-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(13071)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12894)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8993)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4740)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2477)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1572)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1415)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1234)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(994)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(872)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26800 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

چرا در احكام ديني براي زنان سختگيري و محدوديتهاي بيشتري وضع شده تا براي مردان؟

در مجموع و با نگرشي كلّي ميتوان گفت كه تفاوتي بين زن و مرد در حقوق نيست امّا با توجه به خصوصيات و وظايفي كه تكويناً بر عهده مرد و زن نهاده شده، تفاوت هايي نيز در حقوق از جهت تشريعي بين زن و مرد احساس ميشود. اين تفاوتها به لحاظ خلقتي كه زن و مرد دارند، تنظيم شده و تشريع احكام مطابق با تكوين و آفرينش آن دو است و تفاوت غير از تبعيض است، تفاوتها بر اساس ويژگيها و استعدادها تنظيم ميشود و تبعيض بي عدالتي است اما تفاوت در ويژگيها بر اساس حكمت عميق و دقيق تنظيم شده تا هر يك وظايف خاصي را بر عهده گرفته و مكمل يكديگر باشند.

بنابر اين بر اساس حكمت الهي بين زن و مرد تناسب وجود دارد و تفاوتها به خاطر ايجاد تناسب بين آن دو است، مثلاً اگر همه انسانها مرد بودند و زنان نيز از لحاظ جسمي و روحي و رواني مانند مردها بودند، مكمّل يكديگر نبودند، بنابر اين تفاوتهاي زن و مرد تناسب است، نه نقص و كمال، قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشتري ميان زن و مرد كه براي زندگي مشترك ساخته شدهاند به وجود آورد.(1) زن براي زن بودن موجودي كامل است و مرد براي مرد بودن موجودي كامل است، هيچ كدام در مرحله خودشان ناقص نيستند. با اين ديدگاه مرد و زن هر دو مساوي هستند و تفاوت بين آن دو در مقام مقايسه است، وقتي ميخواهيم زن و مرد رابا هم مقايسه كنيم، تفاوت بين آن دو وجود دارد. اين تفاوت لازم و ضروري است، اگر اين تفاوتها نبود، در آفرينش، هر دو نقص وجود داشت.

شهيد مطهري درباره تفاوتهاي بين زن و مرد مينويسد: مرد از لحاظ جسمي درشت اندامتر، بلند قدتر، خشنتر و صداي او كلفتتر است، ولي زن كوچك اندامتر، كوتاه قدتر، ظريفتر و لطيفتر است. رشد بدني زن سريعتر است و رشد بدني مرد كندتر، از اين رو زنان زودتر بالغ ميشوند و مردان ديرتر.

از لحاظ رواني هم ميل مرد به ورزش و شكار و كارهاي پر تحرك بيش از زن است. احساسات مرد مبارزانه و جنگي و احساسات زن صلح جويانه و نرمي است. مرد متجاوزتر و غوغاگرتر است و زن آرامتر و ساكتتر است. احساسات زن از مرد جوشانتر است و سريعتر تحت تأثير احساسات خويش قرار ميگيرد. زن طبعاً به زينت و زيور و جمال و آرايش و مدهاي مختلف علاقه زيادي دارد، برخلاف مرد. زن از مرد محتاطتر، مذهبيتر، پر حرفتر، ترسوتر و تشريفاتيتر است.

احساسات زن مادرانه است و اين احساسات از دوران كودكي دختر نمودار است.

مرد بنده شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد است. مرد ميخواهد زن را تصاحب كند و در اختيار بگيرد و زن ميخواهد دل مرد را مسخّر خود كند. مرد ميخواهد زن را بگيرد (به دنبال زن ميرود) ولي زن ميخواهد او را بگيرند (مينشيند تا دنبالش بيايند و خواستگاري كنند. زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود و شهوت مردابتدايي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريك.(2)

تا اينجا بحث از تفاوتهاي بين زن و مرد بود كه طبعاً تفاوت در وظايف و حقوق و نقشي را كه هر يك در جامعه انساني ايفا ميكنند، بدنبال دارد، اما محدوديتهاي بيشتر زنان كه در سوال ذكر شده، دقيقاً مشخص نيست كه مقصود چيست. اگر مسائلي مانند حجاب و... باشد، مشخص است كه اين مسئله و مسايلي از اين قبيل با توجه به مسئوليت و موقعيت زن و جاذبه جنسي و تحريكپذير مردان و اموري كه ذكر شد، موجب اين محدوديت ميشود. محدوديتها در برخي از امور كه در واقع مراقبتهاي خاص است، به معناي كم ارزش بودن آنها نيست، بلكه بالعكس چه بسا مراقبت بيشتر و برخي محدوديتها به جهت ارزشمند بودن آنها است.



براي روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذيل لازم است:

1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ ديني

بر اساس فرهنگ اسلامي، انسان موجودي است كه براي رسيدن به كمال و معنويّت خلق گرديده است. اسلام با تنظيم و تعديل غرايز به ويژه غريزه جنسي و توجه به هر يك از آنها در حدّ نياز طبيعي، سبب شكوفايي همه استعدادهاي انسان شده و او را به سوي كمال سوق داده است.

پوشش مناسب براي زن و مرد عامل مهمي در تعديل و تنظيم اين غريزه است.

2- توجه به ساختار فيزيولوژي انسان

نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاي مستقيم با تفاوتهاي جسمي و روحي زن و مرد دارد.

در تحقيقات علمي در مورد فيزيولوژي و نيز روانشناسي زن و مرد ثابت شده كه مردان نسبت به محرّكهاي چشميِ شهوتانگيز حساس ترند و چون تأثير حس بينايي زيادتر است و چشم از فاصله دور و ميدان وسيعي قادر به ديدن است، از سوي ديگر ترشّح هورمونها در مرد صورتي يكنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتي گسترده تحت تأثير محرّكهاي شهواني قرار ميگيرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّكهاي حسي پاسخ ميدهند. حس لامسه بروز زيادي ندارد و فعاليتش محدود به تماس نزديك است.

از اين گذشته چون هورمونهاي جنسي زن به صورت دورهاي ترشخ ميشوند و به طور متفاوت عمل ميكنند، تأثير محرّكهاي شهواني بر زن صورتي بسيار محدود دارد و نسبت به مردان بسيار كمتر است.

با توجه به مطالب فوق ميتوان گفت: حجاب در اسلام از يك مسئله كلّي و اساسي ريشه گرفته است. اسلام ميخواهدد انواع التذاذهاي جنسي (چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر) به محيط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص يابد و اجتماع تنها براي كار و فعاليت باشد، بر خلاف سيستم غربي كه حضور در جامعه را با لذت جويي جنسي به هم ميآميزد و تعديل و تنظيم امور جنسي را به هم ميريزد.

اسلام قائل به تفكيك ميان اين دو محيط است و براي تأمين اين هدف، پوشش و حجاب را توصيه نموده است، زيرا بي بند و باري در پوشش به معناي عدم ظابطه در تحريك غريزه و عدم محدوديت در رابطه جنسي است كه آثار شوم آن بر كسي پوشيده نيست.

ج) آثار و فوايد رعايت حجاب و پوشش ديني

1- بهداشت رواني اجتماع و كاهش هيجانها و التهاب جنسي كه سبب كاهش عطش سيري ناپذيري شهوت است.

2- تحكيم روابط خانوادگي و برقراري صميميت كامل زوجين.

با رواج بي حجابي و جلوه گري زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعي محدوديت و پايان آزاديهاي جنسي خود تلقّي ميكنند وافراد متأهل هر روز در مقايسهاي خطرناك ميان آن چه دارند و ندارند، قرار ميگيرند. اين مقايسهها، هوس را دامن زده و ريشه زندگي را ميسوزاند.

3- استواري اجتماعي و استيفاي نيروي كار و فعاليّت

دختر و پسري كه در محيط كار و دانشگاه تحريك شهواني شوند، از تمركز و كارآيي آنها كاسته ميشود و حكومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نيروي فكري و كاري است.

4- بالارفتن ارزش واقعيت زن و جبران ضعف جسماني او

حيا، عفاف و حجاب زن ميتواند در نقش عاطفي او و تأثيرگذاري بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن يكي از وسائل مرموز براي حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.

اسلام حجاب را براي محدوديّت و حبس زن نياورده، بلكه براي مصونيّت او توصيه كرده است، زيرا اسلام راضي به حبس، ركود و سركوبي استعدادهاي زن نيست، بلكه با رعايت عفاف و حفظ حريم، اجازه حضور زن را ير اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهواني و تجاري منع كرده است.

در واقع حجاب موجب محدوديت، مردان هرزه ميباشد كه در صدد كام جوييهاي آزاد و بي حد و حصر هستند و مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان منظور است.

علاوه بر مطالب فوق استاد مطهري در بيان اين كه چرا حجاب به زنان اختصاص يافته مي گويد: اما علت اين كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است كه ميل به خود نمايي و خودآرايي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچي، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچي. ميل زن به خود آرايي از حس شكارچيگري او ناشي ميشود. در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاي بدن نما و آرايشهاي تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود ميخواهد دلبري كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين انحراف تبرّج و برهنگي، از انحرافهاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است.(3) به عبارت ديگر: جاذبه و كشش جنسي و زيبايي خاص زنانه و تحريك پذيري جنس مردانه، يكي از علتهاي اين حكم است. توصيه و دستور الهي به پوشش و حجاب براي زنان، به منظور ايجاد محدوديت و محروميت و چيزهايي از اين قبيل كه تنها فريب شيطانياند نميباشد، بلكه در واقع براي آگاهي دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه بايد از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. اين كاملاً معقول است كه هر چيزي ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بيشتري را ميطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل يك ابزار براي مطامع سودپرستان در نيايد.

به ياد داشته باشيم كهغريزه جنسي، نيرومند و عميق است. هر چه بيشتر اطاعت شود، سركشتر ميگردد، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر هيزم بدهند، شعله ورتر ميشود، و شهوت خود را به صورت يك عطش روحي و خواست اشباع نشدني در ميآورد.(4) و وضعيت جهان معاصر و كشانده شدن عدهاي به همجنس بازي نشانه آشكاري از اين حالت است.

بنابراين رعايت نكردن پوشش اسلامي توسط زنان نه تنها از بين رفتن حساسيت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغيان غريزه جنسي آنان نيز ميگردد و پس از مدتي باعث دلزدگي و بي معنايي آن خواهد شد.

در مورد مردان نيز اين گونه نيست كه بتوانند با هر نوع لباسي از خانه بيرون آيند و نوع پوشش آنها مي تواند به هر صورتي باشد بلكه مردان نيز در اين جهت با محدوديت هاي خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بيشتر در اجتماع و كارهاي سخت و به جهاتي كه در بالا ذكر شد با زنان متفاوت است.

پي نوشتها:

1 - شهيد مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، مجموعه آثار، ج 19، ص 175.

2 - مجموعه آثار، ج 19، ص 178 تا 179.



3. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخيص.

4. همان، ص 434.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.