کد مطلب:6194 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:24

احاديثي از حضرت امام سجاد (ع)
مقاله




1 ـ قالَ الاْمامُ عَلي بنُ الْحسَين، زَينُ الْعابدين (عَلَيهِ السَّلام :



ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ يوْمَ الْقِيامَهِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيوْمِ الاْكْبَرِ:



مَنْ أَعْطي النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يقْدِمْ يداً وَرِجْلاً حَتّي يعْلَمَ أَنَّهُ في طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ في مَعْصِيتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يعِبْ أخاهُ بِعَيب حَتّي يتْرُكَ ذلكَ الْعِيبَ مِنْ نَفْسِهِ.([1]



امام سجاد(عليه اسلام) فرمود:سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي مي باشد و از سختي ها و شدايد صحراي محشر در امان است:



اوّل آن كه در كارگشائي و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.



دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتي بينديشد كه كاري را كه مي خواهد انجام دهد يا هر سخني را كه مي خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مي باشد.



سوّم قبل از عيب جوئي و بازگوئي عيب ديگران، سعي كند عيبهاي خود را برطرف نمايد.



2 ـ قالَ(عليه السلام):ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن:كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما ينْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلي خَطيئَتِهِ.([2]



فرمود:سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود:بازداشت زبان از بدگوئي و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهائي كردن كه براي آخرت و دنيايش مفيد باشد.



و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد.



3 ـ قالَ(عليه السلام):أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِي رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض:وِقاءٌ لِلّهِ بِما يجْعَلُ عَلي نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِيح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.([3]



فرمود:هركس داراي چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتي خداوند را ملاقات مي كند كه از او راضي و خوشنود است:



1 ـ خصلت خودنگهداري و تقواي الهي به طوري كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتي، نسبت به مردم خدمت نمايد.



2 ـ راست گوئي و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگي.



3 ـ حيا و پاكدامني نسبت به تمام زشتيهاي شرعي و عرفي.



4 ـ خوش اخلاقي و خوش برخوردي با اهل و عيال خود.



4 ـ قالَ(عليه السلام):يا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَير ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.([4]



فرمود:اي فرزند آدم، تا آن زماني كه در درون خود واعظ و نصيحت كننده اي دلسوز داشته باشي، و در تمام امور بررسي و محاسبه كارهايت را اهميت دهي، و در تمام حالات ـ از عذاب الهي ـ ترس و خوف داشته باشي; در خير و سعادت خواهي بود.



5 ـ قالَ(عليه السلام):وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَليل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثير، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِي الْحَلالِ.([5]



فرمود:حقّي كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاي حرام ـ چه كم و چه زياد ـ قرار ندهي و بلكه در چيزهاي حلال هم صرفه جوئي كني و به مقدار نياز استفاده نمائي.



6 ـ قالَ(عليه السلام):مَنِ اشْتاقَ إلي الْجَنَّهِ سارَعَ إلي الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلي اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.([6]



فرمود:كسي كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاي نيك، سرعت مي نمايد و شهوات را زير پا مي گذارد; و هركس از آتش قيامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مي كند و از گناهان و كاهاي زشت دوري مي جويد.



7 ـ قالَ(عليه السلام):طَلَبُ الْحَوائِجِ إلي النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَياهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَياءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَي الْحاضِر.([7]



فرمود:دست نياز به سوي مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواري در زندگي و در معاشرت خواهد بود.



و نيز موجب از بين رفتن حياء و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طوري كه هميشه احساس نياز و تنگ دستي نمايد.



و هرچه كمتر به مردم رو بيندازد و كمتر درخواست كمك نمايد بيشتر احساس خودكفائي و بي نيازي خواهد داشت.



8 ـ قالَ(عليه السلام):اَلْخَيرُ كُلُّهُ صِيانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.([8]



فرمود:سعادت و خوشبختي انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.



9 قالَ(عليه السلام):سادَهُ النّاسِ في الدُّنْيا الأَسْخِياء، وَ سادَهُ الناسِ في الآخِرَهِ الاْتْقياءِ.([9]



فرمود:در اين دنيا سرور مرد، سخاوتمندان هستند; ولي در قيامت سيد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود.



10- قالَ(عليه السلام):مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ يوْمَ الْقِيامَهِ.([10]



فرمود:هركس براي رضا و خوشنودي خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند مي گرداند.



11- قالَ(عليه السلام):مَنْ زارَ أخاهُ في اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَيعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ.([11]



فرمود:هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براي رضاي خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعدههاي الهي برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، همچنين مورد خطاب قرار مي گيرد كه از آلودگي ها پاك شدي و بهشت گوارايت باد.



پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.



12- قالَ(عليه السلام):إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يمينِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلي يسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَيكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.([12]



فرمود:چنانچه شخصي تو را بدگويي كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهي و پوزش او را پذيرا باش.



13- قالَ(عليه السلام):عَجِبْتُ لِمَنْ يحْتَمي مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَيفَ لايحْتَمي مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.([13]



فرمود:تعجّب دارم از كسي كه نسبت به تشخيص خوب و بد خوراكش اهتمام ميورزد كه مبادا ضرري به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر كارهايش اهميت نمي دهد، و نسبت به مفاسد دنيائي، آخرتي روحي، فكري، اخلاقي و... بي تفاوت است.



14- قالَ(عليه السلام):مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقي مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحيقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّيابِ الْخُضْرِ.([14]



فرمود:هركس مؤمن گرسنه اي را طعام دهد خداوند او را از ميوههاي بهشت اطعام مي نمايد، و هر كه تشنه اي را آب دهد خداوند از چشمه گواراي بهشتي سيرآبش مي گرداند، و هركس برهنه اي را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتي ـ كه بهترين نوع و رنگ مي باشد ـ خواهد پوشاند.



15- قالَ(عليه السلام):إنَّ دينَ اللّهِ لايصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاييسِ الْفاسِدَهِ، وَلايصابُ إلاّ بِالتَّسْليمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدي بِنا هُدِي، وَمَنْ دانَ بِالْقِياسِ وَالرَّأْي هَلَكَ.([15]



فرمود:به وسيله عقل ناقص و نظريههاي باطل، و مقايسات فاسد و بي اساس نمي توان احكام و مسائل دين را به دست آورد; بنابراين تنها وسيله رسيدن به احكام واقعي دين، تسليم محض مي باشد; پس هركس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافي در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد خوشبخت خواهد بود.



و شخصي كه با قياس و نظريات شخصي خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاك مي گردد.



16- قالَ(عليه السلام):الدُّنْيا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ يقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَينَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.([16]



فرمود:دنيا همچون نيمه خواب (چرت) است و آخرت بيداري مي باشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيداري به سر مي بريم.



17- قالَ(عليه السلام):مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ يكُونَ مَتْجَرُهُ في بِلادِهِ، وَيكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحينَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ يسْتَعينُ بِهِمْ.([17]



فرمود:از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نمايد و شريكان و مشتريانش افرادي صالح و نيكوكار باشند، و نيز داراي فرزنداني باشد كه كمك حال او باشند.



18- قالَ(عليه السلام):آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَينْبَغي لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فيها.([18]



فرمود:هر آيه اي از قرآن، خزينه اي از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را كه مشغول خواندن مي شوي، در آن دقّت كن كه چه مي يابي.

[1] ـ تحف العقول:ص204، بحارالأنوار:ج 75، ص 141، ح 3.



[2] ـ تحف العقول:ص 204، بحارالأنوار:ج 75، ص 140، ح 3.



[3] ـ مشكاه الأنوار:ص 172، بحارالأنوار:ج 66، ص 385، ح 48.



[4] ـ مشكاه الأنوار:ص 246، بحارالأنوار:ج 67، ص 64، ح 5.



[5] ـ تحف العقول:ص 186، بحارالأنوار:ج 71، ص 12، ح 2.



[6] ـ تحف العقول:ص 203، بحارالأنوار:ج 75، ص 139، ح 3.



[7] ـ تحف العقول:ص 210، بحارالأنوار:ج 75، ص 136، ح 3.



[8] ـ تحف العقول:ص201، بحارالأنوار:ج 75، ص 136، ح 3.



[9] ـ مشكاه الأنوار:ص 232، س 20، بحارالأنوار:ج 78، ص 50، ح 77.



[10] ـ مشكاه الأنوار:ص 166، س 3.



[11] ـ مشكاه الأنوار:ص 207، س 18.



[12] ـ مشكاه الأنوار:ص 229، س 10، بحارالأنوار:ج 78، ص 141، ح 3.



[13] ـ أعيان الشّيعه:ج 1، ص 645، بحارالأنوار:ج 78، ص 158، ح 19.



[14] ـ مستدرك الوسائل:ج 7، ص 252، ح 8.



[15] ـ مستدرك الوسائل:ج 17، ص 262، ح 25.



[16] ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام:ص 343، س 20.



[17] ـ وسائل الشيعه:ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاه الأنوار:ص 262.



[18] ـ مستدرك الوسائل:ج 4، ص 238، ح 3.