کد مطلب:5001 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:304

آخرين كلام از اوّلين امام
مقاله
سخن امام (ع)، امامِ سخن ها است. او قرآن ناطقي بود كه جز حق نمي گفت و جز حق نمي جست. پيشواي متقيان، يار و ياور مظلومان و حامي مستضعفان، تا آخرين لحظه هاي حيات در انديشه پاسداري از ارزش ها، تكريم كرامت ها، حاكميت حق و عمل به فرمان هاي قرآن بود.

امام تقواپيشگان، سرخيل لبيك گويان به نداي قولوا لااله الاالله پيامبر (صلي اللّه عليه و آله) و اولين سراينده سرود توحيد، وجود پربركتش در همه ابعاد براي پيروانش كامل ترين الگوها است. او را در خانه، همسري نمونه و شايسته براي زهراي اطهر (سلام اللّه عليها) و پدري مهربان و استوار مي بينم و در سنگر امامت، حضرتش را عادلي بصير و مدبري پرسوز مي يابيم. چهره اش در مقابل ستمگران و ظالمان، مصمم و آشتي ناپذير و دربرابر يتيمان، دردمندان، محرومان و بيوه زنان، متواضع و گشاده است. او در ميدان حرب، رزم آوري شجاع و بي همتا و در محراب عبادت، عبدي خاشع و مخلصي خاضع است.

سخن از علي(ع) گفتن، محنت بر گوينده است؛ آخر توصيف اقيانوس وجود علي (ع) با ماهي كوچك سرگردان در بركه، چگونه مي تواند ميسر باشد؟

در تعظيم و تكريم عظمت شخصيت برگزيدگان جهان اسلام، از واژه «علي وار» و «علي گونه» مدد مي گيريم؛ و اينك همه كلمات در تشبيه وجود ملكوتي آن امام رادمردان و آيت رحمت حق، سخت در عجز و تحيّرند. افسوس كه نمي دانم چگونه از علم علي (ع)، حلم علي (ع)، عدل علي (ع)، حمّيّت و ايثار و همّت والاي علي (ع)، صوم و صلوة علي (ع)، راز و نياز علي (ع)، سرّ و آشكار علي (ع)، حكومت و حكمراني علي (ع)، همه معناي وجود علي (ع) و ... سخن بگويم!

آنگاه كه وابستگان به زر و زور و تزوير، ديگر نمي توانند تاب تحمل امام مؤمنان(ع) را داشته باشند، با دسيسه هاي مختلف سد راه عدالت گستر او مي شوند و سرانجام فرزند كعبه را در محراب عبادت به شهادت مي رسانند.

در فجر نوزدهمين روز از ماه مبارك رمضان، به هنگام قيام به صلوة، فرق مبارك اميرالمؤمنين، با شمشير زهرآگين دشمن كين مي شكافد. علي (ع) جمله «فزت و

________________________________________



رب الكعبه» را به زبان جاري مي كند (قسم به پروردگار كعبه كه به فلاح رسيدم). و امام حق از گذر نفي همه الهه ها، اخلاص و يكتايي و پيوند با اللّه به سر منزل رستگاري مي رسد.

امام در آخرين ساعات حيات، در بستر شهادت، درحالي كه غوغايي در شهر برپاست و مردم بر سينه و سر مي زنند، فرزندان دلبندش را كه امامت و كاروان سالاري امت را پس از او برعهده خواهند داشت ـ امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام) ـ را فرا مي خواند و با روحي بلند و قلبي آرام با آنها سخن مي گويد و يكبار ديگر توجه ايشان را به برخي از مهم ترين مسائل اخلاقي، رفتاري، اجتماعي و سياسي جامعه مسلمين جلب مي كند.

امام متقيان علي (ع) در پيام كوتاه اما پردامنه و جاودانه خود كه هميشه بر فرازعصرها و نسل ها روشنگر طريق آزادگان و خردمندان است، با عنايت به مهم ترين مسائل جامعه و نياز امت اسلامي سخنان خود را عمدتا در چهار محور تقواپيشگي و وارستگي و آزادگي، همدلي و صلح و صفا و وحدت بين مسلمانان، پذيرش مسئوليت اجتماعي و دستگيري نيازمندان و محرومان و آرامش و امنيّت ملي بيان مي كند.

آغاز كلام عرشي امام (ع) چنين است:

اوصيكما بتقوي اللّه ، ولاتبغياالدّنيا و ان بغتكما (3962) و لا تاء سفا علي شي ء منها زُوِيَ (3963) عنكما، و قولا بالحق، و اعملا للاجر، و كونا للظّالم خصما، و للمظلوم عونا. (نهج البلاغه، ص 321، نامه شماره 47 ـ

وصيت اميرالمؤمنين به حسن و حسين عليهم السلام)

شما را به تقوا و وارستگي سفارش مي كنم. خداوند بزرگ را در پنهان و آشكار ناظر و مراقب بدانيد! درپي دنياپرستي نباشيد! هر چند دنيا سراغ شما آيد. بر آنچه از دست مي دهيد، تأسف مخوريد! سخن حق بگوييد و جز رضايت الهي از اين عمل نتيجه اي نخواهيد! دشمن سرسخت ظالم و يار و ياور مظلوم و ستمديده باشيد.

________________________________________

امام متقيان (ع)، منشأي همه بدبختي و شقاوت انسان را دورماندن از تقواي الهي و وارستگي به زرق و برق دنياي فاني و اسارت جاذبه هاي حيات دنيوي مي دانند و از همين رو در آغازِ كلامِ آخرينِ خود به تقواپيشگي و جلب رضاي الهي و نيل به فلاح و رستگاري و آزادگي و وارستگي از وابستگي هاي دنياي مادي

مي دانند؛ چرا كه انسان زماني كه وجودش در گرو جاذبه هاي دنيايي قرار گيرد و دلباخته مظاهر دنيوي شود، در ازدست دادن برخي تعلقات و امتيازات دنيوي دچار يأس و تأسف فراوان مي شود و چه بسا در گويش ها و قضاوت ها و رفتارها از حريم حق و عدالت خارج شود و به لحاظ انديشه هاي دنيوي و هيجان كشش هاي نفساني

نتواند آنچه را كه حق است، به زبان جاري كند و بدانچه كه حق است و رضاي خدا، عمل كند.

و اين از زواياي مهم و قابل توجه در انحراف فكري و انحطاط اخلاقي و آسيب پذيري شخصيت سالم انساني است. آنگاه كه انديشه و عمل انسان از حريم حق خارج شود، معيار قضاوت ها و رفتارهايش منافع دنيوي و خداي ناخواسته طرفداري از صاحبان قدرت و ظالمان ضعيف كش خواهد شد.

اوصيكما، و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي، بتقوي اللّه ، و نظم امركم، و صلاح ذات بينكم فاني سمعت جدكما، صلي اللّه عليه و آله ـ يقول: «صلاح ذات البين افضل من عامة الصّلاة و الصّيام».

من شما و همه فرزندان و خاندانم را و همه كساني را كه اين پيام من به آنها مي رسد، به تقواي الهي و نظم امور خود، و آشتي با يكديگر (اصلاح ذات البين)، سفارش مي كنم؛ زيرا من از جد شما محمد (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) شنيدم كه فرمود: «اصلاح و آشتي بين مردم، بهتر است از نماز و روزه ساليان».

آري؛ اين كلام امامِ حق، اميرمؤمنان (ع)، پيشواي آزادگان، پيامي است براي همه انسان ها بر فراز عصرها و نسل ها. امام علي (ع)، مقيّدبودن به نظم و ترتيب و متعهدبودن به نظام و قواعد اجتماعي را براي همه انسان هاي وارسته و آزاده ضروري مي داند و در كنار تقواي الهي، برآن تأكيد مي كند. نظم و ترتيب، شرط اول موفقيت و ضروري ترين بستر روابط اجتماعي و تنظيم امور دريك جامعه پيشرفته و متعالي است.

________________________________________

بي ترديد اختلاف و قهر و پشت كردن به يكديگر در جامعه مسلمانان و دامن زدن به اختلاف ها و فاصله گرفتن از همديگر به دلايل و بهانه هاي مختلف، آفت وحدت و مانع رشد و تحوّل مطلوب شخصيت فردي و اجتماعي در بين امت مسلمان است. قهر و ستيز بين فردي و درون خانوادگي و منازعات گروهي و جناحي در

جامعه اسلامي، آفت بهداشت رواني فردي و گروهي و مخلّ سلامت و نشاط و پويايي اجتماعي و مانع رشد و تحوّل و پيشرفت مطلوب در هر جامعه اي است.

از اين رو، امام متقيان علي (ع) با عنايت به اين مهم در آخرين لحظات حيات، با تأكيد بر حفظ وحدت بين مسلمانان، هرگونه تلاش صادقانه و خردمندانه درجهت آشتي و تأليف قلوب و همدلي و همراهي بين اشخاص و گروه هاي مختلف درجامعه مسلمانان را از سال ها نماز و روزه برتر مي دانند. آشتي و تأليف قلوب بين مسلمانان در هر سطحي كه باشد، در بين جوانان و بزرگسالان، خواهران و برادران، زنان و شوهران، والدين و فرزندان، خانواده ها و همسايه ها، خانواده ها و فاميل ها، جمعيت ها و گروه ها، تشكّلها و جناح ها، مسئولان و كارگزاران، دولتمردان و مديران، سياستمداران و سياستگزاران و رهبران ارشد جامعه، و آشتي دل ها در

جامعه مسلمانان، والاترين معنا را خواهد داشت. به سخن ديگر،مولاي متقيان، امير مؤمنان (ع)، رهبر آزادگان و انديشمندان جهان، علي (ع)، ازجمله بارزترين مصاديق اصلاحات در جامعه اسلامي را برقراري نظم و تربيت و مقيدبودن به قواعد و قوانين اجتماعي، صلح و آشتي بين مسلمانان و ايجاد وحدت در صفوف

مسلمين، رسيدگي به امور مسلمانان، به ويژه نيازمندان و تهي دستان، و حفظ امنيت اجتماعي مي دانند.

اللّه اللّه في الايتام، فلاتَغِبُّوا (3964) افواهم، ولايضيعوا بحضرتكم.

خدارا! خدارا! در مورد «يتيمان»، نكند آنها گاه سير و گاه گرسته بمانند، نكند آنها در حضور شما در اثر عدم رسيدگي از بين بروند!

________________________________________

مولا علي (ع)، در ضرورت پرداختن به امور مسلمانان و رسيدگي به نياز نيازمندان، به حساس ترين و آسيب پذيرترين گروه اجتماعي يعني كودكان و نوجوانان يتيم و بي سرپرست اشاره مي كند و تأمين نيازهاي زيستي و رواني آنان و تكريم شخصيت ايشان را از مهم ترين مسئوليت ها و رسالت ها در جامعه اسلامي

مي داند.

واقعيت اين است كه نتيجه حاصل از مطالعات انجام شده پيرامون ويژگي هاي شخصيتي كودكان يتيم و عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي و تحوّل مطلوب شخصيّت آنان، حاكي از آن است كه چنانچه اين گروه آسيب پذير مورد توجّه و حمايت و هدايت مستمر قرار گيرد و نيازهاي فطري آنان به دور از هرگونه منّت، با

احترام و محبّت و تكريم به شايستگي تأمين شود، بيشترين زمينه رشد و تحوّل و پيشرفت و خلاقيت ايشان فراهم مي شود و اگر خداي ناكرده رسيدگي به اين گروه مهم، تابع احساسات فردي و گذرا واقع و به شخصيّت حسّاس ايشان كم اعتنايي يا بي اعتنايي شود، زمينه آسيب پذيري اخلاقي و اجتماعي ايشان به طور

فوق العاده اي هموار مي شود. (صادقي، 1376)

علي (ع) بعد از تأكيد بر حقوقِ يتيمان، بر حقوق همسايگان تأكيد مي كند و مي فرمايد:

و اللّه َ اللّه َ في جيرانَكم، فأِنهُم وصيّة نَبِيِّكُمْ. مازال يُوصِي بهم حتي ظنّنا اَنّهُ سَيُوُر ثُهُم.

خدارا! خدارا! كه درمورد «همسايگان» خود خوش رفتاري كنيد؛ چرا كه آنها سفارش شده پيامبر شما هستند. رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله) همواره درباره همسايگان سفارش مي فرمود تا آنجا كه ما گمان برديم براي آنان ارثي معين خواهد كرد.

امام رادمردان علي (ع) آنگاه بر توجه به قرآن و عمل به مضمون ها و فرمان هاي قرآن، اين كتاب هميشه جاويد را تأكيد و اقامه نماز، اين كامل ترين پاسخ به عالي ترين نياز انسان را به مثابه ركن اساسي دين سفارش مي كند و حضور در خانه خدا را مورد توجه قرار مي دهد:

________________________________________

واللّه َ اللّه َ في القرآن، لايسبقكم بالعمل به غيركم.

خدارا! خدارا! در توجّه به «قرآن» هشيار باشيد تا بيگانگان در عمل به قرآن از شما پيشي نگيرند!

واللّه اللّه في الصّلاة، فانّها عمودُ دينكم.

خدارا! خدارا! درباره «نماز» كه ستون دين شما است.

واللّه َ اللّه َ في بيت ربّكم، لاتخلوه ما بقيتم، فانّه ان ترك لم تناظروا (3966).

خدارا! خدارا! در حق «خانه پروردگارتان»! تا آن هنگام كه هستيد، آن را خالي نگذاريد كه اگر حرمت آن را نگاه نداريد، بلاي الهي شما را فرو خواهد گرفت.

واللّه اللّه في الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم في سبيل اللّه . و عليكم بالتّواصل و التّباذل (3967)، و ايّاكم والتّدابر و التّقاطع. لاتتركوا لامر بالمعروف والنّهي عن المنكر فيولي عليكم شراركم، ثم تدعون فلا يستحاب لكم.

خدارا! خدارا! درباره «جهاد» در راه خدا به مال هاتان، جان ها و زبان هاتان! بر شما باد كه پيوندهاي دوستي و محبّت را محكم نگه داريد، و بذل و بخشش را فراموش نكنيد! مبادا از هم روي بگردانيد و پيوند هم را بگسلانيد. «امر به معروف و نهي از منكر» را ترك نكنيد! كه اشرار بر شما مسلط مي شوند و آنگاه

هر چه دعا كنيد، مستجاب نمي شود.

مولاي متقيان (ع) قبل از بيان آخرين فراز از سخنان ارزشمند و توصيه هاي جاودانه خود، به جهاد در راه خدا با مال و جان و زبان توجّه و همگان را به وحدت و دوستي و اتّحاد دعوت مي كند و آمريت به نيكي ها و نهي كردن از زشتي ها را در جامعه و عنايت خاص خداوند به مؤمنان را درگرو عمل به اين فريضه مهم مي داند. سپس مي فرمايد:

يا بين عبدالمطلب لاالفينَّكُم (3968) تخوضون (3969) دماءالمسلمين خوضا تقولان: «قتل اميرالمؤمنين». الا لاتقتلن بي الاقاتلي. انظروا اذا امت من ضربته هذه، فَاضِرِبُوهُ ضربة بضرية و لاتمثلوا (1970) بالرجل،

فاني سمعت رسول اللّه (صلي اللّه عليه و آلّه) يقول: «ايّاكم والمثلة (3971) ولو بالكلب العقور».

________________________________________

اي پسران عبدالمطلب نكند شما بعد از شهادت من، دست خود را از آستين بيرون آوريد و در خون مسلمانان فرو بريد و بگوييد اميرمؤمنان كشته شد (و اين بهانه اي براي خون ريزي شود). بدانيد جز قاتل من نبايد كسي به خون كشته شود.

بنگريد! اگر من از اين ضربت جهان را بدرود گفتم، او را تنها يك ضربت بزنيد! تا ضربتي دربرابر ضربتي باشد، و دست و پا و ديگر اندام را مبريد! كه من از رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله) شنيدم كه مي فرمود: «بپرهيزيد از بريدن اندام مرده! گرچه سگ گزنده باشد».

امام آزادگان، علي (ع)، با عنايت خاص به امنيت و آرامش در بين مسلمانان، بي نظمي هاي اجتماعي و اقدامات خودسرانه و هيجاني و انتقام و تعرض به ديگران ولو گناهكاران و مجرمان را خارج از حريم شرع و قانون و مقررات اجتماعي

مي داند و امت اسلامي را از آن منع مي كند. حتي زماني كه فرد يا گروهي بخواهند انتقام خون شخصي چون مولاي متقيان اميرمؤمنان علي (ع) را از جنايتكاري همچون ابن ملجم بستانند، بايد خويشتن داري كنند تا قصاص قاتل براساس قوانين شرع و به دست فردي مسئول صورت پذيرد؛ و اين از بارزترين مصاديق سلامت و امنيت اجتماع مسلمانان است.

آري؛ در شرايطي كه نگراني و اضطراب و هيجان همه جا را فرا گرفته بود و مردم با چشماني گريان، سراسيمه به كوچه و خيابان مي ريختند و «واي علي كشته شد» مي گفتند و آرام نداشتند، و هر لحظه كه خبر ضربت خوردن امام متقيان (ع)، پدر يتيمان و ياور محرومان، به محله ها و شهرهاي دور و نزديك مي رسيد، موج تازه اي از حركت مردم دل شكسته و نگران به سوي خانه علي (ع) آغاز مي شد، امير مؤمنان (ع) با قلبي آرام و انديشه هاي خدايي آن چنان با حسنين (عليهماالسلام) سخن مي گفت كه گويي هيچ اتفاقي نيفتاده است!

________________________________________

نگاه دوباره اي به فرازهايي از آخرين سخنان امام علي (ع) گوياي اين حقيقت است كه امام ابتدا اساسي ترين عوامل رشد و تعالي انسان و مسائل مهم جامعه مسلمانان را متذكر مي شود و در آخرين بخش از وصيّت خود، به اِعمال عدالت در مورد قاتل اسير و حفظ امنيت ملي توصيه كند.

سرآغاز سخن علي (ع)، سفارش به تقواپيشگي است؛ چرا كه گرامي ترين انسان ها نزد خداوند، متقي ترين آنها است.

وارستگي از كشش هاي دنيوي و رهايي از همه وابستگي هاي جهان مادي، از بارزترين ويژگي هاي انسان هاي متقي است كه امام (ع) اتصاف بدين صفت را توصيه مي كنند؛ چرا كه دنيا فاني است، و سزاوار نيست انسان به آنچه از دنياي فاني حاصلش نشده و يا به چيزي كه ازدست داده است، غمگين شود و تأسف بخورد.

آنگاه كه انسان بر سكوي استوار تقوا تكيه كند، و ذره اي دلبستگي و وابستگي به دنياي پرزرق و برق نداشته باشد، آن چنان احساس استقلال، آزادگي، اطمينان قلبي و اعتماد به نفس به او دست مي دهد كه جز حق نمي گويد و جز حق نمي جويد. و اين است كه امام حق طلبان (ع)، سفارش مي كند كه تحت هر شرايطي، از گفتن حق و عمل به حق غفلت نشود.

زماني كه كارگزاران جامعه با سرمايه هايي از تقوا و رويه اي از عدالت خواهي، بدون كوچك ترين وابستگي به ظواهر دنيوي، در تحقق ارزش هاي الهي و استيفاي حقوق مظلومان و محرومان لحظه اي آرام ندارند، محرومان و مظلومان جامعه احساس امنيّت و آرامش مي كنند و ظالمان و مستكبران كه اساس كارشان بر ظلم و تضييع حقوق ديگران است، نگران و برآشفته مي شوند. و لذا اميرمؤمنان (ع) سفارش اكيد مي فرمايند كه در مقابل ظالمان و ستمگران سرسخت و مقاوم و براي محرومان و مظلومان مونس و همدم و هميار باشيد، چرا كه اين سنت رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله) و رهروان اوست كه با دشمنان خدا سخت درستيز و با مؤمنان

همدل و مهربان اند.

________________________________________

مولا علي (ع) فرزندان و خاندان و همه كساني را كه درطول تاريخ به گونه اي با پيامش آشنا مي شوند، مخاطب قرار مي دهد و همه را به تقواي الهي و رعايت نظم و ترتيب در اجراي امور فرا مي خواند. خلقت الهي مبتني بر نظم و ترتيب خاصي است و التزام به احكام عاليه اسلام و انجام دادن فرايض ديني نيز خود متضمن تقيد به نظم و ترتيب در زندگي روزمره و رفتارهاي شخصي و اجتماعي است. عجيب است كه امام متقيان (ع) حتي در بستر شهادت، از نظم و ترتيب و رعايت حقوق اجتماعي در انجام دادن كارها و ايفاي مسئوليت ها سخن مي گويد.

امام علي (ع) يكي ديگر از مهم ترين مسائل جوامع انساني را در زمينه مناسبات اجتماعي بيان مي فرمايند؛ و برقراري صلح و آشتي في مابين انسان ها، و برقراري صلح و صفا و صميميت و ايجاد وحدت كلمه بين افراد و گروه هاي مختلف امت اسلامي را از مهم ترين عمل ها مي دانند.

امام رحمت، رسيدگي به وضع فرزندان شهدا، كودكان يتيم و بي سرپرست را در سرلوحه وظايف كارگزاران و مسلمانان مسئول در نظر مي گيرد؛ و آن چنان كه خود براي يتيمان پدري مهربان و دلسوز بود، توجه همگان را به اين مهم جلب مي كند.

آن حضرت بعد از خانواده، حقوق همسايگان را در روابط و مناسبات اجتماعي، فوق العاده مهم مي دانند و خوش رفتاري و مهرباني با آنها و برقراري روابط مفيد، مؤثر، متقابل و مولّد را متذّكر مي شوند. بسي جاي تأسف است كه امروزه بسياري از همسايگان نه شناختي از يكديگر دارند، نه رابطه اي متقابل. درحالي كه يك همسايه خوب و امين و وفادار، چه بسا ارزشمندتر و صميمي تر از خويشاوندان نزديك است.

تقدّم در سلام، خوش رويي، گذشت، ايثار و امانت داري از اصيل ترين وظايف و مسئوليتها در رعايت حقوق همسايگي است.

قرآن، كتابي است بر فراز عصرها و نسل ها. دستورها و رهنمودهاي كتاب اللّه ، متضمن اساسي ترين عوامل رشد و سعادت فردي و اجتماعي است. عمل به قرآن، حركت در جهت احياي فطرت پاك انساني است. و از اين رو است كه قرآن ناطق، علي (ع)، مي فرمايند هشيار باشيد تا بيگانگان در عمل به قرآن از شما پيشي

نگيرند.

نماز، ستون دين، معراج مؤمنان و ترسيم گر مرز حق و باطل است. امام علي (ع)

________________________________________

ـ شهيد محراب ـ از همه مؤمنان مي خواهند كه در قيام به صلوه از هيچ كوششي دريغ نورزند؛ و شهادت در محراب، زيباترين شهادت ها است.

حج، تجلي گاه وحدت و يكپارچگي امت اسلام است. حج جلوه اي است از شكوه توحيد. حج، فرصتي براي گندزدايي وجود از همه وابستگي ها و احراز آمادگي ها و شايستگي ها براي قيام به صلوة، عمل به حق و برقراري عدالت اجتماعي است؛ و امام (ع) بر اجراي فريضه حج تأكيد فراوان دارند.

امام مجاهدين في سبيل اللّه ــ كه پيامبر (صلي اللّه عليه و آله) در حقش فرمود: «يك ضربه شمشير علي (ع) در روز خندق، از عبادت ثقلين بهتر است...»(1) ــ همه مسلمانان را به جهاد با مال و جان و زبان دعوت مي كنند. پيامبر (صلي اللّه عليه و آله) فرمود: هر كس جهاد نكرده و يا لااقل در آرزوي جهاد نبوده باشد و مرگش فرا رسد، با نوعي نفاق مرده است. يعني اسلام، دين جهاد است و مسلمان در آرزوي جهاد و يا شهادت است و جهاد يعني دفاع از حقانيّت اسلام با همه هستي، با زبان، مال و جان.

حفظ پيوندهاي عاطفي و تحكيم رابطه دوستانه في مابين مسلمانان و بذل و بخشش به يكديگر و پرهيز از قهر و گسستن روابط، فرمان ديگري است كه امام علي (ع) بر آن تأكيد دارند.

امير مؤمنان علي (ع)، اهتمام در امر به معروف و نهي از منكر را اساسي ترين عامل براي برخورداري از يك جامعه سالم و حاكميت صالح مي داند.

و بالأخره اولين شهيد محراب، امير مؤمنان علي (ع) در آخرين فراز وصيّت خود، حسنين (عليهماالسلام) را به رعايت حقوق قاتل اسير و اعمال عدالت در حق او فرا مي خوانند.

آري؛ در شرايطي كه خشم و نفرت توده مردم، از كوچك و بزرگ و زن و مرد، متوجّه مزدوري است كه ناجوانمردانه امير متقيان را به هنگام نماز و در محراب عبادت به شهادت رسانده است، و اينك در اسارت فرزندان امام(ع) به سر مي برد،

________________________________________

امام حق و عدالت، علي (ع) از ايشان مي خواهد كه با او مدارا كنند و اگر مي خواهند قصاص كنند، فقط به ضربتي اكتفا كنند و مبادا افزون به يك ضربت، اندام او را قطعه قطعه كنند.

آري؛ او همه وجودش براي خدا بود، در آخرين لحظه هاي حيات، در بستر شهادت مي خواهد يك بار ديگر به همه انسان ها در همه عصرها درس زندگي بدهد؛ عدالت، حتي در قصاص از عامل مزدور بزرگ ترين جنايت، و به شهادت رسانيدن سپهر ولايت در محراب عبادت. و همه تأكيد امام بزرگوار علي (ع) در آخرين

لحظات حيات فاني اين است: رعايت تقواي الهي، تلاش در ايجاد وحدت اسلامي، پيشگامي در پذيرش مسئوليت اجتماعي و رسيدگي به نياز محرومان و نيازمندان و استقرار امنيت ملي

منابع

1. ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين ... (ترجمه نهج البلاغه، 13