-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12886)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(12346)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8951)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4735)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2476)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1567)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1410)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1228)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(990)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(869)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26163 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

دنياي متغير با قوانين ثابت اسلام چگونه سازگار است ؟
ايـن سـوال بـراي هـر فردي كه آشنايي مختصري با علوم اجتماعي دارد و وضع ناپايداري رسوم و عادات و صنعت و تكنيك جامعه ها را از نزديك مشاهده مي نمايد , مطرح مي باشد . گـذشـتـه از اين , خود اين پرسش يكي از سوالاتي است كه پيرامون خاتميت پيامبر اسلام مطرح شـده و عـلـمـا و دانـشـمندان اسلامي پيرامون آن بحثهاي مفصل وطولاني دارند و در برخي از شماره هاي مجله مكتب اسلام به مناسبتهاي مختلفي پيرامون آن بحث شده است . (1)اين اشكال در حقيقت همان ايرادي است كه بعضي از مسيحيان نيز دارند . مثلا پروفسور جان الدر در مقدمه كتاب باستان شناسي كتاب مقدس , در مقام پوزش طلبي كه چـرا حضرت مسيح براي بشريت قوانين اجتماعي نياورد به اين سوال توجه نموده و مي نويسد : جـامـعـه هاي متغير و متحول را نمي توان با يك رشته قوانين ابدي اداره نمود و براي همين جهت حـضـرت مـسـيح جامعه ها را در موضوع قوانين به خود آنهاواگذاشت تا خود را با گذشت زمان تطبيق دهند و خود به وضع قوانين بپردازند . گـويـا جان الدر منظورش از اين سخن ضمن دفاع از اين كمبود مسيحيت كنوني ,تعريض به اسلام بوده كه قوانين و مقررات اجتماعي وسيعي دارد . ولي اين آيه كه آيين مسيحيت كنوني فاقد يك دكترين جامع براي زندگي است ,خود اشكالي مهم است و تاكنون جهان مسيحيت به صورتهايي مختلفي خواسته از آن دفاع كند و نتوانسته است راه حل قابل توجهي براي آن پيدا كند . در هـر صورت آنچه لازم است در پاسخ اين سوال و سوالات مشابه آن گفته شود , اين است كه در اسـلام دو نـوع قـانـون داريـم :1 - قـوانـيـن ثـابـت و همگاني و به اصطلاح ابدي و هميشگي كه دگرگوني به آنها راه ندارد . 2 - اصـول و مـقررات متغير و متحول كه با تغيير شرايط و مقتضيات تغيير و تبديل پيدا مي كند و آنچه مهم است بيان ملاك قوانين ثابت است و مقررات متغير و تشخيص اين دو نوع از يكديگر است . توضيح : آن قسمت از مسائل اخلاقي و شوون اجتماعي و قوانين مدني و جزايي كه ازاصول فطري و غرايز ثابت انساني مايه مي گيرد و طبعا در همه جوامع و اجتماعات يكسان است , قوانين مربوط به آن , در اسلام ثابت و لايتغير مي باشند و جزئيات آن در فقه اسلامي پيش بيني شده است . اما آن سلسله از مقرراتي كه مربوط به شرايط خاص زماني و مكاني است و جوامع نسبت به آن با هم فرق دارند , براي آنها در قوانين اسلامي فقط يك سلسله اصول كلي تعيين شده كه با توجه به آنها بـايـد جـزئيـات آن طـبق نيازمنديهاي اعصار و قرون وجوامع مختلف به وسيله محققان اسلامي تعيين گردد . بـراي تـوضـيح موارد اين دو صورت و تشريع ملاك قوانين ثابت و مقررات متغير , توجه شما را به مطالب و مثالهاي زير جلب مي نماييم :هر انساني - با قطع نظر از شرايط مختلف زماني و مكاني - داراي يـك سـلـسـلـه غرايز وروحيات و خواستهاي دروني است كه معرف وجود او بوده و او را از حـيـوانـات جـدامي سازد و اين غرايز - و به اصطلاح اين امور فطري - جزء حقيقت وجود اوست و باگذشت زمان هرگز تغيير نمي پذيرد . مثلا , انسان يك موجود اجتماعي است كه براي زندگي دسته جمعي آفريده شده است . هـمـچـنين او در زندگي خود به تشكيل خانواده نياز دارد و بدون اين اجتماع كوچك ,زندگي طبيعي براي او امكان پذير نيست . بـنابر اين دو اصل , يعني زندگي انسان به صورت اين اجتماع بزرگ و كوچك , جزء حقيقت وجود اوست و هرگز از او جدانمي گردد ; در اين صورت قوانين مربوط به برقراري نظم و عدالت اجتماعي و روابطحقوقي افراد و وظايف زن و شوهر در برابر يكديگر , همواره بايد ثابت و ابدي باشد زيـرا جـامعه انساني با تمام تحولات و تغييراتي كه دارد , هرگز اصل اجتماعي بودن انسان را تـغـيـيـر نمي دهد ; بنابر اين قوانيني كه براي حفظاجتماعي بودن وي تنظيم مي گردد , هرگز تغيير نخواهد پذيرفت . هـمـچـنين زندگي انسان بر خلاف جانداران ديگر مانند زنبور عسل و مورچه كه زندگي دسته جـمـعي دارند , بر اساس قانون تكامل نهاده شده , بنابر اين قوانين مربوط به اصول تكامل اجتماع بايد هميشه ثابت و لايتغير باشند . عـلاقـه پـدر و مادر به كودكان يك علاقه فطري و طبيعي است , حقوقي كه بر اين اساس -مانند ارث و تربيت - وضع مي گردد بايد ثابت و ابدي باشند . در ايـن مـوارد نمونه هاي فراوان ديگري وجود دارد كه مدلل مي سازد كه اساس قوانين اسلامي را فطرت و غريزه ثابت و پايدار انسان تشكيل مي دهد , در اين صورت بايدقوانين مربوط به آنها ابدي و دائمـي بـاشـنـد ; زيـرا درست است كه قيافه اجتماع درهر عصر دگرگوني پيدا مي كند , ولي انـسـان قرن بيستم از نظر فطرت و روحيه و غريزه و تمايلات ثابت طبيعي مثل همان انسان قرن دهـم اسـت و انـسـانـيـت و مـشـخصات و روحيات هر دو از نظر كلي يكي است و هرگز غرايز و مشخصات وجودي آنها دگرگون نگرديده است . اسـلام روي همين جهت - در اين موارد - براي اجتماع , اصول حقوق افراد , روابطعمومي مردم , روابط خانوادگي , ازدواج , تجارت , مسائل مالي و مانند آنها ,قوانين ثابتي وضع نموده است . گـذشته از اين , يك سلسله كارهاست كه مصالح و مفاسد فردي و اجتماعي ثابت وپايداري دارند كه با گذشت زمان تغيير نمي پذيرند و طبعا بايد قوانين ثابت ولايتغيري داشته باشند , مثلا دروغ , خيانت , هرزگي و بي بند و باري همواره زشت وبد و تباه كننده اجتماع بوده و هست . از ايـن نـظـر بـايـد تحريم و ممنوعيت آنها ابدي و دائمي باشد , زيرا اگر چه قيافه اجتماع عوض مي شود ولي زيان اين اعمال همان است كه بوده ; همچنين قوانين مربوطبه تهذيب نفس و فضايل اخـلاقـي و سجاياي انساني , مانند وظيفه شناسي , نوعدوستي ورعايت عدالت و دهها مانند اينها بايد دائمي و هميشگي باشد و تغيير و تبديل درآنها راه پيدا نكند . بـنـابر اين , قانون مربوط به هزار و چهار صد سال پيش در اين گونه مسائل و مسائل ديگري كه بر اساس فطريات و غرايز انساني است , با يك واقع بيني خاصي كه مبتني بر شناخت حقيقت انسان و ارزيـابـي غرايز او وضع شده است ,خواهد توانست اجتماع كنوني و همچنين اجتماعات آينده را به وضع خوبي اداره كند ,اين بحث در مورد قوانين ثابت بود . انـسـان عـلاوه بـر ايـن غـرايز ثابت و لايتغير , داراي يك سلسله شرايط زماني و مكاني است كه با دگرگوني آنها وضع او نيز تغيير خواهد نمود , در اين صورت كليه مقررات مربوط به اين موضوع بـايد در حال تغيير بوده باشد ; از اين نظر در اسلام براي اين موضوعات , احكام خاصي وضع نشده است و همواره تابع شرايطي است كه پيرامون آنهاوجود دارد . الـبته تغيير و تحول در اين موضوعات به آن معني نيست كه تحت هيچ قانوني داخل نباشند , بلكه اين قسم مقررات بايد با توجه به يك سلسله اصول كلي ثابت استنباط و اجرا گردند . بـراي تـوضيح اين نوع مقررات , مثالهاي زيرا رامي آوريم :مثلا , حكومت اسلامي درباره مناسبات خـود بـا اجـانب نمي تواند براي ابد نظر واحدي اتخاذ كند ; گاهي شرايط ايجاب مي كند كه از در دوسـتـي وارد گـردد و مناسبات دوستانه اي برقرار سازد و روابط تجاري وسيعي به وجود آورد و گاهي شرايط ايجاب مي كند كه شدت عمل به خرج داده و روابط خود را قطع كند و روابط تجاري را تـا مـدتـي تـحـريـم يـا مـحـدود نمايد و موضوع معروف تحريم تنباكو به وسيله يكي از مراجع بزرگ پيشين در برابر يك دولت انحصار طلب استعماري , يكي از همين مواردي است كه درتاريخ معاصر رخ داده است . اسلام در مسائل دفاعي و نوع اسلحه جنگي و نحوه استقلال و تماميت ارضي و جلوگيري از نفوذ دشـمـنـان , احـكـام خاصي ندارد , بلكه بايد با در نظر گرفتن اوضاع و احوال موجود , مقررات و احـكامي از طرف حكومت اسلامي در نظر گرفته شود و از راهي كه به حفظ مقاصد اسلام كمك كند اقدام گردد . از ايـن نظر , اسلام در تقويت بنيه دفاعي به وضع يك اصل كلي دست زده و مصداق و نوع سلاح و تـاكـتـيك را معين نمي كند و مي فرمايد : و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه هرنيرويي در قدرت داريـد , براي مقابله با آنها [ دشمنان ] آماده سازيد (2)و اگر در ذيل آيه فرموده است كه اسبان نـيـرومـنـدي تهيه نماييد , براي بيان مصداق رايج آن زمان بوده , زيرا نيرومندترين وسيله نقل و انتقال در آن زمان اسب بوده است . هـمچنين در مسائل مربوط به فرهنگ و توسعه علوم و نحوه حفظ امنيت داخلي و برقراري نظم و آرامش و 000 , مقررات خاصي وضع نكرده است و تمام اينها را به نظر حكومت اسلامي - مقامي كه از نظر قوانين اسلام صلاحيت حكومت را دارد - موكول نموده است . اسلام فقط به تحصيل دانشهاي مفيد دعوت نموده و توسعه و گسترش فرهنگ اسلامي وانساني را خـواسـتـار شـده است , ناگفته پيداست كه وسايل گسترش و نحوه تحصيل ,نسبت به شرايط زمـانـي و مكاني تغيير مي يابد و دگرگون مي گردد و همچنين موضوع حفظامنيت و برقراري نظم و 000 . البته بايد توجه نمود كه تشخيص احكام ثابت از مقررات متغير در صلاحيت مراجع عالي شرع است و هـيـچ شـخـص و مقامي نمي تواند بدون مراجعه و تصديق اين مقامات عالي شرع ,در اين موارد اظهار نظر كند .

پاسخ به پرسشهاي مذهبي
مكارم شيرازي - ناصر و جعفر سبحاني 1 - به شماره هاي 5 و 6 و 7 سال دوم و همچنين به شماره 11 سال ششم مراجعه فرماييد . 2 - سوره انفال , آيه 60 .

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.