مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24181 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

1- روشهاي بالا بردن عزت نفس چيست ؟
عزت نفس براي همه مردم در كليه شئون زندگي فردي و اجتماعي , مادي و معنوي و همچنين در تمام ادوار حيات از دوران كودكي و جواني تا ايام ميانسالي و پيري يكي از اركان اساسي خوشبختي و سعادت است . خانوادهائيكه اعضاء آن با عزت نفس و شرافت اخلاقي خو گرفته اند و به پستي و فرومايگي آلوده نشده اند از بسياري گناهان و پليديهاي اخلاقي كه منشاء فساد و تيره روزي است منزه و مبري هستند .
كشوريكه افراد آن با عزت نفس بار آمده اند و در نظر مردم و حكومت , شرافت اخلاقي مهم و لازم الرعايه شناخته شده است. دروغ و تملق گويي , دزدي و رشوه خواري , خدعه و فريب كاري و خلاصه بسياري از گناهان و ناپاكيهاي اخلاقي در آن كشور راه ندارد . عزت نفس و شرافت دوستي خود بخود مردم را به راه وظيفه شناسي سوق مي دهد و از اعمال ضد اخلاقي بر حذر شان ميدارد.
علي « عليه السلام » فرمود است : «كسيكه نفس شرافتمند و با عزت دارد هرگز آنرا با پليدي گناه , خوار و پست نخواهد ساخت .
« غرر الحكم , ص 677 »
تربيت صحيح اطفال و پرورش صفات پسنديده در نهاد آنان يكي از وظايف اسلامي و اجتماعي پدران و مادران است. والدين مكلفند فرزندان خويش را به پاكي و نيكي تربيت كنند و عملا آنها را افرادي شايسته و با فضليت بار آورند .
اگر پدر و مادر و ساير اعضاء خانواده , خود داراي عزت نفس و شرافت اخلاقي باشند و اين خوي پسنديده را همراه در تماس با هم مورد توجه قرار دهند. اگر از كارهاي پست و سخنان موهن بپرهيزند و عملا شخصيت يكديگر را محترم شمارند طبعا كودكاني كه در آن خانواده تربيت مي شوند . «عزيز النفس » بار مي آيند و به شرافت اخلاقي خود اهميت مي دهند .
در چنين خانواده اي پرورش صحيح اطفال و وادار داشتن آنها به انجام وظايف اخلاقي و اجرا ء برنامه هاي ديني و علمي دشورا نيست. زيرا كودكان درك مي كنند كه تجاوز به حقوق ديگران و سر پيچي از انجام وظايف به حيثيتشان لطمه ميزند و شرافت آنان را كه مايه محبوبيت خانوادگي است, لكه دار مي سازد .
اگر پدر و مادر و ساير اعضاء خانواده خود «في النفسه » زبون باشند و شرافت اخلاقي به نظر شان ارزنده و مهم نيايد قهرا فرزندانشان در آن محيط فاسد زبون و فرومايه بار مي آيند و به پستي اخلاقي خو مي گيرند در چنين خانواده اي علاوه بر آنكه تمايل فطري عزت نفس در نهاد كودكان سركوب مي شود پرورش ساير فضايل اخلاقي و ملكات انساني نيز در آنان بسي دشوار و مشكل خواهد بود .
كودكان مانند بزرگسالان به شرافت , معنوي و شخصيت خودعلاقه دارند والدين و مربيان اگر بخواهد به كودكان دستور العملي بدهند, يا در محيط خانواده مراتب قدرت خود را اثبات كنند. بايد مراعات شرافت كودكان را بنمايند و طوري رفتار كنند كه «عزت نفس» اطفال مجروع نشود و شخصيتشان سركوب نگردد. ( 1)
ويل دورانت مي گويد : هر امر و فرماني كه مي دهيم اسلحه دفاعي طرف مقابل را به حركت در مي آوريم اگر خواهش كني خواهشت بر آورده ميشود و اگر فرمان دهي رد خواهد شد با كودك خوش رفتاري كن تا مهر و اعتقاد او را جلب كني و در اين صورت است كه خواهش و پيشنهادات از امر و نهيت گيرا تر خواهد بود .
از جمله محيطهاي ديگري كه توجه به عزت نفس در آنجا كار ساز است محيط آموزشگاه است . توجه اولياء مدارس به عزت نفس و شرافت انساني محصلين و احترام به شخصيت آنان از عوامل مهم و يادگيري و بافت پيشرفت برنامه ي تحصيلي در همه آموزشگاهها ابتدايي و متوسط و عالي است .
چنانكه اهانت به شخصيت محصلين درهم شكستن عزت نفسشان باعث دلسردي در تحصيل و احيانا مايه عصيان و طغيان آنان خواهد شد .
مدرسه ممكن است كودكي را چنان به دانش علاقه مندكند كه همه عمر خود را وقف دانش اندوزي نمايد. و نيز ممكن است حتي كودك مستعدي را از كسب دانش بيزار كند. ( 3)
اگر رئيس مدرسه و معلمين كلاسها افرادي خود پسند و مغرور و خشن و بد زبان باشند و محصلين را باديد پستي و حقارت بنگرند و با كلمات زننده و يأس آور آنان را مورد اهانت و تمسخر قرار دهند. محيط مدرسه براي عموم محصلين وهن و ذلت بار خواهد بود . درچنين شرايط جانكاه و شكننده دانش آموزان همواره ناراحت و خشمگين هستند. علاوه بر آنكه خوب درس نمي خوانند ممكن است براي انتقامجويي به كارهاي خطر ناكي دست بزنند . در آموزشگاه كه شخصيت و شرافت تمام محصلين مورد احترام اولياء مدرسه است و همه دانش آموزان از جهت عزت نفس و شرافت معنوي احساس ايمني مي كنند برنامه هاي تحصيلي به خوبي اجرا مي شود .
به طور يكه پاره اي از كتب رواني و تربيتي امروز استفاده ميشود كارشناسان آموزش و پرورش عقيده دارند كه تشويق افراد خوب و وظيفه شناس و همچنين توبيخ متخلفين و وظيفه نا شناسان دو عامل موثر در گسترش خوبيها و جلوگيري از بديهاست و در راه اجرا ء برنامه هاي تربيتي بايد از اين دو وسيله مؤثر استفاده كرد. با اين تفاوت كه تشويق را مؤثر تر از توبيخ دانسته و بدان بيشتر اهميت داده اند .
ويل دورانت مي گويد : وقتي فرزندم خبر مي آورد كه در درس حساب واپس مانده است. تأسف مي خوردم ولي او را توبيخ و ملامت نمي كنم بهتر است نداند كه نمرات او در حساب از نمراتيكه مادر سن او گرفته ايم خيلي بهتر است. اما اگر با نمره هاي خوب به خانه بيايد ما از شادي جشن مي گيريم و همه كوشش خود را به كار مي بريم كه خود را در كاميابيهايش شاد و خرم نشان دهيم.
البته اگر مقصود كارشناسان تربيتي ازتوبيخ اجراء مقررات كيفري يا اظهار عدم رضايت مردم از گناه و گناهكار باشد , مكتب آسماني اسلام با آن موافق است ولي اگر مراد از توبيخ ملامت و تغيير گناه باشد. يعني: متخلف را مورد سرزنش قرار دهيم و تخلفهاي او را يك به يك بشماريم و به رخشن بكشيم و با جملا ت موهن توبيخش نمائيم برنامه هاي تربيتي اسلام با آن موافق نيست .
علي «عليه السلام » مي فرمايد : از مردم عيبجويي نكنيد و براي هر لغزش مورد ملامتشان قرار ندهيد و به هر گناهي كيفر شان ننمايند و به كميل بن زياد توصيه فرمودند : پرهيز كاران را دوست بدار گناهكاران را ترك گوي با منافقين و با خيانتكاران رفاقت مكن.
« مستدر ك 2 , ص 362 »
و درفلسفه عدم سرزنش فرموده اند : از تكرار سرزنش بپرهيزيد كه اينكار باعث پيوستن بيگناه و بي اثر كردن ملامت است . دكتر آلندي مي گويد : يك پسر شانزده ساله كه روز به روز مرتكب دزديهاي بزرگتري مي شد براي درمان به من سپرده شده بود. هنگاميكه اين پسر هفت يا هشت سال داشت يك روز از گنجه مادرش يك قطعه شكلات دزديد , اما كار به اين سادگي پايان نيافت , نوكري كه اين جريان را به چشم ديده بود از همان گنجه پولي دزديد و اين پسرك بي گناه را متهم كرد و آنگاه اين كودك براي دزدي پولي كه مرتكب نشده بود مجازات سختي ديد , زيرا پدرش تصميم گرفته بود به حساب اين بچه , خوب رسيدگي كند . براي اين منظور پدر با مدير مدرسه توافق حاصل كرد و يك روز در حضور تمام همشاگرديهايش او را دزد معرفي كردند , از همان روز كودك دزدي را آغاز كرد و اسباب هاي همشاگردان خود را ميدزديد .
پدر و مادر او بودند كه با ارتكاب يك رشته خطاءي روانشناسي وي را به اين صورت در آورده بودند . روزيكه او را به من سپردند يك در و يك شيشه را مرتكب دزدي شده بود .من موفق شدم كه وي را عوض كنم و به راه راست بياورم درحاليكه اگر اين وضع ادامه مي يافت ممكن بود كودكي كه گمان مي رفت روزي مرد و دلير و مصممي شود .در آينده يك جاني خطرناك بار بيايد . درآئين مقدس اسلام , تمام افراد مسلمين از زن و مرد , فقير و غني , ضعيف و قوي و خلاصه هر كس از هر طبقه و در هر مقام به قدري محترم است كه به موجب روايات بسياري , خداوند اهانت هر يك از آنان را مخالف و محاربه به خودشناخته است .
در مكتب اسلام تمام افراد مكلفند حيثيت و عزت خود را محترم شمارند و از ذلت و زبوني اجتناب كنند. هيچ مسلماني حق ندارد موجبات پستي واهانت خود را فراهم آورد و در اين باره نيز روايات بسياري از اولياء اسلام رسيده است .
امام صادق « عليه السلام » مي فرمايند : خداوند تمام كارهاي مسلمان را به خود آن واگذار كرده و در اختيارش قرار داده است. ولي به او اختيار نداده كه خود را ذليل و خوار نمايد.
« كافي , ج 5, ص 64 »
و حضرت سجاد «عليه السلام » مي فرمايند : دوست ندارم كه با ذلت نفس به ارزنده ترين سرمايه ها و ثروتهادست يابم .
« مستدرك 2 , ص 364 »
در حديث ديگري از امام صادق « عليه السلام » آمده است : در معاشرت با مردم ميانه روباش نه آنگونه خشن و تند خو باش كه مردم از تو دوري كنند و نه آنگونه ضعيف باش كه هر كس با تو برخورد كند تحقيرت كند.
« تحف العقول , ص 316 »
بنابراين اين نظر اسلام با اين شعر سعدي ناسازگاري دارد آن جا كه مي گويد .
من آن مورم كه درپايم بمالند نه زنبورم كه از نيشم بنالند
استاد مطهري در اين باره ميگويد : علي رغم اينكه سعدي نصايح بسيار سودمندي دارد كه از متن اسلام گرفته شده اما اين شعر سعدي تعبير صحيحي نيست . بلكه زبان حال يك مسلمان اينست :
نه آن مورم كه درپايم بمالند نه زنبورم كه از نيشم بنالند . ( 4)
حضرت رسول اكرم « صلي الله عليه واله » براي حفظ عزت و شرافت در رفاقت مي فرمايند : كسيكه تو به حق او توجه داري ولي او به حق تو توجه نمي كند رفيق خوبي نخواهد بود و براي مصاحبت شايستگي ندارد .
«تاريخ يعقوبي , ص 66 »
در اعلاميه حقوق بشر كه فرانسويها منتشر كرده جمله طلاي كه اين اعلاميه با آن شروع ميشود اينست كه : خدا انسانها را آزاد آفريده است اما حضرت علي « عليه السلام » در هزار و دويست سال قبل در نامه اي كه براي امام حسن « عليه السلام » نوشته اند مي فرمايند : پسرم ! هر گز بنده كسي مباش زيرا خداي متعال ترا آزاد آفريده است .
اوليا ء اسلام در راه حفظ عزت نفس و شرافت پيروان خود توصيه كرده اند با كسانيكه نسبت به شما از نظر مالي و اجتماعي در سطح بالاتري هستند قرار رفاقت و مصاحبت نكنيد و از اين رو خويشتن را در معرض خواري و ذلت قرار ندهيد .
البته وظيفه ثروتمندان نيز معين شده است در نهج البلاغه است : چقدر زيباست كه ثروتمند در مقابل فقير متواضع و فروتن باشد. به خاطر رضاي حق و از آن زيبا تر بي اعتنايي فقرا نسبت به اغنيا ء به خاطر اعتماد به حق.
البته در زندگي انسان مواقعي پيش مي آيد كه به ديگران احتياج پيدا ميكند در اين باره پيامر مي فرمايند :{ اطلبوا الحوائج } «حاجتهايتان را بخواهيد» ولي به عزت نفس اما عزت نفس را از دست ندهيد . آنجا كه حاجتتان را با دوست و رفيعي بيان مي كنيد , تا آنجا كه شرافتتان , عزت و كرامت نفستان پايمال نشده جلوبرويد , اما آنجا كه بر كرامت و عزت نفستان خدشه دارد مي آيد توقف كنيد , نياز مندي و نداشتن بهتر است .
علي « عليه السلام » در يكي از خطابه هايي كه درصفين خوانده و در نهج البلاغه آمده است دم از پيروزي و غلبه ميزند و مي گويد : مردن اينست كه مغلوب و تو سري خور ديگران باشيد و لو روي زمين راه برويد .
و زندگي اينست كه پيروز باشيد و لوزيرخاك باشيد

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.