مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24188 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

تفاوت دوست داشتن و عشق در چيست؟

در جوامع و فرهنگهاي مختلف اين واژهها گاه مترادف، گاه متفاوت و گاه مخالف هم به كار ميروند. اما آنچه واضح است - با چشم پوشي از معاني كه اين واژهها در فرهنگهاي مختلف يافتهاند - عشق به نوعي دوست داشتن است، اما دوست داشتني افراطي.

فرهنگهاي مختلف لغت، حُب (دوست داشتن) را به معناي اُنس، اُلفت، محبت و علاقه آوردهاند كه همه جزء ويژگيهاي آدمي است. تقريباً همه آنها عشق را به محبت افراطي تعبير كردهاند.(1) اغلب اين فرهنگها عشق را برگرفته از عشقه ميدانند كه نام نوعي گياه از رسته پيچكها است كه در فارسي به آن عشق پيمان ميگويند. چنان كه معروف است اين پيچك به گرد درختان ميپيچد و از آنها تغذيه ميكند، از اين رو سبب ضعف درخت و خشك شدن تدريجي شاخهها و ساقههاي آن ميگردد. به همين ترتيب وقتي عشق در كسي جاي ميگيرد، او را مبتلا به انواع ناراحتيها، سردرگميها، غمها و اندوهها و حتي شادي و سرور ميكند كه البته غم و اندوه آن شديدتر از سرور و شادي است.

عشق در ادبيات فارسي(2)

ادباي ادبيات كلاسيكما از ديرباز اين كلمه را مورد استفاده قرار داده و تقريباً همه آنها به اين خاصيت اشاره كردهاند: مولوي ميگويد:



عاشقي پيداست از زاري دل

نيست بيماري چون بيماري دل(3)

تصريح مولانا به علامت عاشقي (زاري دل) و بزرگي بيماري دل كه هيچ بيماري ديگري به آن نميرسد، نشان دهنده خواص عشق است

اين مقدمه كوتاه و مجمل در مفهوم عشق در ادبيات فارسي، تفاوت آن را با دوست داشتن و حُب معيّن ميكند. بنابراين ميتوان گفت كه در ادب فارسي و استعمالات مربوط به آن، دوست داشتن امري طبيعي است كه از خواص آدمي است. عشق نوعي دل از دست دادگي و بيماري است كه اگر در مسير صحيح قرار بگيرد، مفهومي عالي و بلند دارد اما اگر در مسير باطل قرار گيرد، ننگ و عار است.

عشق هايي كز پي رنگي بود

عشق نبود، عاقبت ننگي بود

معمولاً در ادبيات از قسمت دوم عشق به شهوت، هوس و هوي رنگ و... تعبير كردهاند. گاهي نيز از خود كلمه عشق استفاده نمودهاند كه به معناي اميال نفساني و هواپرستي است. عشق زميني (به همجنس يا غير همجنس و...) ميتواند توأم با پاكي يا ناپاكي باشد.

در فرهنگ اسلامي، كلمه عشق كاربرد فراواني ندارد و بيشتر در مورد محبت غير خدا مطرح شده است. در حديثي ميخوانيم:

شخصي ميگويد: از امام صادق(ع) از معناي عشق سؤال كردم، فرمود: قلوب خلت من ذكر الله فأذاقها الله حب غيره؛(4) قلب هايي كه از ياد و ذكر خدا خالي باشند، خداوند مبتلا به حب غير خود مينمايد( دوستي غير را به آنان ميچشاند).

اين روايت نشان دهنده آن است كه عشق به معناي دوست داشتن هر كسي غير از خدا است، ولي در بعضي موارد به عشق به عبادت خدا نيز در روايات مطرح شده است. در روايتي پيامبر اسلام(ص) فرمودهاند: بهترين مردم كسي است كه نسبت به عبادت عشق ورزد و با عبادت معانقه كند و او را با تمام وجود لمس نمايد.(5)

پي نوشتها:

1 - براي نمونه مراجعه كنيد به: تاج العروس من جواهر القاموس، ج13، ص 334؛ ترتيب قاموس المخيط علي طريقه المصباح المنير و اساس البلاغه، ج3، ص 233؛ الكافي معجم عربي حديث، ص 691.

2 - براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به: لغت نامه دهخدا، ج10، ص 14024. علامه دهخدا در ذيل كلمه عشق و معناي مختلف آن و شواهد مثال، به طور خلاصه مطالب ارزندهاي آورده است.

3 - مثنوي معنوي، دفتر اول، حكايت كنيزك و پادشاه، بيت 109

4 - علل الشرايع، ج1، باب 118.

5 - الكافي، ج2، ص 83.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.