کد مطلب:10221 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:361

رمضان، ماه نزول قرآن
مقاله
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ»

الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي



آغاز رمضان هشتاد و پنج، بيننده هاي عزيز بحث را مي بينند. مي خواهم يك مقداري راجع به قرآن يك صحبت هائي بكنم. عبدالله بن مسعود مي گويد، پيغمبر(ص) فرمود كه: (من قرا آيه في رمضان او سبح كان من الفضل علي غيره كفضلي علي امتي.) يك آيه قرآن خواندن يا يك(سبحان الله) گفتن در ماه رمضان، فرق(سبحان الله) ماه رمضان با غير ماه رمضان، فرق قرآن با غير ماه رمضان، فرق پيغمبر است با باقي مردم. و باز امام باقر عليه السلام مي فرمايند هر چيزي بهاري دارد و بهار قرآن هم ماه رمضان است. اين دو حديث را امروز صبح بهش بر خوردم، حديث هائي هم كه سالهاي قبل از من و ديگران حتما ان شاءالله شنيده ايد، اين است كه كسي اگر يك آيه بخواند در ماه رمضان، انگار همه قرآن را خوانده در غير ماه رمضان.

اما حالا قرآن چيست؟ نكاتي را ديشب از قرآن و نهج البلاغه جمع آوري كردم برايتان بخوانم.

1- ارزش انسان به انتخاب راه و مكتب است

يكي كه: انسان ارزشش به راهش است. چون باديدن كه ما ارزش خاصي نداريم. بعضي حيوانات زير برف هم مي بينند. يعني در ديدن، بعضي از حيوانات از ما جلو هستند. در خوردن خيلي حيوانها از ما جلو هستند. در شهوت خيلي حيوانها از ما جلو هستند. خروس و مرغ، خيلي بيشتر هستند تا نر و ماده هاي انسان. در خوراك و شهوت و خواب. . بعضي حيوانها خوابهاي طولاني دارند. پرواز. حيوانها، برخي پرنده ها پروازشان ازما بيشتر است. لباس. پوست حيوانها. . اصلا گاهي وقتها انسان ها حيوانها را مي كشند كه يك گوشه از پوستشان را پشت يقه شان دكور قرار بدهند. يعني ما افتخار مي كنيم كه اين نخ نيست، اين پشم است. خيلي خب، پشم است. من انسان مي نازم به اينكه به لباسم پشم است. حال آنكه او همه لباسش پشم است. يعني ما شرفمان نه به خوراك است نه به پوشاك است نه به مسكن است. چون گاهي وقتها اين كبوتر ها يك لانه درست مي كنند سر درخت، درخته مي افتد اما لانه متلاشي نمي شود. ولي يك باد مي آيد خانه بعضي ما را خراب مي كند. زنبور عسل ساختماني كه براي خودش مي سازد استاندارد است. به زاد و ولد نيست كه بعضي حيوانها زاد و ولدشان از ما بيشتر است. به اطلاعات هم نيست. چون هدهد آمد پهلوي سليمان گفت، سليماني، پيغمبري، اما من پرنده هدهد يك چيزي بلدم كه تو پيغمبر هم بلد نيستي. آيه اش اين است: «أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ» النمل/22 سليمان گفت چه بلدي؟ هد هد گفت پرواز مي كردم از فلان كشور، مردم فلان كشور خورشيد پرست بودند. راهشان كج بود، كذا و كذا. يعني گاهي وقتها پرنده يك چيزي را در هوا مي داند كه ما نمي دانيم. بنا براين شرف ما به انتخاب و مكتبمان است. و قرآن كتاب مكتب ماست. پس موضوع بحثمان راجع به قرآن است. ارزش انسان به مكتب و انتخاب اوست. و قرآن مكتب و هدايت ما در انتخاب است. ولذا قرآن مي فرمايد: «الرَّحْمَانُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» الرحمن/1-2 بعد مي گويد «خَلَقَ الْإِنسَانَ» الرحمن/3 اول مي گويد قرآن بعد مي گويد انسان.

2- تفاوت هاي انسان و حيوان

يعني اگر مكتب نباشد، آنوقت ما يك لاشه مي شويم، مي گويند اصول دين چند تاست؟ مي گوئيم سه تاست: خوراك، پوشاك، مسكن. اون هم مي گويد گاو گاو گاو. اگر خوراك است، زنده باد گاو. گاو در خوردن بيشتر مي خورد، پوست كندن ندارد، سرخ كردن ندارد، ظرف شوري ندارد، مسموميت غذائي ندارد، حيوانها خوراكشان از ما راحتتر است. پوشاكشان اتو نمي خواهد، پرو نمي خواهد، دكمه نمي خواهد، وصله نمي خواهد، ماشين لباسشوئي نمي خواهد. مسكنشان سيمان و ميله گرد و. . .

انسان بودن ما به اين است كه انتخاب كنيم و بر اساس حق انتخاب كنيم، و قرآن كتابي است كه به ما مي گويد اين راه درست است، اين راه باطل است، اين به اين دليل، اين به اين دليل. شكوفائي عقل و خرد.

سوال: نمي شود غير از قرآن راه ديگري برويم؟ چرا مي شود. مي شويم اينهائي كه هستند. قرآن مي فرمايد: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه» الزلزلة/7-8 سر سوزن خير و شر بايد حساب و كتاب داشته باشد. در قيامت. در دنيا هم همينطور است. يك مثال بزنم. امام صادق(ع) به يكي از يارانش گفت به من اجازه بده دستت را فشار بدهم. گفت بفرما، اختيار با شماست، جان ما به فداي شماست. امام صادق(ع) دست او را گرفت مقداري فشار داد. وقتي فشار داد، دستش را برداشت. فرمود ديدي؟ جاي فشار مانده. بعد امام صادق فرمود اگر كسي به همين مقدار دست كسي را فشار بدهد كه جايش بماند، بايد جريمه و كيفر و ديه بدهد. تازه امام صادق عزيز وقتي مي خواهد دست يكي از يارانش را فشار بدهد، با اجازه فشار مي دهد. مي گويد حقوق مردم از بين نرود. الله اكبر. حديثي چند وقت پيش ديدم كه امام مي فرمايد اگر يك چيزي را شريكي مي خوري، مثل انگور، خرما، اگر مقداري انگور مي خوري، امام مي فرمايد چون شريك داري، يك دانه يك دانه حبه انگور را در دهانت بگذار، و اگر يكبار تصميم گرفتي دو تا حبه بگذاري در دهانت، به رفيقت بگو مي خواهم دو تا حبه بگذارم، اگر اجازه داد بگذار، كه آنهم دو تا دوتا بخورد، نكند او يكي يكي بخورد و تو. . . وحق او از بين برود. يعني در يك حبه انگور امام صادق مي فرمايد غافل نكن طرف را. الله اكبر. الله اكبر از اين دين. دكتر هاي حقوق بايد بيايند نهضت سواد آموزي، دكترهاي غير مسلمان، حقوق قرآن را قدم به قدم ياد بگيرند. اسلام ميگويد اگر يك حيواني زود تر از باقي ها آمد مكه، صاحب حيوان امضايش از اعتبار مي افتد. معلوم مي شود اسبش را در راه خسته كرده و دوانده تا آمده است مكه. و اگر رحم به حيوان نكني، امضايت از اعتبار مي افتد. ظلم است. اسلام مي گويد اگر حيواني خواب است نكشش. سراغش نرو. در بيداري برو سراغ حيوان كه قدرت جنب و جوش و پرش و فراري. . حيوان را نمي شود غافلگيركرد. اين دين ماست «عَلَّمَ الْقُرْآنَ» الرحمن/2، اين دين ماست، اما دنيا. هنوز در دادگستري دنيا، قاضي شك دارد كه صدام گناه كرده يا گناه نكرده. واقعا بايد عزاي ملي اعلام كرد. روز عزاي ملي، دنيا شك دارد كه آيا صدام ظالم هست يا ظالم نيست. در يك همچين دنيائي زندگي ميكنيم. حالا آدم مي فهمد كه قرآن چه مي گويد. قرآن، ارزش انسان به مكتب و انتخاب اوست، قرآن كتاب مكتب و هدايت ما است. حالا.

3- جايگاه قرآن در روايات

(من وقر القرآن فقد وقر الله) هر كه قرآن را احترام بگذارد، (وقر) يعني وقار، براي قرآن وقار قائل شود، انگار به خدا اقدام گذاشته است. ولذا(النظر في المصحف من غير قرائه عباده) اصلا كسي نگاه به قرآن بكند، در جلسات قرائت كساني كه نمي توانند قرآن بخوانند، بروند لاي قرآن را باز كنند و نگاهش كنند. آنهائي كه مي خوانند، دنبال كلمات بروند. حتي بي سواد بي سواد نگاه به قرآن بكند، سه چيز نگاه كردنش عبادت است. نگاه به صورت عالم، نگاه به در خانه عالم، هيچ جاي كره زمين راجع به تحصيل يك همچين كلمه اي نداريم كه نگاه به در خانه عالم هم عبادت است. اسلام راجع به علم مي گويد نگاه به در خانه عالم هم بايد بكنيم. نگاه به صورت عالم عبادت است. نگاه به كعبه عبادت است. نگاه به پدر و مادر با احساس محبت هم عبادت است، نگاه به قرآن ولو نمي تواني بخواني عبادت است. چقدر ما عبادت مي توانيم بكنيم و از دستمان مي رود. داريم(من استمع القرآن) كسي نوار قرآن دارد گوش مي كند، در ماشين يا درماه رمضان يا غير ماه رمضان، فقط دارد گوش مي دهد، (من استمع القرآن كتب الله له بكل حرف حسنه) هر حرفي كه مي شنود يك ثواب مي برد. يعني وقتي مي خواند كه «اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» الرعد/16 خالق چهار تا حرف است. خ، الف، لام، قاف. يعني چهار تا ثواب روي شنيدن كلمه «خَالِقُ» دارد. (افضل العباده قرائه القرآن) بهترين عبادت قرائت قرآن است. (البيت اذا قرئ فيه القرآن يتّسع علي اهله) بعضي خانه ها كه قفل شده، ميگويد اگر قرآن بخوانيد قفل باز مي شود. (وكثر خيره و كان سكانه في زياده) اهل خانه هم 0خير و بركت مي بينند. (القرآن عهد الله) قرآن پيمان خداست. (ينبغي للمرء المسلم ان ينظر في عهده).

4- قرآن، پيمان خدا با مردم

اين حديث است كه(القرآن عهد الله) قرآن پيمان خداست. آنوقت آيه قرآن مي فرمايد «أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» البقرة/40 اگر شما به عهد من وفا كنيد من هم به عهد شما وفا مي كنم. قرآن پيمان خداست، اگر شما به پيمان خدا وفادار باشيد، من هم وفا مي كنم. چه كنيم دعايمان مستجاب شود؟ تو گوش به حرف خدا بده، خدا هم گوش به حرف تو مي دهد. قرآن عهد خداست، كسي اگر به عهد خدا وفا كند، من هم به عهد شما وفا مي كنم. افرادي كه دعايشان مستجاب مي شود، اينطور نيست كه از آسمان افتاده باشند پائين دعايشان مستجاب شود. بنده اي بوده واجبات را انجام داده، حرام را انجام نداده، دعايش مستجاب مي شود. مشكلي نيست. خب. اگر در خانه قرآن باشد، خوانده نشود، يا در محله مسجدي باشد كه كسي نرود نماز بخواند، يا عالمي باشد كه كسي ازش سوال نكند، حديث داريم اين سه نفر روز قيامت شكايت مي كنند. عالمي كه ازش سوال نشود، مسجدي كه در محله است و نمي روند سراغش، . . اصلا همسايه مسجد نمازش را در خانه بخواند، نمازش ارزشي ندارد. (لا صلاه لجار المسجد الا في المسجد) اين حديث هائي كه كسي سه كلاس هم درس خوانده باشد، معناي حديث را مي تواند بفهمد. (لا) يعني چه؟ نه. (صلاه) يعني چه؟ (جار) هم يعني همسايه. (لا صلاه لجار المسجد) مي گويند خانه فلاني در جوار فلاني است، جوار يعني همسايه(لا صلاه لجار المسجد الا في المسجد). اين حديث است. همسايه مسجد اگر در خانه اش نماز بخواند، البته ظلم به خودمان كرده ايم هان! شما اگر بدانيد در خانه هم اگر يك كاري بكنيد تلويزيون سياه و سفيد بهت مي دهند، چهل متر اگر بروي بيرون تلويزيون رنگي بهت مي دهند، . . ما براي سيب زميني يك كيلومتر راه مي رويم. گاهي ميوه مي خريم، مي گوئيم برويم ميدان بخريم. اسفناج هاي آنجا كيلوئي مثلا دو فلس ارزانتر است. چطور براي يك پارچه. . . . گاهي وقتها يك بشقاب مي شكند، يك بشقاب را برميداريم تمام چيني فروش ها را تاب مي خوريم كه يك بشقاب بخريم كه گل بشقاب ششمي به بشقاب پنجمي بخورد. براي يك گل سفال يك خانم سه ساعت در بازار ها پرسه مي زند، يا يك آقا براي دو كيلو اسفناج سه ساعت تاب مي خورد كه يك جائي ميوه ارزانتري بخرد. چطور شد كه ما براي نمازي كه اين همه ثواب دارد غافليم؟ نماز جماعت از ده نفر كه گذشت، هيچ فرشته اي حسابش را نمي تواند بكند. فرشته هايي كه عدد شن ها و اتم ها و سلول ها و قطرات باران و برگها و نفس ها و موها. . . فرشته هائي كه عدد همه چيز را دارند، حساب نماز جماعت را نمي توانند حساب كنند، بشرطي كه از ده نفر بيشتر شود. يك مثال هم يك وقتي زدم، گفتم اگر شما يك انگشت داشته باشي باهاش تلفن مي گيري دو تا داشته باشي، سطل ماست بلند مي كنيد، سه تا داشته باشي، سيب زميني برميداري، چهار تا داشته باشي، سطل آب برميداري، پنج تا داشته باشي، آمپول مي زني، همينطور هر انگشتي كارهايش اضافه مي شود به ده تا، انگشتان كه به ده تا رسيد، ديگر هيچ كس نمي تواند حسابش را بكند. يعني كاري براي بشر روي كره زمين پيش نيامده باشد كه نياز داشته باشد كه اين كار يازده تا انگشت لازم داشته باشد. يعني اينطورنيست كه يك جواني بيايد و بگويد كه آقا يك كاري پيدا شد كه آدم يازده انگشتي مي خواستند، منتها متاسفانه من چون ده تا انگشت داشتم مرا استخدام نكردند. يعني كار يازده انگشته روي كره زمين تا حالا پيدا نشده. يعني به ده تا كه رسيد، ديگر هيچ كس حسابش را ندارد. نماز جماعت هم همينطور است. نماز جماعت به ده تا كه رسيد، هيچ كس نمي تواند حسابش كند، محدوديت ديگر ندارد.

5- فضيلت حفظ قرآن كريم

(لا تكون فوق حافظ القرآن) يا(حفظ القرآن درجه) بالاتر از حافظ قرآن درجه اي نيست. حفظ قرآن را اگر كسي بهش فشار نمي آيد، خوب است. حفظ قرآن ارزش است، كمال است، فضيلت است. به شرطي كه فشار به طرف نيايد. چون من سراغ دارم آدم هائي كه با تحميل، يا تحميل خودش به خودش، يا تحميل پدرو مادر و استادش، با زورقرآن حفظ كرده، بعد مثل فنري كه با زور فشارش ميدهي تا دستت را برداشتي، مي پرد بالا. هيچ چيزي تحميلي خوب نيست. يك بابي داريم در روايات، نوشته(باب الاقتصاد في العباده) اقتصاد، قصد يعني ميانه روي. يعني در عبادت هم ميانه رو باش. به اندازه. اگر دعاي كميل را حال نداري همه اش را بخواني، دو صفحه اش را بخوان، يك صفحه اش را بخوان. قرآن كيلوئي و متري نيست. قرآن مي گويد: «فَاقْرَءُوا» المزمل/20 قرائت كن، «مَا تَيَسَّرَ» هر چه برايت آسان است. همين كه ديدي كه. . . سخنراني هم همينطور است. مطالعه هم همينطور است. بايد هميشه نشاط باشد در كار. كار اگر نشاط نداشته باشد، ارزش ندارد. قرآن دو دفعه از نمازهاي با كسالت گله كرده، گفته وقتي نماز مي خوانند، در حال كسالت نماز مي خوانند. نماز با كسالت. يا پول خرج فقرا مي كنداما با كراهت «وَهُمْ كَارِهُونَ» التوبة/54. نماز با كسالت «وَهُمْ كُسَالَي» التوبة/54 در حال كسل نماز مي خواند. نماز با كسالت، زكات با كراهت. نشاط بايد باشد، اين مهم است. خب.

6- آموزش قرآن به فرزندان

(من علم ولده القرآن فكانما حج البيت) هر كه به بچه اش قرآن ياد بدهد، انگار رفته مكه يعني ثواب حج مي دهند به پدر و مادري كه قرآن ياد بچه اش داده باشد. (من اعطي علم القران فزعم ان احدااعطي خير مما اعطي فقد عظم صغيرا و صغر عظيما) كسي اگر علم قرآن بلد باشد فكر كند كسي چيزي از اين بهتر دارد، حاليش نيست. اگر كسي طلا دارد و در ذهنش برود حساب كند آهن بهتر است، حلبي بهتر است، فلز بهتر است، چي بهتر است، چي بهتر است، اگر كسي طلا داشته باشد بعد فكر كند فلزي ديگر بهتر از آن است، حاليش نيست. حاليش نيست. قرآ ن گفته اگر كسي علم قرآن داشته باشد و فكر كند ديگري چيزي از او بيشتر دارد حاليش نيست يعني حاليش نيست كه چه سنگيني را سبك ميداند چه سبكهايي را سنگين مي پندارد، خيال مي كند.(معلم القرآن يستغفر له كل شيء حتي الحوت في البحر) برا ي كسي كه قرآن درس ميدهد به كسي، همه موجودات حتي نهنگ دريا استغفارمي كند. از نظر ما، ازنظر اين دين، ازنظر قرآن، همه موجودات شعور دارند. خلاص. يعني گنجشك نماز ميخواند. نماز گنجشك هم ازنماز بنده بهتر است. چون قرآن راجع به نماز پرندگان ميگويد «كُل» اين كلمه(كل) را كه ميدانيد، كل همه شان. «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ» النور/41 «عَلِمَ» را هم مي دانيد، «صَلَاتَهُ» را هم ميدانيد. «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ» النور/41 پرنده نماز مي خواند، تسبيح هم دارد، و حاليش هم هست كه نماز مي خواند «عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ» يعني پرنده اهل عبادت است و در همان دنياي خودش در همان سر و صدائي كه دارد، عبادتي كه دارد، مي فهمد. ولي ما نماز ميخوانيم و نمي فهميم. نماز گنجشك از نماز بنده بهتر است. چون راجع به نماز بنده مي گويد: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» الماعون/4-5 راجع به نماز بنده خدا مي گويد «سَاهُونَ». «سَاهُونَ» يعني سهو دارد. يعني حواسش پرت است. گاهي بين يك و دو، حالا طوري نيست شك بين يك و دو، گاهي بين دو و سه، خب باز هم طوري نيست، گاهي بين سه و چهار، باز هم طوري نيست. بعضي شك بين دو و پنج ميكنند. اين ديگر خيلي گيج است. يك كسي آمد پيش يك آقا من روضه بودم، يادم نبود، كلي غذا خوردم. آقا فرمود خب يادت نبوده، روزه ات درست است. گفت آقا ببخشيد يادم نبود، دو سه تا ليوان هم آب خوردم، آقا فرمود باز هم يادت نبوده، روزه ات درست است. گفت آقا يادم نبود، رفتيم خانه به خانواده هم با هم بوديم و حمام هم رفتيم. ، آقا فرمود خب يادت نبوده، روزه ات درست است. گفت آقا يادم نبود رفتيم در حوض، سرم را هم زير آب كردم. آقا گفت بيا! مسلماني كه اينقدر مثل تو خنگ است، بايد درجه بگيرد. به نظرم آن هم مي خواست آخوند را دست بيندازد. ظاهرش اين بود كه ميخواست شيخ را دست بيندازد، شيخ هم پاتك زد. گفت يك مسلماني كه مثل تو اينقدر گيج است، بايد درجه داد. حالا گاهي وقتها، طرف گيج گيج است. خب. صلوات بفرستيد. . . از نظر قرآن، تسبيح، هم ماضي هم مضارع.

7- تسبيح موجودات هستي در برابر پروردگار

هم در قرآن داريم «سَبَّحَ لِلَّهِ» الحديد/1 «سَبَّحَ»، فعل ماضي است، يعني در گذشته موجودات هستي(سبحان الله) گفته اند، هم در قرآن داريم «يُسَبِّحُ لِلَّهِ» الجمعة/1 يعني در آينده هم(سبحان الله) خواهند گفت. يعني كل هستي هم در گذشته تسبيح گفته هم در آينده، هم(سبح) داريم، هم(يسبح) هم مصدر. «سُبْحَانَ الَّذِي»، (سبحان) مصدر است. «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَي بِعَبْدِهِ» الإسراء/1. هم «سُبْحَانَ» داريم در قرآن، هم «سَبَّحَ» داريم، هم «يُسَبِّحُ». يعني هستي دارد تسبيح مي گويد و تسبيحي هم كه خداوند تعريفش را مي كند، تسبيح آگاهانه است. وگرنه تسبيح بي شعور كه. . بله اين ساعت بسيار خوبي است، عقربه هايش بيست و چهار ساعت در حال حركت است، بابا عقربك ساعت در اختيار خودش نيست. چيزي كه حركتش اختياري نباشد، قابل ستايش نيست. شما هيچ وقت به عقربك ساعت نمي گوئيد متشكرم، قربان شما، مخلص شما، خدا حافظ شما. . . . هيچ وقت پيش عقربك ساعت تواضع نمي كنيد، چون اين حركتش حركت اختياري نيست. اگر وارد شدي ديدي گفتند برپا، احترام كردند، شما مي گوئيد آقا متشكرم. چون اين برپا اختياري بود. حركت اختياري ارزش دارد. حركت غير اختياري كه چيزي نيست. خدا وقتي دارد تعريف مي كند «سَبَّحَ لِلَّهِ»، «يُسَبِّحُ لِلَّهِ»، دارد از تسبيح ستايش مي كند، پيداست تسبيحشان، تسبيح اختياري است. اگر ديديم خداوند از تسبيح موجودات ستايش مي كند، پيداست اين تسبيح، تسبيح اختياري است. و الا اگر عقربك باشد كه آدم از عقربك ساعت كه تشكر نمي كند.

(خياركم من تعلم القرآن و علمه) بهترين شما كسي است كه قرآن ياد بگيرد. اصلا ماهنوز مزه قرآن را نچشيديم. و بايد يك كاري كنيم كه مزه قرآن را بچشيم. حالا.

8- تلاوت قرآن همراه با ترجمه آيات

چگونه قرآن بخوانيم. راجع به اينكه چگونه قرآن بخوانيم، مي فرمايد(لا يكون هَمَّ احدكم) قرآن را كيلوئي و متري نكنيم. (لا يكون هَمَّ احدكم) يعني همتتان، هدفتان آخر سوره نباشد. يعني نخواهيد كه. . . آقا چند تا خواندي؟ سوره فلان تمام شد؟ نه من هنوز وسط هستم. يالا بخوان. يعني قرآن را هدفتان اين نباشد كه. . (لا قرائه لمن لا تدبر له) قرائت بايد همراه با تدبر باشد، لااقل ترجمه. يكي از خوبيهاي بعد از انقلاب، اين است كه ما قبل از انقلاب، ترجمه قرآن كم داشتيم. الآن ترجمه هاي زيادي نوشته شده و قرآن را. . . . بعضي ترجمه ها را هم علماي درجه يك ترجمه كرده اند. مثلا آيت الله مشكيني يك ترجمه اي دارند، خب يك ترجمه سنگيني است، آيت الله مكارم ترجمه دارند. اين ترجمه ها كه افرادي ترجمه كرده اند كه بالاي پنجاه سال درس خوانده اند و درس داده اند. اين ترجمه ها خب حسابش فرق مي كند، ترجمه هاي ديگر هم داريم آنها هم بد نيست اما خب آنها گاهي يك چيزهائي درشان است كه آدم، يعني مثل گوشت ماهي كه گاهي تيغ هم دارد، ولي بعضي ترجمه ها هست تيغش كم است، بعضي هيچ تيغ ندارد يا تيغش در حد اقل است. ضمنا اين را هم بگويم، يك قرآن با ترجمه باشد، آدم وقتي آن صفحه را مي خواند، زيرش هم ترجمه اش را بخواند، حد اقل اقل. قرآن از خيلي زوايا بايد فكر شود. ما همينطور مي گوئيم: «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ»، «وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ» التين/1 قسم به انجير و قسم به زيتون. اين يك رساله د كتراست. يعني در آينده علم پزشكي ثابت خواهد كرد در يك پژوهش علمي، در يك كشور، كه رابطه بين زيتون و انجير چيست و چرا نگفته(والتين و التمر) چرا نگفته(و التين و النخل) چرا نگفته(و التين و العنب) چرا انجير و زيتون را باهم گفته؟ چرا نگفته قسم به انجير و قسم به. . . چرا انجير و انار را پهلوي هم نگذاشته؟ اگر صد رقم ميوه داريم، چرا انجير و موز را پهلوي هم نگذاشته؟ اسم موز هم در قرآن آمده «وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ» الواقعة/29 طلح يعني موز. چرا باقي ميوه ها را. . . اين كه رابطه بين انجير و زيتون چيست؟ اين دو تا چطوري است؟ با هم جمع بشوند چه مي شود؟ رابطه اش چيست؟ بعضي كلماتي كه قرآن پهلوي هم گذاشته، يك كد مي دهد، يك گرا مي دهد كه مي گويد خودت برو دنبالش. برو ببين به كجا مي رسي؟ چطور شد كه ما يك دارو فروشي مي خواهيم باز كنيم مي فهميم كه دارو فروشي كجا باز كنيم، دارو فروشي را يك جائي باز مي كنيم كه بالايش دكتر است، يعني دارو و دكتر مي گوئيم بايد. . . . يك شلغم فروش ميداند كه زمستان شلغم بفروشد تابستان فالوده. يعني يك كبابي مي فهمد كه اين كباب را بايد با ريحان خورد، با نعنا نمي خورند، يك زن خانه دار مي داند كه اين شيربرنج چقدر شكر مي خواهد، خدائي كه هستي را آفريده، كلماتي كه پهلوي هم مي گذارد را همينطور پهلوي هم مي گذارد؟ اينطور نيست. تمام كلمات قرآن در چه قالبي آمده، چرا اينجا گفته(سبح) آنجا گفته(يسبح) آنجا گفته(سبحان)، چرا اين كلمه چهار بار آمده آن كلمه ده بار، چرا اين كلمه اول آمده آن كلمه آخر، چرا اين در مكه نازل شده اين در مدينه، اين جغرافيائي كلمات يك دنيائي است كه هنوزاين دنيا براي بنده آخوند هم كه الان شصت سالم است، پانزده سالگي طلبه شده ام، چهل و پنج سال است آخوندم، هنوز اقرار ميكنم پشت دوربين تلويزيون(بسم الله الرحمن الرحيم)اينجانب محسن قرائتي، نفهميدم. والله نفهميدم. يك چيزي هم بگويم استاد هايمان هم نفهميدند. نمي دانيد قرآن چيست. اميرالمومنين ميگويد اين دريا عمقش براي هيچ كس تا حالا ثابت نشده، گاهي وقت ها دو تا كلمه دارد يكي با الف و لام يكي بي الف و لام. ميگويد: «يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا» الشوري/49(اناث) يعني خدا به هركسي بخواهد دختر ميدهد. دختر بي الف و لام است. بعد نمي گويد(وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ ذُّكُورَ) بلكه مي گويد: «وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ» مرد را الف و لام بهش مي دهد. زن را الف و لام بهش نمي دهد. اين چرا الف ولام دارد اين ندارد؟ فرمول دارد. چرا «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» الحمد/5 قبل از «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» است؟ فرمول دارد. من تا حالا هجده تايش را فهميده ام. يعني هجده تا فرمولي كه چرا «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» قبل از «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» است. هجده تا دليل دارد كه من طلبه كم سواد فهميده ام. خيلي قرآن رمز است.

بنابراين، ماه رمضان وقت اين است كه آقايون برويد سراغ علماي شهرها. منتهي علماي پير را كاريشان نداشته باشيد. بندگان خدابعضي ها پيرند، مريضند. طلبه هايي هستند هم خوب درس خوانده اند، هم خيلي درس خوانده اند هم تازه نفس هستند. طلبه هاي باسواد را اصرار كنيد كه بجاي منبر، يك آيه تفسير بكنند. منبرها خوب است ولي بيشترش حرف است. خواب و شعر و قصه وتاريخ و. . . . پايش به جائي بند نيست. شعر كه شعر است. ممكن است خوب باشد ممكن است بد باشد. خواب هم كه خواب است. چند درصدش دروغ است چند درصدش راست. آمد پهلوي ما گفت خواب ديده ام امام رضا گفته برو پهلوي قرائتي بهت وام مي دهد. گفتم به امام رضا بگو قرائتي گفت تو ديگر مثل بازاريها نباش. اول پول بفرست بعد حواله بفرست. آمد گفت آقا خواب ديدم كه فلان مشكل را قرائتي حل مي كند. گفتم به امام رضا بگو كه. . اين را من نگفتم، اين را يك كس ديگري گفت، مي گفت به امام رضا بگو لطفا اگر مي خواهي. . خودت بيا به خواب من، چرا به خواب تو آمده؟ خوابها، به خصوص خوابهائي كه مي بينند خدمت امام زمان مي رسند، اكثرش دروغ است. اي دكان باز شده، حقه باز پيدا شده. خانه شان صلوات، دود، اسفند، گوسفند. . . از بيخ دروغ است از بيخ دروغ است. بنا براين خواب معلوم نيست راست است يا دروغ، تاريخ معلوم نيست راست است يا. . . آن كه قطعي قطعي قطعي است قرآن است و روايات معتبر. تقاضا كنيد از روحانيون، يك آيه تفسير كنند. وقتش هم ماه قرآن است.

خدايا هر چه نسبت به قرآن غافل بوده ايم و مزه اش را نچشيده ايم، خودت كمكمان كن هم مزه قرآن را بچشند، بچشيم هم به ديگران بچشانيم.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته