کد مطلب:6826 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:31

آثار انتظار
مقاله


حال با مشاهده ي روايات ياد شده، چرا انتظار از چنين فضيلت برجسته اي برخوردار است؟ در پاسخ بايد گفت كه انتظار حلقه ي اتصال شيعه با امام معصوم (عليه السلام) و معيار ارزش انسان ها و عامل پويايي و سازندگي و اجتماع است. بنابراين اثرات مفيد و سازنده اي براي منتظران واقعي دارد كه به چند مورد آن اشاره مي گردد:





1- صبر





شرايط بسيار دشوار عصر غيبت, مستلزم آن است كه هر شيعه ي منتظري, در برابر مشكلات و گرفتاري ها بايستد و از موجوديّت و هويّت خويش دفاع كند و صبرش, مغلوب حوادث نشود. امام رضا (عليه السلام) در رابطه با همراهي و ملازمت صبر و انتظار فرج فرموده اند:


«ماأحسن الصَّبر و انتظار الفرج»؛1 «چه قدر نيكوست صبر و انتظار فرج».


نتيجه ي صبر در انتظار, پيروزي است. امام كاظم (عليه السلام) در اين زمينه مي فرمايند:


«هر كس صبر كند و انتظار كشد, به فرج و پيروزي مي رسد و انتظار فرج بخشي از فرج است.»2


اين مسأله چنان حياتي است كه صابران دوره ي انتظار, از گروندگان به غيب, بلكه از مفلحان و رستگاران شمرده شده اند.


پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) مي فرمايند:


«طوبي للصّابرين في غيبته! طوبي للمُقِيمِين في مَحَبَّته ... اولئك وصَّفهم الله في كتابة فقال: والّذين يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ و قال: اولئكَ حِـزبُ اللهِ ألا أنّ حِزبُ الله هُمُ المـُفلِحُون»؛3 «خوشا به حال صبر كنندگان در دوران غيبت مهدي (عليه السلام)! آن ها همان كساني هستند كه خداوند وصف ايشان را در كتاب خود آورده است, آن جا كه مي گويد: كساني هستند كه به غيب ايمان آورده اند و همچنين آنان حزب الله هستند، آگاه باشيد حزب خداوند همان رستگارانند.»





2- اميد





انتظار فرج, از آن جهت مورد تأكيد و توصيه ي اهل بيت (عليهم السلام) قرارگرفته است كه در شيعه ي منتظر, اميد به آينده را پديد مي آورد و همين اميد, نقش بزرگي در زندگي او دارد.


امام علي (عليه السلام) مي فرمايند:


«إنتظروا الفَرج و لا تَيأسوا مِن رَوح الله فإنَّ أحبَّ الاعمال إلي الله عزَّ و جلّ إنتظار الفرج مادامَ عَلَيه المؤمن»؛4 «منتظر فرج (از جانب خدا) باشيد و از رحمت و دست گيري خداوند نااميد نباشيد. همانا دوست داشتني ترين كارها در پيشگاه خداوند عزّوجل انتظار فرج است تا وقتي كه مؤمن اين حالتِ خود را حفظ كند.»


انتظار فرج يعني در گرفتاري ها اميد به رحمت خداوند داشتن؛ هر قدر اعتقاد به توحيد در انسان قوي تر باشد، انتظار فرج در او بيشتر و شديدتر مي شود. به همان اندازه كه يأس از رحمت خداوند، مبغوض ذات مقدسش مي باشد، انتظار فرج، محبوب اوست.


همچنين منتظر به در راه بودن مي انديشد نه رسيدن، و چون اميدوار است، در راه رسيدن به هدف كار مي كند. و هر چه اميدش در اين راه بيشتر باشد يقيناً سعي و تلاشش هم بيشتر خواهد بود، همان گونه كه امام علي (عليه السلام) مي فرمايند:


«كُلُّ مَن رَجا، عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِه»؛5 «هر كس اميد داشته باشد، اين اميد از عمل وي شناخته مي گردد.»





3- اصلاح و خودسازي





شاهد دانستن امام در همه ي امور ـ چه كارهاي پنهاني و چه آشكار ـ سبب مي شود تا منتظر فرج، دست از پا خطا نكند و همواره مسيري را در پيش بگيرد كه به جلب رضاي خاطر امامش، اطمينان حاصل كند. حفظ دين براي اين شخص مهم تر از هر مسأله ي ديگري است و حاضر نيست به هيچ قيمتي و براي رسيدن به هيچ لذتي از كسب خشنودي امامش صرف نظر كند. اين جاست كه پرداختن به تهذيب نفس و شناخت راه هاي آن براي منتظر فرج اهميت ويژه اي پيدا مي كند.


امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند:


«مَن سَرَّه أن يَكُون مِن أصحابِ القائم (عليه السلام) فَلينتَظِرُ وَ ليعمَل بِالوَرَعِ وَ محاسِنَ الأخلَاقِ و هُوَ مُنتَظِر»؛6 «هر كس دوست دارد از ياران قائم (عليه السلام) باشد بايد منتظر باشد و در حال انتظار به پرهيزگاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد.»


امام عصر (عليه السلام) نيز با توجه به ناگهاني بودن امر ظهور همه ي شيعيان را در زمان غيبت به انجام اعمال پسنديده و دوري از اعمال ناپسند فرا خوانده، مي فرمايند:


«فَليَعمَل كُلُّ امرِيءٍ مِنكُم بِما يقرَبُ به مِن مَحَبَّتنا و لِيتَجَنَّب مايُدنيهِ مِن كَراهَتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ أمرَنا بَغتَةً فُجاءَةٌ حينَ لاتَنفَعُهُ تَوبَةٌ و لايُنجيهِ مِن عِقابِنا نَدَمٌ عَلي حَوبَةٍ»؛7 «پس هر يك از شما بايد آن چه را كه موجب دوستي ما مي شود، پيشه ي خود سازد و از هر آن چه موجب خشم و ناخشنودي ما مي گردد، دوري گزيند؛ زيرا امر ما به يكباره و ناگهاني فرا مي رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نمي بخشد.»





4- آماده كردن خود براي پيوستن به امام (عليه السلام)





زندگاني منتظر فرج امام زمان (عليه السلام) با آرزوي ياري كردن امام (عليه السلام) و اميد پيوستن به ايشان شكل مي گيرد و اين نوع زندگي خود از بالاترين فرج ها براي مؤمن منتظر مي باشد. بنابراين او خود را براي نيل به آرزوي بزرگش آماده مي كند. و براي رسيدن به اين مقصود، در قدم اول، رابطه ي خود را با امام (عليه السلام) قوي تر مي سازد. رابطه با امام عصر (عليه السلام) اين است كه انسان خود را ملزم سازد كه در هيچ امري از ايشان فاصله نگيرد و در همه ي امور زندگي با حضرتش اتصال و ارتباط داشته و مقيد به تبعيت از ايشان باشد.


دومين قدم در ايجاد آمادگي براي پيوستن به امام (عليه السلام) اين است كه منتظر، همه ي نيروهاي مادي و معنوي خود را در جهت ياري امام (عليه السلام) و در خدمت برآورده شدن اهداف ايشان قرار دهد.





5- تربيت منتظران راستين





يكي از درخواست هاي منتظران واقعي از خداوند متعال اين است كه:


«و تَجعَلُنا فيها مِن الدُّعاةِ إلي طاعَتِك»؛8 «و در آن حكومت و دولت، ما را از كساني قرار ده كه مردم را به فرمان برداري از تو فرا مي خوانند.»


با كمي تأمل در مفهوم اين دعا در مي يابيم كه بودن جزء دعوت كنندگان به امام عصر (عليه السلام) در دولت ايشان آرزوي هر منتظري است ليكن بايد دانست كه اين امر ميسر نمي گردد مگر اين كه از دعوت كنندگان به حضرت، در دوران غيبت ايشان نيز باشد.


در واقع منتظران واقعي امام عصر (عليه السلام) تنها به آماده كردن خود براي استقبال از ايشان و پيوستن به حضرتش راضي نمي شوند، بلكه خود را موظف مي دانند كه اين آمادگي را در ساير مؤمنان نيز ايجاد كنند و در حقيقت به تربيت منتظران واقعي مي پردازند.


از امام صادق (عليه السلام) در توضيح آيه ي مَن أحياها فَكأنّما أحيا النّاسَ جَمِيعاً9 «هر كه نفسي را حيات بخشد مثل آن است كه همه ي مردم را حيات بخشيده است.»، سؤال شد، فرمودند:


«مَن أَخرَجها مِن ضَلالٍ إلي هُدي، فَكأَنَّما أحياها، وَ مَن أَخرَجَها مِن هُدي إلي ضَلالٍ، فَقَد قَتلَها»؛10 «هر كس انساني را از گمراهي به سوي هدايت نجات دهد، گويي كه او را زنده نموده. و هر كه او را از راه صحيح به گمراهي بكشاند، هر آينه او را كشته است.»






منبع: تنهاراه




1. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 110 .


2. موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، ج 2، ص 411 .


3. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 143 .


4. الخصال، ج 2، ص 616 .


5. نهج البلاغه، خطبه ي 158 .


6. نعماني، غيبت، ص 207 .


7. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 53، ص 176 .


8. مفاتيح الجنان، دعاي افتتاح .


9. مائده (5)، 32 .


10. شيخ كليني، اصول كافي، كتاب الايمان و الكفر، باب احياء المؤمن، ح 1 .