايد:((احتياط آن است كه فلان طور عمل شود.)) مثلا بفرمايد: ((احتياط آن است كه در سه مرتبه تسبيحات اربعه (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر) بگويند)) ، بايد مقلد به اين احتياط - كه احتياط واجب مي گويند- عمل كند و سه مرتبه بگويد و يا بنابر احتياط واجب ، از مجتهدي كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاي ديگر بيشتر و يا مساوي است ، عمل كند، پس اگر او يك مرتبه گفتن را كافي بداند، مي تواند يك مرتبه بگويد.

مساءله 6 :

اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مساءله اي فتوا داده ، احتياط كند و مثلاً بفرمايد: ((ظرف نجس را اگر يك مرتبه در آب كر بشويند، پاك مي شود، اگر چه احتياط آن است كه سه مرتبه بشويند)) مقلّد او نمي تواند در آن مساءله ، به فتواي مجتهد ديگر عمل كند، بلكه بايد يا به فتوا عمل كند، يا به احتياط بعد از فتوا- كه آن را احتياط مستحب مي گويند- عمل كند.

مساءله 7 :

فقها، براي تقليد ابتدايي ، زنده بودن مجتهد را شرط مي دانند، امّا اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت ، در اين كه ((آيا مي تواند بر تقليد او باقي بماند يا به مجتهد زنده مراجعه كند؟)) مورد اختلاف است . پس اگر كسي در اين مساءله ، مجتهد بود، طبق نظر خودش عمل مي كند و گر نه طبق نظر مجتهد زنده اعلم عمل مي كند.

مساءله 8 :

مسائلي را كه انسان غالباً به آنها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد

مساءله 9 :

اگر مكلف مدتي اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد، در صورتي اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه واقعي خود عمل كرده است و يا عمل او با فتواي مجتهدي كه وظيفه اش تقليد از او بوده ، يا با فتواي مجتهدي كه فعلاً بايد از او تقليد كند، مطابق باشد و عباداتي را كه قبلاً انجام داده ، با قصد قربت انجام داده باشد.