مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:23733 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

حيات معقول داراي چه ويژگيهايي مي باشد؟
حيات معقول داراي مختصات زير است:
1. شناخت حيات به عنوان يك جلوه بسيار عالي از حقيقتي رو به كمال.
2. هشياري همه جانبه درباره ارزشها و امتيازات عالي كه حيات در تحرك به سوي كمال به دست مي آورد.
3. دريافت وحدتي معقول در اصول بنيادين حيات همه انسانها. اين وحدت با پيشرفت تكاملي آدميان در راه هدف اعلاي زندگي، شديدتر و غير قابل تجزيه تر ميگردد. تا آنجا كه همگي اعضاي يك پيكري مي شوند كه يك روح آنان را به شعاع جاذبه الهي متصل مي نمايد.
4. انسانـها با به دست آوردن «حيـات معقول» گام به ما فوق زمـان و قطعات آن گذاشته و وارد آستانه ابديت مي گردند. مرگ براي آنان به معناي فنا نيست، بلكه انتقال از نوعي حيات به نوعي ديگر، يا انتقال از حيات جاري در سطح طبيعت، به حيات پشت پرده آن ميباشد. اين است معناي آيه شريفه كه مي گويد:
«وَ لا تَحسَبَنَ الَذينَ قُتِلوُا فِي سَبيلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحياءُ عِندَ رَبِهِم يُرزَقوُن».آل عمران/169
[و گمان مبر كه آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مردگاني هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند].
اين جريان در ابيات مولوي چنين آمده است:
از جمـادي مـردم و نامـي شـدم
و ز نمــا مـردم ز حـيـوان سـر زدم

مـردم از حـيـوانـي و آدم شــدم
پس چه ترسم كي ز مردن كم شدم

جـمـله ديـگر بـمـيـرم از بـشـر
تـا بـر آرم از مـلائــك بـال و پــر

از ملـك هم بـايدم جستن ز جـو
ج كـل شـيـئـي هـالـك الا وجــهـه
جج
بـار ديـگر از مـلـك پـران شـوم
آنـچـه آن در وهـم نـايـد آن شـوم
ج
پس عدم گردم عدم چون ارغنـون
گـويــدم انــا الــيــه راجــعــون

ملاحظه مي شود كه ميگويد: كي ز مردن كم شدم يعني از هنگام ورود به آستانه حيات معقول فنا و زوالي در كار نيست، و مي‎گويد: از ملك هم بايدم جستن از جو يعني سپري كردن مرحله فرشتگي نيز به معناي مردن نيست، بلكه جسـتن ازجو است كه با نيروي حيات معقول صورت مي‎گيرد. و مي‎گويد: بار ديگر از ملك پران شوم پريدن عبـارتست ازپـرواز و اوج گرفتـن نه فنا و مـردن. ميگويد: پس عدم گردم عدم چون ارغنون يعني نيستي نهائي من نيستي آهنگي است كه از نواختن ارغنون بوجود مي‎آيد، و داراي هستي نيست نما است. با توجه به مختص چهارم ثابت ميشود كه شهادت يكي از اطوار و احوال يا اوصاف حيات معقول است، نه نوعي از مرگ.

ترجمه و تفسير نهج‎البلاغه ج 6
آية الله محمدتقي جعفري

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.