مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:22504 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

چگونه عاشق شويم و به وصال معشوق حقيقي برسيم؟
دمي موجودي است شيفته محبت كردن و محبت ديدن. البته به مقتضاي سن، روزي به سينه مادر عشق مي ورزد و روزي به اسباب بازي و روز ديگر به هنر و ... در حقيقت به هر مقدار كه رشد عقلاني و رواني فرد كامل گردد، عشق ورزي او نيز متحول شده و به فراز بالاتري صعود خواهد كرد، البته اين تمايل در همه افراد يكسان نيست؛ برخي در همان سطح ابتدايي باقي مي مانند و برخي نيز صعود را ادامه مي دهند. شما در سطوري از نامه خود در توصيه اين تلاطم و دغدغه ها مانده ايد، ولي همه اينها در نظام تكاملي انسان معنادار و هدفدار است. جاذبه ها و كشش هاي مختلف حيات جملگي براي به حركت درآوردن آدمي است تا او وارد صحنه عمل شود و در اين سير از «بودن» به «شدن» برسد. گرچه برخي در همين جاذبه ها مي مانند و حركتي به جانب بالا نمي كنند؛ ولي برخي نيز خسته دل در تمناي محبتي عميقند و تا آن را در نيابند آرام نمي شوند. آري فرزندم: {Hالمجاز قنطرة الحقيقه H}؛ {Mمجاز پل حقيقت است M}. دل باختگي هاي گذراي زندگي، پلي است تا آدمي ظرفيت دل باختن به حقيقت هستي را دريابد و آن گاه است كه آرام خواهد گرفت: {H{/Bأَلا بِذِكْرِ اَللَّهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ {w8-12w}{I13:28I}/}H}. نظامي گنجوي در پايان ماجراي ليلي و مجنون سخن حكيمانه اي را آورده كه در واقع تمام داستان را براي همين نكته سروده است. گويد: وقتي ليلي در بستر مرگ افتاد وصيتي براي مجنون به مادر خود كرد و گفت: به او بگو عاشق چيزي باش كه جاودان و ماندگار است، نه شيفته و دلباخته كسي چون من كه هيچ چيزش در اختيار خود نمي باشد و همواره در معرض مرگ و زوال و دستخوش تحوّل و بي قراري است. به گفته اقبال لاهوري : {Sنعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد# حسن لرزيد كه صاحب نظري پيدا شدS} و به گفته حافظ : {Sيك قصه بيش نيست غم عشق وين عجب # كز هر زبان كه مي شنوم نامكررست S} {Sعرضه كردم دو جهان بر دل كار افتاده # به جز از عشق تو باقي همه فاني دانست S} {Sسلطان ازل گنج غم عشق به ما داد# تا روي در اين منزل ويرانه نهاديم S} {Sاي دل مباش يكدم خالي زعشق و مستي # وانگه برو كه رستي از نيستي و هستي S}و بالاخره : {Sبا مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي # تا بي خبر بميرد در درد خودپرستي S} {Sعاشق شو ارنه روزي كار جهان سرآيد# ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستي S} {Sقلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گويد باز# وراي حد تقريرست شرح آرزومندي S} جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه ها ر.ك: 1- اسرار الصلوة،ميرزا جواد ملكي تبريزي 2- المراقبات،ميرزا جواد ملكي تبريزي 3- در آسمان معرفت،حسن زاده آملي 4- نامه ها و برنامه ها،حسن زاده آملي 5- خودشناسي براي خودسازي،مصباح يزدي

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.