-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(13166)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12896)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(9000)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4740)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2478)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1572)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1416)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1235)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(994)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(872)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26812 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

آيا ولي فقيه قدرت سلب اراده از انسان مسلمان يا غير مسلمان را دارد؟ آيا اين امر بدترين نوع ديكتاتوري محسوب نميشود؟

هيچ كس نه تنها حق سلب اراده از انسان را ندارد، بلكه امكان سلب اختيار نير در دست هيچ كس نيست، سنت و قانون آفرينش الهي در حق انسانها آن است كه همه افراد آزاد هستند كه كارهاي خود را از روي اختيار انجام دهند. در حكومت ولايت فقيه، آن چه حاكم و اصلي است كه بايد باشد، قانون الهي است، ملاك تصدي حكومت، شخصيت حقيقي رهبر و زمامدار نيست، بلكه شرايط و ملاكهاي خاص در آن مورد نظر است و همه موظف به رعايت دقيق حدود قانون و موازين شرعي ميباشند.

در اسلام، عدالت قانوني عام است كه تمامي افراد را بدون استثنا شامل ميشود. به گفته حضرت اميرالمؤمنين (ع) العدل سائس عام(1) حقوق مدني متعلق به تمام شهروندان است و وليْ فقيه و دولت موظف به تامين آنها هستند.

در جامعه ولايي هيچ كس حق تجاوز از قانون و تعدي به حقوق ديگران را ندارد و تمامي شهروندان حتي كافران ذمي و اقليّت هاي مذهبي كه زير پوشش نظام اسلامي قرار ميگيرند، از حقوق قانوني خود برخوردارند، نيز اموال و دارايي و آزادي هاي قانوني شان در حمايت قرار دارد. كسي كه حريم آنها را محترم نشمرد، از عدالت ساقط ميشود، به طوري كه نه تنها لياقت و شايستگيولايت و زمامداري را از دست خواهد داد. بلكه شايستگي مناسب پايينتر مثل امامت جماعت و اقامه شهادت در دادگاه نيز از او سلب ميشود.

فعاليت و شركت در تمامي امور اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، طبق موازين شرعي و الهي، كاملاً آزاد است و براي هيچ صنف و دسته خاصي امتياز ويژه و خاصي قابل پذيرش نيست. تنها ملاك وامتياز و عدالت، تقوا و حدود الهي در بُعد فردي و اجتماعي خواهد بود، چرا كه به گفته قرآن ان اكرمكم عنداللَّه اتقيكم.(2)گراميترين شما نزد خدا با تقواترين شما است.

آيا ولايت فقيه ديكتاتوري محسوب نميشود؟

بايد ابتدا ويژگيهاي ديكتاتوري را با حكومت ولايي مقايسه كنيم تا تفاوت آنها آشكار شود، به دو ويژگي اشاره ميكنيم:

ويژگي اوّل ديكتاتوري نامحدود بودن قدرت است،ولي در حكومت ولايي قدرت نامحدود وجود ندارد، زيراحكومتولايي مي كوشد بستر مناسب براي بروز و شكوفايي استعدادها را فراهم آورد و مردم علاوه بر سعادت دنيوي بتوانند آخرت را طي كنند، در واقع حكومت ولايت فقيه به اجراي عدالت و قوانين الهي محدود است و در صورت گذشتن از اين حد، حق هيچ حكومتي ندارد، پس نامحدود نيست.

آيا در چنين نظام سياسي كه مقصود شما نظم اجتماعي و رفاه مادي نيست، ميتوان تصور كرد كه فردي با قدرت نامحدود در رأس هرم قدرت وجود داشته باشد؟

در نظام ديكتاتوري، قانون اراده ديكتاتور است اما در ولايت فقيه قانون احكام الهي است و وظيفهزمامدار تنها اجراي احكام شريعت و رعايت مصالح اسلام و مسلمانان است. و به هيچ وجه اجازه تجاوز از اين محدوده را نخواهد داشت.

ويژگي دوم ديكتاتوري به قدرت رسيدن با توسل به زور است، ولي از نظام ولايي، اعلام پذيرش و وفاداري مردم شرط اعمال ولايت است، هر چند معصوم يا فقيه جامع الشرايط ولايت شرعي داشته باشد، ولي تا زماني كه مردم از آن استقبال نكنند و نپذيرند، نميتواند عهده دار حاكميت شود، بنابر اين نه ولي فقيه و نه هيچ كس ديگر نميتواند اراده انسانها را از ايشان سلب كند، ولي هر نظام و كشوري قوانين ويژه خود را دارد، كساني ميتوانند از مزاياي شهروندي استفاده كنند كه قوانين جاري را رعايت نمايند، و اين در هر جامعهاي وجود دارد، كه به معناي ديكتاتوري نخواهد بود، زيرا در غير اين صورت جامعه به سوي هرج و مرج خواهد رفت.

پي نوشت ها:

1 - نهج البلاغه، حكمت 437.

2 - حجرات (49)، آيه 13.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.