-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(13172)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12896)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(9003)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4740)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2478)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1572)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1416)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1235)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(994)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(872)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26811 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

نسبت خداوند با جهان هستي چيست؟ آيا فقط آفريدگار است و پس از آفرينش كاري با جهان ندارد؟ اگر كاري دارد، چرا مسلمانان را به حال خود رها كرده و هيچ كاري براي بهبود آنان انجام نمي دهد؟

از براهين عقلي با اتكا به وحي استفاده مي شود كه اصل آفرينش و اعطاي وجود به مخلوقات، مقتضاي صفات علياي الهي است و آفرينش نيز منحصر به آفرينش مستقيم و بي واسطه نيست. خدايي كه نخستين مخلوق را مستقيماً و بي واسطه مي آفريند، افعال و مخلوقات او را هم با وساطت وي مي آفريند. اگر صدها واسطه هم در كار باشد، باز همگي آن ها مخلوق با واسطه خدا به شمار مي روند. به تعبير فلسفي: علتِِ علت، هم علت است و معلولِ معلول هم معلول. در واقع با اين مطلب، معلوليت همه جهان را نسبت به وي اثبات مي كنند.

اما بر اساس اصول حكمت متعاليه و مخصوصاً با توجه به اصل تعلقي بودن وجود معلول و عدم استقلال آن نسبت به علت هستي بخش، اين مطلب تبيين روشن تر و استوار تري يافت. و حاصل آن اين است: هر چند هر علتي نسبت به معلول خودش از نوعي استقلال نسبي برخوردار است اما همگي علت ها و معلول ها نسبت به خدا عين فقر و وابستگي و نياز هستند و هيچ گونه استقلالي ندارند، از اين رو خالقيت حقيقي و استقلالي، منحصر به خدا است و همة موجودات در همة شئون خود و در همه احوال و زمان ها (مستقيماً) نيازمند به وي مي باشند. محال است كه موجودي در يكي از شئون هستي اش بي نياز از وي گردد و بتواند مستقلاً كاري را انجام دهد.(1)

بنابراين اگر قبول كرديم خداوند خالق جهان هستي است و تمام پديده ها مخلوق وي هستند، در هر لحظه اي نياز به علت خود دارند تا آن ها را حفظ كند.

متكلّمان اسلامي غالباً ملاك نيازمندي معلول را حدوث يا امكان و حدوث تواماً مي دانسته اند بقاي معلول را محتاج به علت نمي شمرده اند و حتي از بعضي نقل شده كه اگر در مورد خدا هم زوالي امكان مي داشت، ضرري به وجود عالم نمي زد.

ايشان براي تأييد نظرية خود به شواهدي از بقاي معلولات پس از زوال علل آن ها تمسك كرده اند، مانند فرزندي كه پس از مرگ پدر زنده مي ماند يا ساختماني كه بعد از مرگ سازنده اش باقي مي ماند.

فلاسفه در مقابل ايشان گفته اند: ملاك نيازمندي معلول به علت تنها امكان است، نه حدوث و نه مجموع امكان و حدوث، و چون هر موجودي در حال بقا نيز موجودي ممكن الوجود است، پس در هر لحظه، نياز به علت تامه خود دارد.

دربارة مواردي كه متكلمان به عنوان شاهد بر بقاي معلول بعد از نابودي علت ذكر كرده اند، بايد گفت در اين موارد علل حقيقي نابود نشده اند، بلكه آن چه نابود شده يا تأثيرش بريده گرديده، علت اعدادي (آماده كننده) است كه در واقع علت بالعرض براي معلول هاي نامبرده مي باشد.(2)

اما اين تصور كه خداوند مسلمانان را به حال خود رها كرده و براي بهبودي آنان كاري انجام ندهد، صحيح نيست. خداوند در عين حال كه به موجودات فيض مي رساند و هر لحظه موجودات به فيض او نيازمند هستند، براي جهان هستي سنّت ها و قوانين قرار داده كه هيچ گاه تغيير و تبديل نمي يابند.

سنّت ها در تمام جهان هستي، از جمله در مورد انسان جاري و تخلق ناپذير است. از جمله سنّت هاي تغيير ناپذير الهي اين است كه انّ الله لا يغيّر ما بقومٍ حتي يغيّر ما بانفسهم؛ خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد، مگر آن كه خود آن را تغيير دهند. يعني بخواهند و در راه به دست آوردن آن تلاش كنند.

مسلمانان مثل ديگر مردم دنيا بايد با تلاش خود موانع و مشكلات را از ميان بردارند و عدالت اجتماعي را در جامعه بر قرار كنند، بنابراين انتظار اين كه در گوشه اي بنشينيم و خداوند تمام مشكلات را حل كنند، تصور نادرستي است، زيرا خداوند به انسان خرد و انديشه و امكانات مادي و معنوي داده است تا در پرتو استفاده از اين ابزارها، سعادت دنيا و آخرت خود را به دست آورد. از اين جهت چيزي براي مسلمانان فرو گذار نكرده است. همان گونه كه ملتايران اراده تغيير سرنوشت خود نمود و در راه آن انقلاب بزرگي را به راه انداخت و خداوند در اين مسير آن ها را ياري كرد.

در دوره اي از تاريخ كه مسلمانان داراي تمدن درخشان و پيشرفته اي بودند، آيا چيزي جز تلاش و كوشش، آنان را صاحب تمدن عظيم و پيشرفته نمود؟!

تا زماني كه علل عقب ماندگي مسلمانان مورد بررسي قرار نگيرد و براي رفع آن ها تلاش و اقدامي نكنند، سنّت تغيير وضعيت مسلمانان (كه با خواست و تلاش آن ها فراهم خواهد شد ) تحقق يافت.

پي نوشت ها:

1. مصباح يزدي، آموزش فلسفه، ج 2، ص 360.

2. براي توضيح بيشتر ر.ك: مصباح يزدي، آموزش فلسفه، ج 2، ص 59.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.