کد مطلب:9693 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:124

آينده جهان در ديدگاه اسلام
مقاله
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ»

الهي انطقني بالهدي والهمني التقوي



بينندگان عزيز بحث را در آستانه نيمه شعبان مي بينيد. بعد از شب قدر بهترين شب، نيمه شعبان است.

يك. دعاي كميلي كه ماه شب جمعه مي خوانيم اصلش براي نيمه شعبان است، فتوكپي اش براي شب جمعه است، اصل دعاي كميل براي نيمه شعبان است دو. سه، بخشي از كارها و مقدرات شب نيمه شعبان انجام مي شود يعني مثل يك چيزي كه طراحي مي شود و بعد برش رويش مي شود و بعد تصويب نهايي مي شود، پيش نويس، كه مي شود از لابلاي بعضي از روايات استفاده كرد كه شبِ نيمه شعبان پيش نويس مقدرات هم هست. كسي اگر بتواند شبِ نيمه شعبان احيا بگيرد، بحمدالله اين هم يك كار خوبي شده كه الان ديگر حتي در دانشگاه ها، دانشگاه تهران كه اينطور است، دانشگاه مركزي تهران نيمه شعبان هم احيا مي گيرند، به خصوص كه شب هاي تابستاني يك چند ساعتي بعد از دوازده صبح است، يعني خيلي احياء اش هم منّتي بر خدا نيست، دو سه ساعت آدم بعد از سحر نخوابد، دوازده خيلي ها بيدار هستند، دو سه ساعت ديگر نخوابند آنوقت مي شود احيا، آنوقت حديث داريم اگر كسي نيمه شعبان را احيا بگيرد فايده اش اين است: آن وقتي كه همه دلها مي ميرند و همه مردم كج فكر مي كنند، ايشان درست فكر مي كند. يعني خدا يك نورانيتي و يك بصيرتي به او مي دهد كه گول جو را نخورد، آنوقتي كه دلها همه مردند اين دلش بيدار است. از بركات نيمه شعبان اين است كه خدا هديه اي داد به ما، حضرت مهدي عليه السلام.

يك وقت يك حديث ديدم كه حضرت مهدي فرمود: من روزي صد بار به شما دعا مي كنم. و داريم كه اگر دعاي ما نبود دشمنان شما را قورت مي دادند.

1- رهبر جهاني، ذخيره خداوند در روي زمين

آمريكا و بعضي ديگر هي مي گويند خاورميانه اي كه ما مي خواهيم، خاورميانه اي كه. . . بايد گفت آقا خودت را معطل نكن، كتاب آسماني ما گفته نه خاورميانه، كره زمين براي مسلمان هاست، يك بار ديگر مي گويم، كره زمين مال مسلمان هاست. خدا هم چيزهايش را ذخيره كرده، يك رهبر ذخيره كرده، امام زمان عليه السلام، يك قانون دست نخورده داريم، قرآني كه يك واوش كم و زياد نشده، كتاب تحريف نشده داريم، قرآن. هم قانونش هست، هم رهبرش. آمادگي اش هم كم كم پيدا مي شود. شما نگاه كنيد يك سيد حسن نصرالله پيدا مي شود، مسيحي مي گويد سيد حسن نصرالله في قلبنا، سني مي گويد في قلبنا، شيعه مي گويد في قلبنا، يعني گاهي يك امام خميني در ايران پيدا مي شود، همه بلوچ و ترك و فارس و عرب و عجم و تمام مردم زن و مرد، با همه تحصيلات و با همه اختلافات فكري و سني و اخلاقي و خصلتي كه دارند، همه دربست مي گويند امام خميني، پس اگر يك سيد حسن نصرالله پيدا شد در لبنان، همه گروه ها دوستش دارند يا يك امام همه ايران، پس مي شود يك رهبري پيدا شود همه مردم با او بيعت كنند. محال نيست، نمونه اش را ديديد. اگر يك شاه حذف شد، پس باقي شاه ها هم مي شود حذف شود. اگر يك گوشه دنيا اموال ناحق مصادره شد، پس مي شود همه اموال ناحق مصادره شود. از قديم گفتند مشت نمونه خروار است. اگر كسي يك سطر نوشت، پيداست سطر دومش را هم مي تواند بنويسد. اگر يك خياطي يك لباس دوخت، پيداست دومي اش را هم مي تواند بدوزد. حالا؛

2- خطر خرافات و بدعت ها در اعتقاد مهدويت

درسهايي از قرآن، من دو تا آيه را برايتان مي گويم كه مربوط به آقا امام زمان عليه السلام است. ما نسبت به امام زمان اول بايد شناخت پيدا كنيم، درست بشناسيم، نمي دانيد چقدر حقه باز پيدا شده. هر چيزي كه درست هست، مصنوعي اش هم درست مي شود. يعني اگر پول صحيح بود دير يا زود پول قلابي هم درست مي شود. هميشه در كنار هر حقي يك مشت باطل هم، كنار هر گلي، خاري است، و كنار هر گياهي علف هرزه ها هم هست. حالا ما مردها كم داشتيم، اخيرا خانم ها چقدر حقه باز شدند. يك خانمي در يك شهري چادر سبز سر مي كند مي گويد من خانمِ امام زمان هستم. البته تقصير نيروهاي انتظامي و وزارت اطلاعاتمان است. اين خانمي كه خانمِ امام زمان است بگيرندش زندانش كنند، بعد شوهرش بيايد آزادش كند. مگر نمي گويي كه من خانم امام زمان هستم، من نمي دانم ديگر زن هاي ما كه ماشاءالله همه تحصيلكرده هستند، اين زن ها ديگر چرا گول مي خورند؟ اگر بناست هر كسي يك چادر سبز سر كند بگويد من خانم امام زمان هستم خوب يك كسي بيايد همه لباس هايش را سبز كند. يك كسي اين كار را كرده بود، ريش هايش را هم سبز كرده بود، گفتند خوب ديگر چرا ريشت را؟ گفت من مي خواهم يك ضرب چهارده معصوم شوم.

در كنار هر حقي باطل هم هست. تشخيص حق و باطل كارِ دقيقي است، بايد مواظب خرافات باشيم، آسيب ها.

3- وعده هاي خداوند براي آينده جهان

موضوع بحث: كره زمين در آينده براي اهل ايمان و عمل صالح است. آيه اش اين است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» النور/55 فكر مي كنم خيلي از اين كلمات را مي دانيد، «وَعَدَ اللَّهُ» يعني چه؟ خدا وعده داده، به كي؟ «الَّذِينَ آمَنُوا» به كساني كه ايمان آوردند، خوب ايمان كافي است؟ نخير، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ». بعضي ها مي گويند دلش پاك باشد، دل پاك كافي نيست، بايد عمل هم صالح باشد. نمي شود گفت آدم خوبي است ولي نماز نمي خواند. آدم خوبي است ولي خمس نمي دهد ولي آدم خوبي است. اه، ما كنار ايمان عمل صالح داريم. سوزنِ بي نخ چيزي نمي دوزد، ايمان خالي هم فايده ندارد. «آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» خدا وعده داده، «آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» چه كند؟

وعده هاي خدا، 1- «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم» يعني اينها را خليفه كند، جانشين كند، «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ» در زمين اينها را جانشين كند. «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» همين طور كه قبل از اينها هم افرادي را خليفه كرده. خوب، ديگر چه؟

وعده 2، «وَلَيُمَكِّنَنَّ» امكانات بدهد به اينها، «وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمْ» كدام دين؟ «الَّذِي ارْتَضَي» آن ديني كه «ارْتَضَي» خدا وعده داده آن ديني را كه از آن راضي است توسعه دهد. ديگر چه؟

وعده 3، «وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ» تبديل كند، جايگزين كند، «مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا» بعد از خوف، بعد از دغدغه و دلهره، «أَمْنًا» اينها را به امنيت برساند، يعني جهان بعد از دلهره تبديل مي شود به جهان امن، خوب جهان كه امن شد چي؟ جهان كه امن شد «يَعْبُدُونَنِي» در سايه امنيت «يَعْبُدُونَنِي» آخر گاهي مي گوييم امن شود بنشينيم فلان گناه را بكنيم، نه، مي گويد امنيت براي بندگي خدا، «يَعْبُدُونَنِي»، «لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا» يعني ديگر شرك، به هيچ نحو شرك در كار نباشد.

خوب؛ سوره نور آيه 55، يك بار ديگر معنا مي كنم، ببينيد برادرها و خواهرهايي كه پاي تلويزيون هستيد، كلماتي كه دست رويشان مي گذارم بلد هستيد، وعده را مي دانيد، الله را مي دانيد، «الَّذِينَ آمَنُوا» النور/55 را مي دانيد، عمل صالح را هم مي دانيد، «أَرْضِ» هم يعني زمين، مي دانيد، دين را هم مي دانيد، خوف را هم مي دانيد، امن را هم مي دانيد، شرك را هم مي دانيد، يعني در هر آيه اي آدم چند تا كلمه اش را با ذهنش آشناست، ترجمه اش اين است: وعده داده خدا به كساني كه اهل ايمان و عمل صالح هستند، سه تا وعده داده، 1- كه اينها را جانشين كند در زمين، يعني حكومت را به اينها بدهد. سابقه هم دارد اين كار، يعني قبلا هم خدا كره زمين را در اختيار خوب ها گذاشته است. خدا وعده داده ديني را كه از آن راضي است گسترش دهد در كره زمين، و خدا وعده داده ترس و دلهره ها تبديل به امنيت شود، سه تا وعده داده، جانشيني، توسعه دين، تبديل خوف به امنيت، اين سه تا وعده. نكته اي كه تا پريشب من بلد نبودم اين است، من اين آيه را نوشتم، تفسيرش را هم نوشتم، اما يك نكته نو گيرم آمده است، اين «كَمَا»، يعني همين طور كه قبلا هم بوده، «مِنْ قَبْلِهِمْ» يعني قبل از اين هم اين كارها شده كه خدا ظالمين را برده، خوب ها را روي كار آورده، مي گويد اين «كَمَا» جايش اينجا چرا نيست؟ بگو اين «كمَا» اينجا باشد، همچين خدا اينطور باشد، ببين اين «كَمَا» را از اينجا برداري، همچين باشد دستم را مي گذارم رويش، خدا وعده داده روي زمين جانشين شويد، دين گسترش پيدا كند، ترس ها امنيت شود، همين طور كه قبلا شده، اين خوب بود كلمه «كَمَا» يعني همين طور كه قبلا هم شده خوب بود آخر باشد، چرا اينجا گفته؟ گرفتي چه مي خواهم بگويم؟ مي خواهد بگويد جانشيني شبيه دارد، قبلا هم بوده، ولي اين دو تا شبيه ندارد، يعني كاري كه زمان امام زمان مي شود مشابه اش در تاريخ نشده، اگر مشابه اش مي شد اين «كَمَا» را همچين مي گفت، مي گفت جانشين مي شويد، دين توسعه پيدا مي كند، ترس ها امنيت مي شود، همين طور كه قبلا شده. اين همين طور كه قبلا شده اينجاست، يعني جانشيني قبلا شده اما گسترش مكتب و حذف نگراني اين قبلا نشده. توانستم بگويم چه مي خواهم بگويم؟

حالا نكاتي كه در اين آيه هست برايتان بگويم. پوست آيه را فهميديم، اما نكاتش.

1- در روايات بسياري از امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليه السلام مي خوانيم مصداق كامل اين آيه روز حكومت حضرت مهدي است.

4- غلبه اسلام بر ساير اديان

خوب، در قرآن بارها به حكومت صالحين تصريح شده، سه مرتبه اين كلمه آمده، «لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ» هم در سوره توبه آيه 33، هم در سوره فتح آيه 28، هم در سوره صف آيه 9، يعني سه مرتبه خدا گفته «لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ» يعني اسلام كره زمين را خواهد گرفت، آمريكا بيخود. . . شتر در خواب بيند پنبه دانه، خاورميانه اي كه ما مي خواهيم، از نيل تا فرات، اين طراحي ها را نكند، اين طراحي ها را نكند. آينده كره زمين براي حضرت مهدي است، چه چشم انداز خوبي، يك جوان اگر بداند كه يك، كره زمين براي اوست، دو، رهبرش معصوم است، سه، خدا رهبرش را حفظ مي كند، قانونش تثبيت شده، رهبرش معصوم است، كره زمين هم با اوست، اصلا اين ايمان چقدر به انسان غرور مي دهد. آخر يك وقت مي گويند پسر كيستي؟ مي گويد من پسر فلاني هستم، خوب يك آدم عادي است، ديگر پزي ندارد، اما مي گويد من، پسر علي ابن ابيطالب هستم، اه؟ من پسر رسول الله، اه؟ بله، دعاي ندبه مي گويد، مي گويد همه تان پدرتان علي و پيغمبر است، (انا و عليٌّ ابوا هذه الامه) من و علي پدر شما هستيم. دخترها اگر بدانند دخترهاي فاطمه زهرا هستند خيلي غرور مي گيردشان، اه، من دختر فاطمه زهرا هستم؟ عجب، اصلا ما پسر ابراهيم هستيم، اه، من پسر حضرت ابراهيم هستم؟ بله، «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ» الحج/78 قرآن مي گويد، مي گويد «أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ»، «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ» يعني مردم شما همه نسل ابراهيم هستيد، پدرتان آدم بود، حضرت آدم، پدرتان نوح بود، پدرتان ابراهيم بود، پدرتان پيغمبر است، انسان اگر بفهمد چه جايگاهي دارد، يك وقت مي گويند پدرت ميمون، دمش رفت و كمرش صاف شد، آخر آدم بفهمد پيغمبر زاده است يا ميمون زاده! اصلا خود اينها، كاري به تئوري اش نداريم كه حق است يا باطل، اگر حق هم باشد آدم هيچ وقت دلش نمي خواهد بفهمد اينجانب محسن قرائتي ميمون زاده هستم، نياكان بزرگوار من ميمون بود، دمش رفت و كمرش صاف شد. مكتب انبيا به انسان غرور مي دهد. مردم، آينده با شماست، آينده باشماست.

5- تحمّل تهمت ها و توهين ها بخاطر خداوند

وقتي آينده با ما است ديگر دردها را هم تحمل مي كنيم، يك مادر وقتي مي فهمد آينده اولاد صالحي دارد ديگر دردِ زائيدن برايش مشكل نيست، مي گويد خوب دردم تمام مي شود عوضش من صاحب فرزند مي شوم، يعني اميد به فرزند دردِ زايمان را براي مادر كم مي كند.

خوب، آيه ديگر، «وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَي» طه/132 عاقبت براي متقين است. خيلي خواستند بهشتي را بشكنند، چه حرفهايي مي زدند، اصلا به ديوارها مي نوشتند بهشتي، بهشتي، طالقاني را تو كشتي، چه تهمت هايي زدند! به علي ابن ابيطالب چقدر تهمت زدند، مي گفتند مگر علي نماز مي خوانده؟ ؟ ؟ عزيزترين آدم ها را گفتند مگر نماز مي خوانده؟ پاكترين آدم ها را بدترين نسبت ها را دادند. به يوسفي كه پاك ترين جوان بود نسبت دادند كه «أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا» يوسف/25 يعني زن عزيز مصر گفت اين نيت بد داشت براي من «أَرَادَ» يعني اراده كرده «بِأَهْلِكَ سُوءًا» نسبت به اهلت اراده سوء داشت، يعني قصد بد داشت، يعني به پاكترين جوان، بدترين تهمت، يوسف، الله اكبر. به پيغمبرها مي گفتند ديوانه، يعني عاقل ترين مردم ديوانه بودند! حالا شما، آقا به من تهمت زدند، بنشين بابا تهمت بزند. بزند تا خسته شود. تهمت بزند كه خسته شود. ما قرآن را قبول داريم، اين قرآن است، اين آيه اي كه مي خوانم آيه قرآن است، ترجمه اش را هم بلد هستيد، «إِنَّ اللَّهَ» الحج/38 يعني بدرستيكه «يُدَافِعُ» يعني دفاع مي كند «عَنْ الَّذِينَ آمَنُوا» خدا از مؤمنين دفاع مي كند هرچه مي خواهند تهمت بزنند، حسين را گفتند خروج كرده، خارجي است، علي نماز نمي خواند، حسين خروج كرده، يوسف قصد زنا دارد نعوذ بالله، بهشتي قاتل است، هرچه مي خواهند بگويند بگويند. مي شود روي زمين صاف يك مرتبه گفت كاهو كاهو، بابا دو سه روز ديگر درمي آيد مي فهميم كاهو نيست، درخت گلابي است. برگش كه درآمد همه شعارها. . . . خيلي. . . . گاهي عصباني مي شوند، يك چيزهايي مي گويند. . . حالا.

يك وقت فيلم مارمولك كه پخش مي شد، دور من را مي گرفتند، آقاي قرائتي، گفتم چيه؟ گفتند آبروي روحانيت را برد، گفتم چرا؟ گفت فيلم مارمولك، گفتم بابا آخوند كه خوب مارمولك كه چيزي نيست، يك نهنگ هم يك آخوند را خورد پس داد. حضرت يونس سوار كشتي شد، كشتي سنگين شد گفتند بايد يكي را بيندازيم توي آب كشتي سبك شود وگرنه غرق مي شويم. قرعه انداختند به نام يونس، يونسِ پيغمبر را انداختند توي دريا، نهنگ قورتش داد، بالاخره «سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنْ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا» الأنبياء/87-88 يك مناجاتي آمد بيرون، يعني نهنگ آخوند را نمي تواند بخورد، حالا مارمولك خورد؟ برو دنبال كارِت. امام حسين را زير سم اسب تكه تكه اش كردند، مگر شد؟ نشد، احمق هستند آنهايي كه حرم عسگري را منفجر مي كنند، فكر مي كنند خوب حالا يك چند كيلو طلا منفجر شد، دوباره مي روند از آن بهترش را مي سازند. يك سيستاني، آيت الله العظمي سيستاني پيدا مي شود، يك استخوان مي شود در گلوي آمريكا، نه مي تواند قورتش دهد، نه مي تواند بالا بياورد. يك مقام معظم رهبري يا امام پيدا مي شود جلوي آمريكا، يك سيد حسن نصرالله جلوي اسرائيل، سه تا سيد، سه منطقه دنيا، سه تا استخوان. نمي دانند چه كار كنند، اينها فكر مي كردند اسرائيل اينقدر كه اسلحه دارد تا شصت سال كسي نمي تواند بگويد بالاي چشمت ابرو است، ديدند نه بالاي چشمت ابرو هست كه هيچ، پيشاني هم هست، كله هم هست، ما كله مي گوئيم. خدا وعده داده كره زمين براي شماست خودتان را آماده كنيد، منتهي اگر مي خواهيد آماده كنيد بايد يك مقدار به سمت عدالت برويد. امام زمان بيايد اين گله گشاد بازي ها نيست، حديث داريم هركه منتظر امام زمان است خودش را آماده كند براي زندگي ساده. اين تبعيض هايي كه الان هست، امام زمان همه را برمي دارد، خودتان را آماده كنيد، زمينه فراهم شود.

خوب؛ قرطبي از مفسرين اهل سنت است مي فرمايد كه در تفسير خودش رواياتي نقل مي كند چند حديث مي آورد. مي گويد در زمين خانه اي نيست مگر اينكه اسلام در آن خانه وارد مي شود.

6- حاكميت دين مورد رضايت خدا

خوب؛ ضمنا اين اسلامي كه كره زمين مي گيرد كدام اسلام است؟ آخر الان مسلمان ها چند تا فرقه هستند، كدام فرقه هاي اسلام كره زمين را خواهد گرفت؟ اين را هم يك توضيح بدهم و رد شوم. اميرالمؤمنين وقتي در غدير خم نصب شد خدا فرمود امروز كه علي معرفي شد، «وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا» المائدة/3 اين آيه براي غديرخم است، يعني امروز اسلام را به عنوان يك دين راضي هستم، يعني حالا شد اسلامي كه من مي خواهم، اسلامي كه من مي خواهم اسلامي است كه رهبرش علي ابن ابيطالب باشد، پس اينجا يك «رَضِيتُ» داريم، يك دين هم داريم، ديني كه «رَضِيتُ» راضي هستم، ديني است كه علي ابن ابيطالب باشد. شد؟ اينجا هم مي گويد «دِينَهُمْ الَّذِي ارْتَضَي»، «ارْتَضَي» همان «رَضِيتُ»، «رَضِيتُ»، «ارْتَضَي»، «دِينَ» هم همان «دِينَ» است، يعني آن ديني كه خدا «وَعَدَ»، ديني كه خدا وعده داده كره زمين را بگيرد، آن ديني است كه از آن راضي است، آن ديني كه از آن راضي است دين غديرخم است چون در غديرخم گفت «دين»، «رَضِيتُ» اينجا هم مي گويد «دين»، «ارْتَضَي»، «دين»، «رَضِيتُ» اينها ريشه هايش يكي است.

خوب؛ حالا؛ اسلام دين آينده جهان است، به محرومين بايد اميد داد، ايمان خالي كافي نيست، عمل صالح لازم است.

يك جمله هم بگويم براي نيروهاي مسلح، نيروي انتظامي، بسيج، ارتش، مرزبان ها، سپاه، همه نيروهاي مسلح، يك خبر خوشحالي بدهم هم به خودشان هم به خانم هايشان و بچه هايشان، كسي كه مسئول امنيت شود در همه عبادت ها شريك است، يعني الان من و شما نشسته ايم حديث مي خوانيم، اگر مملكت امن نباشد نمي شود حديث خواند، چند ميليون مي روند دانشگاه، دبيرستان، مملكت امن نباشد نمي شود درس خواند. كشاورزي، تا امنيت نباشد عبادت نمي شود، ولذا قرآن گفته «أَمْنًا» بعد مي گويد «يَعْبُدُونَنِي» يعني عبادت بعد از امنيت است. كساني كه شغلشان در نيروهاي مسلح مسئول امنيت هستند، تو كه امنيت برقرار كردي در همه عبادت هاي مردم شريك هستي. چون قرآن گفته «أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي» النور/55 يعني عبادت در سايه امنيت است. در امنيت، «أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي». بعد مي گويد «لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا» مي گويد مشرك است، شرك چي است؟ شرك اين است كه آدم سراغ غير خدا برود. حدود دويست مرتبه در قرآن «دُونِ اللَّهِ» البقرة/23 و «دُونِهِ» النساء/117 است. «دُونِ اللَّهِ» و «دُونِهِ» يعني به غيرِ خدا تكيه نكنيد. خانم درسَت را بخوان، اما نگو من ليسانس بگيرم عوضش داماد خوب، داماد دكتر برايم مي آيد، اينقدر فوق ليسانس داريم منتظر شوهر ديپلم است و باز هم داماد پيدا نمي شود. نيست داماد. درس را براي درس بخوان. نه، من اگر بچه ام دانشگاه برود حتما سعادتمند مي شود. آنقدر آدم داريم دانشمند شد و هزار و يك مشكل دارد. درس خوب است، دانشگاه خوب است، اما دانشگاه و درس را جاي خدا قرار ندهيد. بگوييد درس من را نجات مي دهد، درس به من عزت دارد، قدرت به من عزت داد. آدم هست آنقدر قدرت دارد فحشش مي دهند، درس هم خوانده گرسنگي مي خورد، يك جايي هم مثلا ممكن است طويله حيوان بوده حالا باشگاه نمي دانم چي شده، آغل بوده، بز در آن مي كردند، حالا زمينش متري چقدر شده است. پس گاهي جاي يك بز گران مي شود، گاهي خانه يك تحصيلكرده ارازن مي شود. درس خوب است، درس خوب است، درس خوب است، اما درس را به جاي خدا قرار ندهيم.

الهي، چون بحث ماه شعبان پخش مي شود اين جمله را بگويم، در مناجات شعبانيه، خدا رحمت كند امام را، خيلي سفارش مناجات شعبانيه را مي كرد، يكي از جملات مناجات شعبانيه اين است: (الهي) خدايا(بيدك) به دست تو، (لا بيد غيرك) نه به دست غير تو، (زيادتي) زيادي من(و نقصي) يعني خدايا اگر من زياد مي شوم و يا كم مي شوم دست تو است. دست مدرك نيست، دست اينكه مهريه ام بايد اينقدر باشد نيست، خيلي دخترها فكر مي كنند مهريه اش بايد سنگين باشد، ارزششان بالاست، و همان مهريه سنگين قاتل جانشان مي شود. بگو خدايا همسري به من بده از بندگان صالح تو، زندگيمان خوب باشد. بگو اي خدا يك همسر مي خواهم قدش يك و هشتاد و دو سانت باشد، با ماشين ب. ام. و بيايد برويم ماه عسل كنار دريا، يك وقت مي بيني همسر همان كيلويي كه تو گفتي پيدا مي شود، هيكلش هم چنان، تحصيلاتش هم چنين و ماشين هم پيدا مي شود ولي رزقت نيست، يعني چه؟ يعني كام نمي گيري، خوش به تو نمي گذرد. بگو خدايا خوشي مي خواهم، چه كار داري چه كاره است؟ يك فقير مي گفت بده در راه خدا، شب جمعه است، گفتم آقا دوشنبه است، گفت من چه كار دارم به شب جمعه، دوشنبه؟ پول مي خواهم. گفتم خيلي خوب بيا. . . . حالا شما چه كار داري به اينكه توي ازدواج گير مي دهي، توي ازدواج گير ندهيد، درس بخوانيد، جدي هم به سمت دانشگاه برويد، به سمت حوزه هم برويد، نيست اينطور كه شما مي گوييد. «دُونِ اللَّهِ» شرك است، به هر حال.

7- صالحان، وارثان آينده جهان

آيه ديگر هم هست كه نوشته بودم، خلاصه اش، ديگر وقت تمام شده، اشاره مي كنند وقت تمام شده، «أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» الأنبياء/105، «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ»، «زَّبُورِ» يعني نوشته، (كل شيء فعلوه بالزبر)، (زبر) يعني نوشته، «لقد كتبنا في الزبور» يا زبور داوود، يا در همه نوشته ها، نوشتيم كه چي؟ «اَرْضَ» يعني زمين «يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» بندگان صالح وارث هستند، بندگان صالح يعني بندگان صلاحيت دار، ممكن است كسي نماز شب هم بخواند، دو ليتر هم گريه كند اما صلاحيت براي مسئوليت ندارد. نمي گويد(عبادي المتهجدون) نماز شب خوان ها حكومت را مي گيرند، هيچي نگفته، مي گويد «عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» يعني بايد براي هر مسئوليتي صلاحيت داشته باشد. ممكن است همه كمالي را دارد، اما براي اين پست صلاحيت ندارد، صلاحيت. اين خودش از آيات مديريتي است. صلاحيت خلباني، صلاحيت رانندگي، صلاحيت رهبري، صلاحيت مرجعيت، صلاحيت مديركلي، سفير، وكيل، رئيس جمهور، بايد صلاحيت داشته باشد. يك نفر آمده بود خودش را كانديدا كند براي رئيس جمهوري، اصلا ربطي نداشت، همين طور كيلويي. . . با او مصاحبه كردند كه شما به خانمت گفتي كه من مي روم اسمم را بنويسم براي رئيس جمهوري؟ گفت بله، گفت به بچه ها و داماد و عروست؟ گفت بله، گفت چه كردند؟ گفت همه به من خنديدند. آخر مي دانيد يك كسي آنقدر حرف است كه زن و بچه اش هم به او. . . بابا «عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» صلاحيت بايد داشته باشي. ممكن است مدرك علمي اش هم بالا باشد، صلاحيت نداشته باشد. خود بنده در كلاسداري قوي هستم ولي روز عاشورا كم مي آورم، من روز عاشورا مثل يهودي ها در خانه مي نشينم. بابا مداحي صلاحيت مي خواهد، روضه خواني صلاحيت مي خواهد. كباب بلد نباشي گوشت مي افتد در آتش. آن خطي كه در خيابان مي كشد نيروي انتظامي صلاحيت مي خواهد، هر پليسي نمي تواند خط بكشد، يعني خط صاف هم. . . اين دندان ما يازده رقم دكتر متخصص دارد، من باور نمي كردم، گفتم يازده؟ گفت بله، يازده رشته تخصص روي يك دندان كار مي كنند، حالا وقتي يك دندان يازده تا تخصص مي خواهد، همين طور خدا حكومت را بدهد به آدمهاي چي چي! مگر مي شود. نه آقا امام زمان بيايد من رئيس جمهور تانزانيا مي شوم، چرا؟ چون نماز شبم ترك نشده. نگفته به نماز شب خوان ها، به آدمهاي «صَّالِحُونَ» يعني صلاحيت دارد، مخش، سعه صدرش، روحش، فكرش، تدبيرش، برنامه ريزي اش. حالا؛

خدايا، ما منتظر امام زمان هستيم، به آبروي امام زمان ظهورش را نزديك كن. (الهي آمين) به ما لياقت نشان بده كه آقا را ببينيم. (الهي آمين) قلبش را از ما راضي كن. (الهي آمين) يارانش را ياري كن. (الهي آمين)

اين آخر، بعضي ها چهل تا شب جمعه مي روند جمكران، يا فلان دعا را مي خوانند، هي مي گويند امام زمان را مي خواهيم ببينيم، مي آيد مشهد، مي رود كربلا، مي آيد عمره، آقا من چه كنم امام زمان را ببينم؟ برو دنبال كارِت، امام زمان نگفته مرا ببين، گفته زماني كه من نيستم ببين مرجع تقليد چه مي گويد، زماني كه من نيستم گوش به حرف مرجع تقليد بده، ديدن امام زمان يك ارزش است اما ما وظيفه نداريم كار و كاسبي مان را وِل كنيم برويم آقا را ببينيم، ما وظيفه مان است هرچه آقا گفته گوش كنيم. آنقدر آدم امام خميني را ديد و امام از دستش راضي نبود، و آنقدر افرادي هستند امام را نديدند ولي امام فرمود رهبر من همان پسر سيزده ساله است كه. . . . يعني گاهي نديده امام از او راضي است، گاهي دائما هم امام را مي بيني ولي از دست تو راضي نيست. ديدنِ امام ارزش است، اما معنايش اين نيست كه ما كار و كاسبي مان را وِل كنيم هي بخواهيم امام زمان را. . . . بيا ببينم تو كه مي خواهي امام زمان را ببيني گوش به حرفش دادي؟ خمس دادي يا نه؟ خمس كه ندادم، خوب پس مالش را كه خوردي. نماز جمعه مي روي يا نه؟ نماز جمعه هم حالا شد مي روم، ايام هشت سال جنگ بود در جبهه رفتي؟ والا نمي شود ما امام زمان را ببينيم. آن كه وظيفه ما است، سه تا وظيفه داريم، 1- معرفت، شناخت 2- مودت، 3- اطاعت. وظيفه ما اينهاست. شناخت، عشق، اطاعت، البته رؤيت امام زمان هم. . .

خدايا چشم ما را به جمالش روشن بفرما. (الهي آمين) اما بالاتر از ديدن، معرفت امام، مودّت امام، اطاعت امام را روز به روز در ما شعله ورتر بفرما.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته