مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:23751 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

چگونه واز چه طريقي به خودشناسي برسيم؟
دوست عزيزم : براي رسيدن به خودشناسي بهترين راه مراجعه به گفته هاي پيشوايان ديني است چراكه ايشان رهبران آسماني ما هستند وبخاطرارتباطي كه با خالق وآفريننده موجودات هستي دارند بهتر از هر كسي به معرفي انسان وراه رش وصلاح او مي پردازند.
از منابع ديني چنين استفاده مي شود كه در باطن آدمي دو نيروي عظيم ودو قدرت مؤثر وجود دارد يكي عقل وديگري احساسات . عقل واحساس دو عامل مؤثر در اداره زندگي بشر و دو نيروي مهم در تأمين خوشبختي وسعادت انسان است . وجود هريك از اين دو عامل در جاي خود ضروري ولازم است . عقل واحساس به اعتبار نوع فعاليت وخصوصيات مربوط به خود از جهات متعدد بايكديگر متفاوتند.
عقل سرچشمه دانش بشري وكانون دقت و تعقل است . عقل همواره براساس منطق واستدلال تكيه مي كند ودرباره مسائل مختلف با محاسبه وسنجش صحيح قضاوت مي نمايد ولي احساس با منطق و استدلال سروكار ندارد وعاطفه به علم ومحاسبه متوجه نيست ،بلكه هدف انگيزه هاي احساساتي وكشش هاي عاطفي ،تنها ايجاد هيجان ورسيدن به نتيجه مطلوب است ،خواه آن نتيجه مطابق منطق ومصلحت باشد وخواه خلاف استدلال ومصلحت .
عقل بمنزله چراغ روشن وپر فروغي است كه تاريكيهاي زندگي را روشن مي كند ودر پرتو نورخود ، راه را از بيراه .صلاح را از فساد تشخيص ميدهد. ولي پيمودن راه خير وشر به فرمان احساسات است . اين تمايل عاطفي وخواهش نفساني است كه آدمي را به حركت وفعاليت وا مي دارد . گاهي ار عقل پيروي مي كند وبه راه خير وصلاح مي رود وگاهي مخالفت مي ورزد ودر راه شر وخطر قدم مي گذارد.
عقل سرمايه سيادت وقدرت بشر در كره زمين است . آدمي با نيروي عقل به رموز كتاب آفرينش پي مي برد و مواليد طبيعت را مسخر ومطيع خود مي سازد وبرهم آنها حكومت مي كند ولي عقل مانند عدل وعلم ، خشك و سرد وبي مهر است وهرگز به زندگي بشر نور وحرارت نمي بخشد ومايه جذب وبهم آميختگي مردم نمي شود. برعكس عاطفه واحساس سرشار از وجد ونشاط ، شور و سرور ، مهر و محبت و جنبش وحركت است . عاطفه واحساس است كه بازار زندگي را گرم و لذت بخش ميكند،كشش عاطفي است كه مردم را به هم پيوند ميدهد وزندگي را مطلوب ودلنشين مي سازد . (1)
« آنچه انسان را به عمل وامي دارد عقيده است نه منطق ، عقل نمي تواند به ما نيروي زيستن بر وفق طبيعت اشياء بدهد، فقط به روشن كردن راه قناعت مي كند وهرگز ما را به جلو نميراند.
رفتار متفكران صرف ،در زندگي ، شبيه به افليج هايي است كه براي يك مسابقه دو حاضر شده اند ، مقصد را به خوبي مي بينند ولي قادر نيستند كه از جاي خود بجنبند. ما بر مواقعي كه پيش داريم فائق نخواهيم شد مگر آنكه از عمق روح ما موجي از عواطف سر بالا بكشد .» (2)
علاوه براينها عقل حجت الهي وهادي بشر است ، عقل راهنماي حقيقي است .كه مردم را به حق وحقيقت دعوت مي كند . عقل همنشين دانايي است كه هرگز در مشورت خيانت نمي كند . پيروي از عقل ، باعث خوشبختي وسعادت ومخالفتش مايه تيره روزي وبدبختي بشر است . اولياء گرامي اسلام اين حقيقت را با عبارات مختلفي بيان كرده وپاكي عقل را به پيروان خود خاطر نشان نموده اند. رسول اكرم (ص) فرموده است : همه خوبيها ونيكيها بوسيله عقل نصيب بشر مي شود. (3)
ودر مقابل ، مهرو محبت ها ،علاقه وعشقها ، اغماض وگذشتها ،عفو وبخششها ،جانبازي وفداكاريها ، دستگيري ويتيم نوازيها و خلاصه دهها صفت عاليه انساني از عواطف واحساسات سرچشمه مي گيرند.
جنايت وآدم كشيها ،خيانت ودزديها ،خشم وانتقامجوئيها ،ايذاء وستمگريها ،هتك واهانتها ،چپاول و غارتها ،تخريب و آتش سوزيها ، غرور وخود پسنديها ،تكبر ونخوتها ودهها سيئات اخلاقي و صفات غير انساني نيز از عواطف واحساسات پديد مي آيند.
ريشه هاي اصلي وبذرهاي اساسي تمايلات غريزي وخواهشهاي عاطفي ،در نهاد فرزندان بشر از روز ولادت به صورت استعدادهاي فطري وجود دارد.
كودك در ابتدا گرسنگي ودرد را احساس مي كند، پس از چندي لبخند مي زند،بااشخاص انس مي گيرد ،از ديدن بعضي شاد ميشود ونسبت به بعضي ابراز بي ميلي و آزردگي مي كند ، اگر نازش را بكشند خشنود مي شود ولذت مي برد واگر به وي تندي كنند ناراحت ميشود ، قهر مي كند وباگريه خود را به دامن مادر مي افكند.
چندي نمي گذرد كه حالت خشم وترس نيز در وي پيدا ميشود ،همچنين نسبت به بعضي كودكان حسد مي برد ودرباره بعضي ابراز مهر ومحبت ميكند. كم كم انگيزه تملك وحس جمال در وي ظاهر ميشود واز اشياء رنگين ولباس زيبا خشنود مي گردد ،سپس در محيط خانواده يا در بازيهاي دستجمعي حس تشخص طلبي وتمايل به ستيزه جويي از خود نشان ميدهد وخلاصه هرچه رشدش زيادتر شود ونيروي دركش قويتر مي گردد عواطف واحساساتش افزايش مي يابد.
تمايلات عاطفي وخواهشهاي نفساني در مزاج كودكان همچنان به رشد وشكفتگي خود ادامه مي دهند وپيوسته پيشروي مي كنند تا دوران بلوغ وجواني برسد ،در آن موقع غرائز طبيعي به خوبي شكفته مي شوند وهمه استعدادهاي عاطفي به فعليت مي رسند . احساسات عاطفي در مزاج جوانان باسرعت وشدت ، بسط وتوسعه پيدا مي كنند و سراپايوجود آنانرا فرا مي گيرند.
خداوند حكيم به منظور صيانت ذات وتأمين شئون مختلف زندگي بشر وحفظ حيات فردي ونوعي انسان غرائز وتمايلاتي را درنهاد آدميان به وديعه گذارده است ، وجود هريك از آن غرائز وخواهشهاي عاطفي در جاي خود ضروري ولازم است.
اگر غرائز به خوبي تعديل گردند واز سركشي وطغيانشان جلوگيري شود ،اگر عواطف واحساسات هريك با اندازه گيري صحيح ودرجاي مناسب خود اعمال شوند ،موجب خوشبختي وكمال بشر ومايه سعادت فرد واجتماع خواهند بود . برعكس اگر غرائز واحساسات مهار نشوند ، اگر آزادانه وبدون قيد وشرط اعمال شوند اگر در مسير سركشي وهيجانهاي نابجا قرا گيرند ، آدمي را به جرائم وجنايات عظيمي واميدارد وانسان را از هر درنده اي خونخوارتر وازهر گزنده اي خطرناكتر خواهند ساخت. اولياء گرامي اسلام درچهارده قرن قبل اين حقيقت مهم رواني را خاطرنشان فرموده اند وروانشناسان نيز صريحاً به آن اعتراف دارند.
حضرت علي (ع) مي فرمايند: شرو بدي بطور طبيعي در سرشت هر انساني وجود دارد ، اگر آدمي برآن غلبه كند وطبع سركش خود را مهار نمايد ، تمايلات بد ومخرب در پس پرده پنهان خواهند ماند واگر بر طبيعت خود غلبه نكند وبه مهار كردن تمايلات نارواي خويش نائل نگردد ، شرور وخطرات آشكار خواهند شد. (4)
ونيز فرموده است : باسعي ومجاهده ، فضائل اخلاقي را به نفس سركش خود تحميل كن وبرخلاف ميل ورغبتش اورا به پاكي ونيكي وادار نما ، زيرا خواهش طبيعي و رغبت نفساني بشر ، به شهوات ناروا ورذائل اخلاق است وقبول فضائل وملكات پاك برخلاف تمايلات فطري نفس است.
« به نظر ديدرو ، دانشمند فرانسوي ، همه بچه ها اساساًجاني هستند واين از اقبال خوش ماست كه نيروي جسماني آنها بقدري محدود مي باشد كه نمي گذارد نيروي مخرب خود رادر خارج وعليه ما بكار برند.»(5)
« دكتر اوستاس چر مي گويد: درباطن هريك از ما يك نفس بد وشرور وجود دارد كه ما مي تواينم باكسب دانش وتربيت صحيح آنرا تحت فرمان واختيار درآوريم ، اگر چه گاهي در شرايط غيرعادي مثلاًهنگام جنگ يا قحطي اين نفس سركش دوباره آزاد ميشود.»(6)
آنانكه برهواي نفس وتمايلات غريزي خود تسلط دارند ، كسانيكه عواطف واحساسات خويش رادر تحت فرمانروايي عقل به مقدار لازم ودر جاي شايسته بكار برند انسان واقعي هستند واز سعادت وخوشبختي بشري برخوردارند واصولاً برنامه اصلي پيامبران نيز راههاي پيروزي وحاكميت عقل براحساسات وغلبه برخواهشهاي نارواي نفساني است (7)
رسول اكرم (ص) مي فرمايند :نيرومندترين مردم كساني هستند كه برتمايلات نفساني خود پيروز شوند وآنها را مطيع ومسخر منطق عقل خويشتن سازند. (8)
همچنين فرمودند :هيچيك از شما نيست مگر آنكه در باطن خود شيطاني دارد ،عرض كردند آيا براي شما هم شيطاني است ؟فرمود : بلي براي من هم ،جز آنكه خداوند مرا ياري كرده وشيطانم تسليم من شده است وغير از نيكي وخير از من خواهش نمي كند. (9)
منابع ومآخذ
1- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقاي فلسفي ، ص238- 239.
2- راه و ريم زندگي ، ص113.
3- تحف العقول ، ص54.
4- غررالحكم ، ص105.
5- عقل كامل ،ص13.
6- رشد وزندگي ، ص136.
7- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقاي فلسفي ، ص243-247 (باحذف)
8- مستدرك 2 ، ص345.
9- محجه البيضاء 5 ، ص49.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.